تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: درد دلی با کربلا
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
حسین جان...

من
دائم البکاء
و تو هم دائم الکرم......

زیباست
اشک چشم گدا
داخل حرم.........

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّه

اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد


بسم اللہ. ..

هر شب جمعه دعا درحرمت می طلبد...
گریه زاری گدا در حرمت می طلبد...
پنج شنبه دم مغرب همه جا غلغله است...
چون می آید خودِ مادر، حرمت می طلبد
سمت شش گوشه و گودال وَ شاید هم تل ّ...
روضه ی داغ؛سه جا درحرمت می طلبد...
دلتنگ کربلام...

شب جمعه شب زیارتی ارباب
السلام علیک یا ابا عبدالله
السلام علیک یا ابا عبدالله
السلام علیک یا ابا عبدالله
[تصویر: 88983997200068369099.gif]
هر چه نه یاد تو فراموش به
حسین
نمیدونم چرا امشب عجیب حال کربلا دارم...تا حالا هم نرفتم
خواستم یه چیزی بگم ، دیدم متن توی عکس خودش گویاست...
التماس دعا

[تصویر: SaveasImage5979x1_12.JPG]
در طریقت زحمت بسیارها باید کشید

تا تقرب منت جام بلا باید کشید

یار ما بد نیست از ما یک ملاقاتی کند

گه کریمان را به بالین گدا باید کشید

در مسیر دلبر ما چشم پاکی واجب است

گر نظر خورد انتقامش را ز ما باید کشید

نیست توجیه قبولی دیدگان خشک را

از میان چاه، گاهی آب را باید کشید

وقت روضه زودتر از هر چه باید گریه کرد

سفره که آماده شد، فوراً غذا باید کشید

الدواء عند الحسین و الشفاء عند الحسین

بهر درمان یافتن دست از دوا باید کشید

رفته رفته وقت ما دارد به پایان میرسد

تا که عمری هست ناز یار را باید کشید

عاشقان بی کفن ها، با کفن بیگانه اند

بعد مردن روی ما یک بوریا باید کشید
بسم الله الرحمن الرحیم

می‌روم گاهی خراسان گاه‌گاهی کربلا

یک طرف شمس‌الشموس و یک طرف شمس‌الضحی

هر دو تنها، هر دو دور افتاده، هر دو خون‌جگر
کار عشق این است آری اَلبلاءُ لِلولا

از علی هر کس نشان دارد به غربت مبتلاست
او حسین بن علی شد، این علی موسی‌الرضا

او جوانان بنی‌هاشم شهیدانش شدند
"ای جوانان عجم! جان من و جان شما"

اصفهان، شیراز، مشهد، فکّه، خرّمشهر، فاو
سوریه، لبنان، فلسطین، کلُّ ارضٍ کربلا



[تصویر: 584748343_1_3_1.jpg]
[تصویر: IMG23070977.jpg]

خوشا دردی!که درمانش تو باشی
خوشا راهی! که پایانش تو باشی

خوشا چشمی!که رخسار تو بیند
خوشا ملکی! که سلطانش تو باشی

خوشا آن دل! که دلدارش تو گردی
خوشا جانی! که جانانش تو باشی

خوشی و خرمی و کامرانی
کسی دارد که خواهانش تو باشی

چه خوش باشد دل امیدواری
که امید دل و جانش تو باشی!

همه شادی و عشرت باشد، ای دوست
در آن خانه که مهمانش تو باشی

گل و گلزار خوش آید کسی را
که گلزار و گلستانش تو باشی

چه باک آید ز کس؟ آن را که او را
نگهدار و نگهبانش تو باشی

مپرس از کفر و ایمان بی‌دلی را
که هم کفر و هم ایمانش تو باشی

مشو پنهان از آن عاشق که پیوست
همه پیدا و پنهانش تو باشی

برای آن به ترک جان بگوید
دل بیچاره، تا جانش تو باشی

عراقی طالب درد است دایم
به بوی آنکه درمانش تو باشی
بسم الله ...

ﺩﻝ ﻣﻦ ﺳﺨﺖ،ﻫﻮﺍﯼ ﺣﺮﻣﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ ...
ﮐﻪ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺗﺴﺒﯿﺢ،ﺑﻨﺸﯿﻨﻢ ﯾﮏ
ﮔﻮﺷﻪ ﺩﻧﺞ ﺣﺮﻣﺖ ...
ﺑﺸﻤﺎﺭﻡ ﯾﮏ،ﯾﮏ ...
ﻭ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺍﺯ ﺩﻝ
...ﻣﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺩﻟﺨﺴﺘﻪ ﺧﻮﻧﯿﻦ
ﺟﮕﺮﻡ
ﻣﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﻨﺪﻩ ﺑﯽ ﻻﯾﻖ ﻭ ﺁﺷﻔﺘﻪ
ﺳﺮﻡ ...
ﺩﻝ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺳﺠﺎﺩﻩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻋﻄﺮ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ...
ﮐﻪ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻡ ﺩﺭ ﺻﺤﻦ ﺣﺮﻡ
... ﺩﻭ ﺭﮐﻌﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﻋﺸﻖ ﺑﺨﻮﺍﻧﻢ ﺁﻗﺎ
ﺩﻝ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ...
ﺩﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺿﺮﯾﺢ ...
ﮔﺮﻩ ﺍﻧﺪﺍﺯﻡ ﻭ ﺍﺯ ﻋﻤﻖ ﻭﺟﻮﺩ ...
ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺟﺎﺭﯼ ﺑﮑﻨﻢ ...
ﺗﺎ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﻣﻦ ﺣﺮﻣﺖ،
ﻫﻤﻪ ﻏﻢ ﻫﺎﯼ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﮑﻨم..
آدرس های مرجع