۳۰/شهریور/۹۰, ۱۷:۰۱
(۳۰/شهریور/۹۰ ۱۴:۴۰)seyed reza نوشته است: [ -> ]
جاداره که بگم
موقعی که اونجا بودیم. کاروان ما روحانیش که بار اولش بود که میومد. مداح هم نداشت. مدیر هم که قربونش برم...
خدا به همه شون اجر بده.
یه روز رفتم حرم امام حسین (علیه السلام) دیدم یه صدایی میاد. آره یکی داشت روضه میخوند. روضه ها!!! عجب سوزی داشت
کجا؟ زیر گنبد دقیقا روبه روی ضریح تو فاصله ی یه متری. اونایی که رفتن میدونن خادم های حرم نمیذارن کسی اونجا چیزی بخونه. میگن برو تو صحن.
ولی عجب روضه ای بود. جا نبود که بشینیم. داشتم دنبال جا میگشتم که بشینم و دل بزنم به دریا و حواسم اصلا نبود که چی میگه. ولی نمیدونم چرا اشکام میومد.
به زحمت یه جا پیدا کردم. نشستم دیگه نفهمیدم کی تموم شد. در اصل روضه ی بدون آهنگ یا درددل بود.
داشت میگفت که
بچه ها میدونید چرا این کفترا میرن تا حرم عباس و بر میگردن؟ میرن اونجا نمیشینن میان اینجا میشینن. آخه عباس که دست نداره بهشون غذا بده.(چه حالی بود اون لحظه)
و یه تیکه ی دیگه:
نمیدونم تا حالا رفتید پایین کنار قبر عباس یا نه. اخه چرا انقدر قبرش کوچیکه؟ مگه عباس رشید نبود؟ چیکارش کردن؟
همین جا ها بود که یکی از خادم ها اومد گفت برید تو حیاط و بساطمون رو جمع کرد.
اون بنده ی خدا گریه اش شدید تر شد. گفت امام حسین میبینی اینجا هم نمیذارن راحت باشیم.
این جمله همان و رنگ خادم رفتن همان. داشتم میرفتم که دیدم هنوز داره با طرف حرف میزنه که احتمالا از دلش دربیاره
یه روضه ی سه نفره هم شرکت کردیم. خدا قسمت همه بکنه انشاالله. هر چی غریب تر باحال تر. اینو با گوشت و خون حس کرده ام.
رفتم حرم حضرت عباس داشتم از کنار ضریح رد میشدم که یه صدای ضعیف شنیدم. نگو بنده ی خدا نذر کرده بود کنار ضریح حضرت عباس روضه بخونه. اونا هم که نمیذاشتن مجبور بود آروم بخونه. یک بنده خدای دیگه هم سمت چپش وایساده بود و اروم گریه میکرد. منم دیدم سمت راستش خالیه رفتم سمت راستش ایستادم ولی حیف که دیگه آخرش بود
التماس دعا
یاعلی
ارباب همه شب ریخته از دیده من خون گلویت خوش به حالتون بخدا چه لحظاتی رو شکار کردین . آقا با این خاطره داغ دلمونو تازه کردید . اصلاً همینکه اسم این تاپیک رو میبینم چشمام پر میشه دیگه جون خاطره خوندن برام نمیمونه . بخاطر همین زیبا ترین لقب که نه تعریفی که میشه از مولا داشت " یا قتیل العبرات " همون تعریفی که پدر از پسرش کرد .
یه مداحی واسه دانلود میذارم وصف الحال اوناییکه رفتن و الان دلتنگ شدن .
آقا پس کی ؟؟؟؟ نکنه جان مولا سفر آخرمون بوده ؟!آقا من خداحافظی نکردم زیارت وداع نخوندم . میدونم که یادته . میدونم ....
http://up.behtarin.com/uploads/568b530ba61.wma
![[تصویر: imamhassan1.jpg]](http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/f/f8/imamhassan1.jpg)
![[تصویر: 100571_127.jpg]](http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/4/15/100571_127.jpg)
![[تصویر: 100572_439.jpg]](http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/4/15/100572_439.jpg)
![[تصویر: 100573_961.jpg]](http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/4/15/100573_961.jpg)
![[تصویر: 100574_681.jpg]](http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/4/15/100574_681.jpg)
![[تصویر: 100575_299.jpg]](http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/4/15/100575_299.jpg)
![[تصویر: 100576_316.jpg]](http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/4/15/100576_316.jpg)
![[تصویر: 100577_796.jpg]](http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/4/15/100577_796.jpg)
![[تصویر: 100578_708.jpg]](http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/4/15/100578_708.jpg)
![[تصویر: 100579_546.jpg]](http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/4/15/100579_546.jpg)