تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: درد دلی با کربلا
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
ششمین روز رسید...

شش که آید به میان دل من می لرزد...


بهر آن شش گوشه
که بود قبله ی من کرب و بلا
و به یاد گل شش ماهه ی پر پر ز عطش
که سپر کرد گلو!

ای تشنه لبان روزه

ترک لب چقدر می سوزد ...

پس به یاد لب شش ماهه بگو:آه بیچاره رباب..!
دوست دارم

از عشقت

سر به بیابان بنهم . . .

آن بیابان که مسیرش

از نجف تا کربلاست . . .

ح س ی ن . . . . .
چه شبی می‌گذر در دلِ پنهانِ تنور
سر ِ خورشید شده گرمی ِ دُکانِ تنور
این چه نوری ست تنور از نفسش روشن شد
این چه داغی ست که آتش زده بر جانِ تنور
دیشبی را شهِ دین در حرمش مهمان بود
امشب ای وای سر او شده مهمانِ تنور
با سرش صاحب این خانه به نانی برسد
کیسه‌ها دوخته و سکه شده نانِ تنور
سر ِ شب روشن اگر بوده تنورش، حتماً
نیمه شب رفته سرش در دلِ سوزانِ تنور
چه بلایی سر ِ نیزه به سرش آوردند؟!
که پناه از همه آورده به دامانِ تنور
شأنِ «برداً و سلاما» ست نزولِ سر او
که فرود آمده از نِی به گلستانِ تنور
نیست مفهوم،‌ شده حبس، به خود می‌پیچد
ناله یِ بی‌ رمق ِ قاریِ قرآنِ تنور
تا قیامت وسطِ شعله بسوزد کم ِ اوست
بیش از این‌هاست در این فاجعه تاوانِ تنور

یا هو!
(11 بیت)
بــابــا ببین! تمـــام پیــــکرم درد مـی کند ...
از ضــــربه هــای گـــرم، بدنـــم درد می کند

بــابــا ببین! اصلا نمی توانستم قـدم زنم ...
از ضــربه ی لگد، پهـــــــــــلویم درد می کند[/b]

[b]بابا ببین! کمرم مثل مـــــــــادرت خم شد ...
از بس که زمین خوردم، کــمرم درد می کند

بابا ببین! پاهــایم همه تــــاول زده است ...
از گرمی بی حد، جــای تـــاولم درد می کند[/b]

[b]بابا ببین! دخــترت لکــــــنت زبــان گرفت ...
از ضربه های ســنگ، دهـــــنم درد می کند

بابا ببین! کبودی تمام تنم را گرفته است ...
از ضربه های تــــازیــانــه، تنــم درد می کند[/b]

[b]بابا ببین! آنقدر زجــــرِ بی حیــــا میزد مرا ...
از سیـــلی محکم، دو گوشــــم درد می کند

بابا ببین! آتش، ســـــوزاند موی زیبایم را ...
از شانه کردن مــوها، ســـــرم درد می کند[/b]

[b]بابا ببین! می شناســی چــــهره ی مرا؟ ...
از سنــگ های بام، صـــــــورتم درد می کند

بابا ببین! همه نامحرمان بی حیا شده اند ...
از چشم های بــــــد، جگــــــرم درد می کند[/b]

[b]آقا! دیگر( امیر) حرف خودش را تمام کرد ...
حرفم تمام شد، ولی تمام تنــم درد می کند

سقا به مشك آب براي حرم نداشت

افتاده روي خاك و به دستش علم نداشت

دستش جدا ز پيكر و تيرش به چشم ليك

جز ياد تشنگي حرم ليك غم نداشت

داره دل علم میریزه...پاشوابوالفضل
آبروی حرم میریزه ...پاشوابوالفضل
دنیاروی سرم میریزه ...پاشوابوالفضل

پهلوونم زانونزن...
اینقدرروخاک بازونزن...

من خودتومیخوام داداش
به مشک خالی رونزن

وای وای ایوای ابوالفضل
وای وای ایوای ابوالفضل

شب تاسوعاست التماس دعادوستان
یاحضرت عباس
کوچک نشد مقام تو ، نه! تازه کربلا
با آبروی ریخته ات آبرو گرفت
شرم زیاد تو همه را سمت تو کشید
این آفتاب بودکه با ماه خوگرفت
دیگر برای اهل بهشت آرزو شدی
وقتی عمود ازسر تو آرزو گرفت
سقای دشت کربلا ابا الفضل ابا الفضل ابا الفضل
دستش شده از تن جدا ابا الفضل ابا الفضل ابا الفضل
*****************************************
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد ............. علمدار نیامد علمدار نیامد
سقای حسین سید و سالار نیامد .......... علمدار نیامد علمدار نیامد

یا حسین

ایا میشود بشنوی ای اهل حرم میر و علمدار نیامد و زار زار اشک نریزی

خداااااااااا

سید و سالار نیامد

یا الله یا الله یا الله ...
مثل عباس کسی هست دلاور باشد
با همه تشنگی اش یاد برادر باشد؛

مثل عباس کسی هست که سقا باشد
جگر سوخته اش حسرت دریا باشد؛

مثل عباس کسی هست ابابیل شود
بال و پر سوخته، همسایه ی جبریل شود؛

هیچکس مثل اباالفضل وفادار نبود
لایق تشنگی و اسم علمدار نبود؛

پشت این پنجره بر طبل عزایش بزنید
یا اباالفضل بگوئید و صدایش بزنید؛

پشت این پنجره خوب است مناجات کنید
خواهش از صاحب این قبله حاجات کنید؛

هرکسی خواست که فردا به شفاعت برسد
یا اباالفضل بگوید، به سلامت برسد...



یا ابالفضل العباس...مولا جان..
میگویند تو حال زمین خورده را خوب میفهمی...دستمان را بگیر...
آدرس های مرجع