شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بار الــــها ! اجلــــــــــم را تو به تأخیـــــــــــــــر انداز
چند روزیـــــست دلم تنــــــگ مُحـــــرم شده است
من اگر نقاش بودم کربلا را می کشیدم
یک بیابان لاله سرخ نینوا را می کشیدم
دشتی از گلهای پرپر ، نقشی از حلقوم و خنجر
نقشی از عباس حیدر
اشکی از طفلان زینب ، منظر نور و هدایت
کربلا را می کشیدم
یا علی رفتم بقیع اما چه سود
هرچه گشتم فاطمه(سلام الله علیها) آنجا نبود
یا علی قبر پرستویت کجاست؟
آن گل صد برگ خوش بویت کجاست؟
هرچه باشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج من بی فاطمه (سلام الله علیها) بی حاصل است
فاطمه (سلام الله علیها) حلال صدها مشکل است
به نام خدا
ﺣﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺑﻤﯿﺮد
ﺍﻣﺎ ﺣﺐ "ِ ﻣﺎﺩﺭمهربان "ﺷﻬﯿﺪﺵ ﮐﺮﺩ ....
ﺣﺴﯿﻦ ﺟﺎﻥ مولای من.................
ﻣﺎ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ
عاشق ﻣﺎﺩﺭتان
ﻫﺴﺘﯿﻢ....
ﺷﻬﯿﺪﻣﺎﻥ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺮﯾﻢ........
به نام خدا
صلی الله علیک یااباعبدالله
سلام آقاجان
دلم هوای توکرده فقط بگوچه چاره کنم ارباب
دلم به دنبال یه آرامش وارونه است........ یعنی شما ای عموی باوفا ای ماه بنی هاشم
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا اباعبدالله
هر کسی داد سلامی به تو و اشکش ریخت
او نظر کرده ی زهرا است اباعبدالله ...
بسم الله الرحمن الرحیم
یا حسین...مولای لب تشنه ام...
شرف آدمیت ریخته در گریه ی تو
آدم از گریه تو بود که آدم شده است...
بسم الله الرحمن الرحیم
اي تشنه لبي، كه آب شرمنده توست
تا صبح جزا سحاب شرمنده توست
در اوج عطش گذشتي از آب فرات
و الله كه انتخاب شرمنده توست
ياقمربنی هاشم...
بی دست کربلا،دستم بگیر...
این دل تنگم غصه ها دارد
به خدا میل کربلا دارد
کربلا، کربلا، کربلا، کربلا
****************************
دل شكسته هميشه برايمان كافيست
هميشه گريه ي بي انتهايمان كافيست
شكسته بالي مارا كسي نميفهمد
همين نرفتن كرب و بلايمان كافيست
چقدر نامه نوشتم كه دوستت دارم
چقدر گريه ؟ همين گريه هايمان كافيست
بيا و با غم رسوايي ام مدارا كن
قسم به چادر خيرالنسايمان كافيست؟
براي اينكه شب جمعه كربلا بروم
دعاي خير حضرت آقا رضايمان كافيست
بسم الله الرحمن الرحیم
(قبلش معذرت )
ته گودال تمام بدنش می سوزد
خواهری دید عقیق یمنش می سوزد
نیزه ها زیر حرارت همگی ذوب شدند
بی سبب نیست جراحات تنش می سوزد
کربلا ملک خودش بود، غریبی این جاست
چه غریبانه کسی در وطنش می سوزد
بی هوا نیزه ای آمد، همه مبهوت شدند
بعد آن نیزه گمانم دهنش می سوزد
ماجرای ته گودال مرا خواهد کشت
دل من بیشتر از لب زدنش می سوزد
گیرم اصلاً کفنی بر تن او پوشیدید
قطعاً از داغی صحرا کفنش می سوزد
عصر شد، کرب و بلا مثل مدینه شده بود
بانویی گوشه ای از پیرهنش می سوزد
پشت در یا ته گودال چه فرقی دارد؟
هر کسی ذوب علی گشت (من)ش می سوزد
به نام خدا
گفتم: سرت رو بنداز پايين زندگيتو بكن، به هيچ چيز و هيچ كس فكر نكن، ما بي طرفيم، كار به كار كسي نداريم...
گفت: زيارت عاشورا را خوانده اي... دو دسته جمله دارد، يا سلام است يا لعن؛جامعه هم دو دسته دارد، مورد سلام اهل بيت (علیه السلام) و مورد لعنشان. عاقبت هم دو دسته مي شود، بهشت و جهنم، وسط ندارد.
گفتم حتي بي طرف ها...!!!؟؟؟
گفت: در زيارت عاشورا جوابت هست... (و شايعت و بايعت و تابعت علي قتله...) امام صادق آن بي طرف ها را هم لعن كرده... البته زياد هم بي طرف نبودند هر كه در لشكر حسين(علیه السلام) نباشد در محفل شراب باشد يا محراب نماز... يزيدي است.
گفتم: زمانه عوض شده... موقعيت فرق كرده.
گفت: باز زيارت عاشورا جوابت را داده: (و آخر تابع له علي ذلك) تا آخر الزمان هر كسي مثل اين ها باشد لعن شده... قرار نيست كه فاميليش يزيد باشد...
(كل يوم عاشورا) در هر زمان حسيني به قتلگاه مي رود... كاروان حركت كرده و هر انساني به كربلاي خودش مي رود... بايد تكليفش را با خودش روشن کند ، حسيني است يا يزيدي...
گفتم: يعني چه...!!!؟؟؟
گفت: جامعه ات را نگاه كن،اگر صف حسين(علیه السلام) را پيدا نكردي به مرگ جاهليت مردي!