تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: درد دلی با کربلا
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
اقا جان...
امسال هم از تلویزیون ببینم زائرهای اربعینتون رو؟؟
میگن : "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا"
ولی دلم اروم نمیشه...
همون کربلا رو میخواد
کربلایی نشدم خجلت از این غم دارم...
آقاجان،مولاجان اربعینی ها دارن کوله و بار سفر رو میبندند و آماده میشن،آقای من شوخی شوخی دارم از اربعینت جا میمونم ها!!
خیلی حساب کرده بودم رو اربعین امسالت،نذار حسرت به دلم بمونه،اقا یه حس غریبی میگه جهادی امسال رو نیستم،لااقل زیارت اربعینت رو نصیبم کن تا حسرت جهادی به دلم نمونه...
خیلی دوست دارم پیاده بیام تا حرمت...اونایی که رفتن میگم خیلی صفا داره،دلم میخواد اربعین با مادرت حضرت زهرا و خواهرت حضرت زینب بیام کربلات...
حسین جان!از لطف توست که ماسینه زنیم...
به هوای حرم به خدا که من محتاجم حسین....
من فکر میکنم اون کسی که گفته دنیا هفتا عجایب داره،
شش گوشه ارباب حسین رو ندیده...
اگه شش گوشه رو میدید میگفت:"
عالم یه چیز عجیب داره
اونم شش گوشه اربابه"
[تصویر: 11_5.jpg]
برمشامم میرسد هرلحظه بوی کربلا / می بردعشق حسین مارابه سوی کربلا
تا بگیرم دربغل قبرحسین ابن علی / آمدم من کوبه کودرجستجوی کربلا




سلام بزرگواران،خانواده من، ان شاءالله صبح فردا عازم سرزمینی هستند که مصیبت مظلومترین و عزیزترین بنده ی خدا رو به خود دیده؛قراره قدم به خاکی بذارند که با خون کسی آبیاری شده که بزرگ پروردگار مهربان خونخواهشه!
و دله من گرفته...
باز امسال هم قسمتم نشد...



کرده ام نذرکه عمری زغمت گریه کنم
آه ازدل کشم وازالمت گریه کنم
گردل سوخته ای لطف به من کرده خدا
بهر آنست که سوزم زغمت گریه کنم
گاه درماتم توبرسروبرسینه زنم
گاه بنشینم وزیرعلمت گریه کنم
منم ان سائل درمانده که بادست تهی
دردل شب به امید کرمت گریه کنم
به غبارحرم کرببلایت سوگند
دوست دارم که شبی درحرمت گریه کنم
کاش آئی دم مردن به سربالینم
تانهم صورت خودبر قدمت گریه کنم
همه شب گفت وفائی سرسجاده اشک
کی شوددرحرم محترمت گریه کنم

آقای مهربانی ها سلام...هرثانیه دل تنگ شما هستم به قول معروف دردودل راهرچه می خواهم پنهانش کنم سینه می گویدکه من تنگ آمدم فریادکن......آقاجان تمام هستی ونیستی وآرزوهایم جوانیم رااز من بگیرولی بزاربیام کربلا این دلتنگی هاروازم نگیرکه خوشم به این دل تنگی ها........
در خستگی های روزمره
در همنشینی با آدمهای مرد و گاها نامرد
در تلاطم مشکلات روزگار
نشستن تو مجلس بی ریای ارباب آرام بخش ترین چیزهاست.
و آنجاست یکی از آن جاهایی که خوب میتوان فهمید،"الا بذکر الله تطمئن القلوب" یعنی چه.
چه حالي داره اي خدا سينه زدن تو كربلا
غسل زيارت از فرات ،نگاه به گنبد طلا

الهي كه يه شب بياد تو حرم اعتكاف كنيم
با پرچم هيئتمون دور ضريح طواف كنيم

دم دماي سحر كه شد از توي بين الحرمين
بريم تو صحن حرم عباس علمدار حسين

با ذكر يا ام البنين پا توي صحنش ميذاريم
ار بارگاه با صفاش سوغاتي تربت مياريم

غصه كربلات آقام عقده توي گلوم شده
يه عمريه زيارت حرمت آرزوم شده..
من که ندیدم ولی شنیدم
بهشت زیر پای زائراته
من که ندیدم ولی شندیم
عرش خدا ایوون طلاته
من که ندیدم ولی شنیدم
میدون مشک و علم آقا ابوالفضل
من که ندیدم ولی شنیدم
چه صفایی داره حرم ابوالفضل
من که ندیدم ولی شنیدم
هر کی ضریحو بغل میگیره
من که ندیدم ولی شنیدم
میخواد پای ضریح بمیره
حسین جان عزیزم
لحظه مرگ تنهایم مگذار
آدرس های مرجع