بسم الله الرحمن الرحیم
عباس(علیه السلام) رفت آب بیاورد...
علمدار و خدا و آب، هر سه
دوتا دست و دلي بيتاب، هر سه
تمام كودكان لب تشنه و خاك
فرات ونيزه ها سيراب، هر سه...
نوبت علی اصغر(علیه السلام) است....
خنک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
*مولانا
یا ایتها النفس المطمئنه....
بیابانی سراسر نیزه و تو...
دلم میرفت با هر نیزه و تو...
سفر کردیم با هم، عمه زینب!
من و داغ و سر بر نیزه و تو...
نام حسین چو می برند حزن دلم فزون شود
از غم کربلای او دجله چو شطّ خون شود
بایک نگهش هر گنهی محو شود
سرفصل کتاب حسنات است حسین
بنگر به شکوه نام ثارالهی اش
هم خون خدا، خدا صفات است حسین
بر من لباس نوکری ام را کفن کنید
نوکر بهشت هم برود باز نوکر است !!!
با یـک نفس تمـام جهنم شـود بهشـت
گـویند اگـر جهنمیان یکصدا حـسـین
چند وقتست دلم ميگيرد
دلم از شوق حرم، ميگيرد
مثل يک قرن شب تاريکست
دوسه روزي که دلم ميگيرد
مثل اينست که دارد کم کم
هستيم رنگ عدم ميگيرد
دستهي سينه زني در دل من
نوحه ميخواند و دم ميگيرد
گريهام، يعني: باران بهار
هم نميگيرد و هم ميگيرد!
بسکه دلتنگي من بسيارست
دلم از وسعت کم ميگيرد
لشکر عشق، حرم را بخدا
بخود عشق قسم، ميگيرد
گر به چشم دل ببینی كربلا
صحـنه ای بین در و دیـوار بود
بر سر تیری كه بر اصغر زدند
مطمئنم تكه ای مسمار بود
جون عالم به فدای موج سرخ پرچمات
السلام ای شاه تشنه یا اسیر الکربات
یا بن طاها یا بن یاسین یا بن الشمس الذاریات
السلام ای سربریده یا قتیل العبرات
آقا! اجازه هست؟ اجازه.. سلامی دوباره کنم؟
این عشق را قافیه، غزل را سه پاره کنم؟
حالی بپرسم از یک دو بیت شعر و.. یک ردیف
در محضر شما به ادب اساعه چندباره کنم؟
آقا اجازه هست بیایم به مجلسات؟
در روضهات سکینه شوم، آه و ناله کنم؟
آقا اجازه هست بگویم عطش بگویم آب؟
بعدش سکوت، مثل دختری سه ساله کنم؟
آقا اجازه هست دست.. نه روی دلت را نمیشود!
خون را که قطره قطره.. مشک.. گریه میکنم..
آرام تر! بخواب.. لای لای.. اصغرم بخواب..
عباس! نه! نمیشود.. بیا! گریه میکند!
آقا.. اجازه؟ از دل زینب(سلام الله علیها).. نرو حسین(علیه السلام)..
ده شب بمیرم و این لحظه را بهانه کنم :
آتش گرفت خیمه! چادر زینب! بیا عمو!
آخر چگونه من این بغض را شاعرانه کنم؟
ای به قربان آیه ی کهفت
سر شکسته تر از تو قاری نیست
چه بلایی سر تو آوردند؟
جز به نیزه تو را مزاری نیست
با همان چادری که خاکی شد
آمدی دست بر عصا بودی
آسمان غرق بیقراری شد
پیکر ماه نیزه کاری شد
بسم الله الرحمن الرحيم
آقاجونم سلام
من چه درد دلي كنم ، مني كه تا حالا با چشم سر كربلا رو نديدم ، اما بارها و بارها در تصورات خودم كربلا رو تصور كردم .
آقاجون مارو هم بطلب بيام به پابوست .آقاجون هر وقت اسم كربلا مياد دلم يه حالي ميشه .
دلم ميگيره و وقتي گونه هام خيس ميشه دلم باز ميشه.
هنوز منتظرم و منتظر خواهم ماند تا دعوتم كنيد .