السلام علیک یا اباعبدالله الحسین...
چقدر دلم میخواست ایام اربعین جزو کاروانهای پیاده ی نجف به کربلا باشم ولی...
میدونم جوابم چیه!!!
عملت چیست که فردوس برین میخواهی ؟؟؟!!!
دلخوشم با کسانی دوست هستم که بوی ترا میدهند و این ایام پیاده دعوتشان کردید...این همنشینی و دوستی را از ما نگیرکه
آقای من...تا تو نخواهی نمی شود
حتی همین دوستیها!!!
به نام خدا
رفت حاجی به طواف حرم و باز امد
ما به قربان تو رفتیم و همان جا ماندیم ...
سلام بر حسین (ع )
همه صحبت مادرم اینه که
تو رو دست آقام حسین داده ام
.
.
.
.
همین .
سلام
نمیدونستم چه مطلبی باید تو این تاپیک بذارم اما خوده ارباب نطقم رو باز کرد(میخواستم بگم خوده ارباب جای گلگی گذاشت گفتم خاک بر دهانم،مگه میشه از کسیکه همه چیزش رو برای خدا داده گلگی هم کرد،لال شدم)
چند روز قبل از محرم قرار بود کارای سفر اربعین رو انجام بدم اما بخاطر یکسری دلایل نشد،گفتم اقا اشکال نداره،فدای یه تار موی علی اکبرت.
داغ کربلا موند به دلم اما دیشب دیگه آقا تیر خلاص رو به قلب من زد.یکی از دوستان نزدیکم دیشب رفت کربلا،موقع خداحافظی بهش گفتم به اراب بگو آقا جان منم دوست داشتم بیام،بهش گفتم به ارباب بگو خوب هوای ما رو داشتی،بهش گفتم به ارباب سلام ما رو برسون و بگو خیلی دوست دارم اما مثل اینکه ارباب دیشب قصد جون ما رو کرده بوده،بعداز اینکه از رفیقم جدا شدم رفتم هیئت،روضه از عبدالله بن حسن رفت تو قتلگاه و کربلا...
دیگه هیچی نمیفهمیدم،انگار دیگه داشتم میمردم.ارباب با وفا من رو هم بطلب...
هوا هوای کربلا،هوای بین الحرمین
هوای شور و مستی،هوای گریه بر حسین
دلم دوباره پر زده،شبیه این کبوترا
حس میکنم پر میشکم تو آسمون کربلا
سلام برکربلای حسین وکربلای عباس وزینب.......آدم تا نیومده که خوب نیومده ولی وقتی میادمجنون میشه عاشق میشه دلم برات تنگ شده اصلا میدونی چیه دلم برات تنگ شده نمیتونم اینجا بمونم اینجابرام جهنمه بااینکه تازه ازپیشت اومدم ولی دلم برات بیشترازقبل تنگ شده هیچی سرگرمم نمی کنه نه درس ودانشگاه نه سرکاردلم برای شبای کربلا که تاصبح توحرم میشستم تنگ شده این قدرمیشستم تااطراف ضریح خلوت بشه وبرم گوشه شش گوشه بشینم وبگم یاعلی اصغریاعلی اکبرادرکنی دلم برای توبین الحرمین نشستنوخیره شدن به گنبداقاابالفضل واقاحسین تنگ شده .......دلم برای گریه وبغض وخلاصه دردودل با اقاتنگ شده.....اقاچقدرقشنگ به حرفام گوش میدادی اینو ازارامش بعددردودلام می فهمیدم......اقالیاقت ندارم ولی بزاربیام پیشت اینجابرام جهنمه
حالاکه من ازحرم دورم درمونم صبره اخه مجبورم یه سلام میدم باحسرت طرف کربلا ارزوم اینه بمیرم غروب عاشورا غم کربلا منو میکشه دل من فقط توحرم خوشه........
خسته از نگاه عالم گوشه گير جنگلا
خيلي دوست دارم برم به سرزمين كربلا
اما اين همه پرنده چرا طاووس شدن
اي خدا ببين چطور از همه مايوس شدن
آخه چي مي شد منم عقاب و شاهین مي شدم
مي تونستم بپرم به آرزو هاي خودم
همه زل زدن به پاي زشت من
نمي دونند كه چيه سرشت من
نمي دونن كه مي خوام چيكار كنم
دلمو به عشق كي دچار كنم
دوست دارم راهي كربلا بشم
تا منم سري توي سرها بشم
حالا از كجا برم پاي پياده اي خدا
راهمو نشون بده مي خوام برم به كربلا
حالا از كجا برم پاي پياده اي خدا
راهمو نشون بده مي خوام برم به كربلا