تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: درد دلی با کربلا
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
*زمزمه رهروان اربعین،با صدای حاج میثم مطیعی*

کاش ما هم در زمره ی زوار اربعین امام حسین(علیه السلام) بودیم...
-یا لیتنا کنا معک...
آقا جان دست ما رو هم بگیر ....

ما رو هم دعوت کن...

یا حسین (علیه السلام)


[تصویر: 36541.jpg&w=643]
ای حسین!
با تو چه بگویم ؟
«شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائل»
و تو ای چراغ راه، ای کشتی رهایی، ای خونی که از آن نقطه صحرا ، جاودان می‌طپی، و می‌جوشی، و در بستر زمان جاری هستی، و بر همه نسل‌ها می‌گذری، و هر زمین حاصلخیزی را سیراب خون می‌کنی، و هر بذر شایسته را، در زیر خاک ، می‌شکافی و می‌شکوفایی، و هر نهال تشنه‌ای را به برگ و بار حیات و خرمی می‌نشانی،
ای آموزگار بزرگ شهادت !
برقی از آن نور را بر این شبستان سیاه و نومید ما بیفکن، قطره‌ای از آن خون را در بستر خشکیده و نیم مرده ما جاری ساز، و تفی از آتش آن صحرای آتش خیز را به این زمستان سرد و فسرده ما ببخش.
ای که "مرگ سرخ" را برگزیدی تا عاشقانت را از "مرگ سیاه" برهانی، تا با قطره خونت، ملتی را حیات بخشی، و تاریخی را به طپش آری، و کالبد مرده و فسرده عصری را گرم کنی، و بدان جوشش و خروش زندگی و عشق و امید دهی!
ایمان ما ، ملت ما ، تاریخ فردای ما ، کالبد زمان ما
"به خون تو محتاج است "
ای زینب
ای زبان علی در کام! با ملت خویش حرف بزن!
ای زن ! ای که مردانگی، در رکاب تو، جوانمردی آموخت
زنان ملت ما اینان که نام تو، آتش و درد بر جانشان می‌افکند بتو محتاج‌اند.
بیش از همه وقت... "جهل" از یکسو به اسارت پنهان و ذلت تازه‌شان می‌کشاند و از خویش و از تو بیگانه‌شان می‌سازد، آنان را بر "استحمار کهنه و نو"، بر بندگی "سنتهای پوسیده" و "دعوت‌های عفن"، برملعبه سازان "تعصب قدیم" و "تفنن جدید" به نیروی فریادهائی که بر سر یک شهر- شهر قساوت و وحشت - می‌کوبیدی، و پایه‌های یک قصر - قصر جنایت و قدرت را می‌لرزاندی - بر آشوب!

تا در خویش برآشوب‌اند، و تار و پود این پرده‌های عنکبوت فریب را بدرند، و تا در برابر این طوفان برباد دهنده‌ای که وزیدن آغاز کرده است "ایستادن" را بیاموزند ، و این "ماشین هولناک" را که از آنها "بازیچه‌های جدیدی" می‌سازد، باز برای بلعیدن حریصانه آنچه سرمایه‌داری به بازار می‌آورد، برای لذت بخشیدن به هوسهای کثیف بورژوازی، برای شور آفریدن به تالارها و خلوت‌های بی‌شور و بی روح "اشرافیت جدید"، و برای سرگرمی زندگی پوچ و بی‌هدف و سرد "جامعه" رفاه در هم بشکنند، و خود را، از "حرم‌های اسارت قدیم"، و "بازارهای بی‌حرمت جدید" ، به امامت تو نجات بخشند !
ای زبان علی در کام، ای رسالت حسین بر دوش!
ای که از کربلا می‌آیی، و پیام شهیدان را، در میان هیاهوی همیشگی قداره بندان و جلادان ، همچنان به گوش تاریخ می‌رسانی،
زینب! با ما سخن بگو.
مگو بر شما چه گذشت، مگو در آن صحرای سرخ چه دیدی، مگو جنایت آنجا تا به کجا رسید، مگو خداوند، آن روز، عزیزترین و پر شکوه‌ترین ارزشها و عظمت‌هایی را که آفریده است، یکجا، در ساحل فرات، و بر روی ریگ‌زارهای تفتیده بیابان تف، چگونه به نمایش آورد، و بر فرشتگانش عرضه کرد، تا بدانند که چرا میبایست بر آدم سجده می‌کردند!؟
آری زینب !
مگو که در آن جا بر شما چه رفت، مگو که دشمنان‌تان چه کردند، و دوستان‌تان چه کردند؟ آری ای پیامبر انقلاب حسین!
ما می‌دانیم، ما همه را شنیده‌ایم، تو پیام کربلا را، پیام شهیدان را به درستی گذارده‌ای،
اما بگو، ای خواهر، بگو که ما چه کنیم!؟
لحظه‌ای بنگر که ما چه می‌کشیم! دمی به ما گوش کن تا مصائب خویش را با تو باز گوییم،
با تو ای خواهر مهربان! این تو هستی که باید بر ما بگریی،
ای رسول امین برادر، که از کربلا می‌آیی و در طول تاریخ، بر همه نسل‌ها می‌گذری و پیام شهیدان را می‌رسانی،
ای که از باغهای سرخ شهادت می‌آیی و بوی گلهای نو شکفته آن دیار را، در پیراهن داری،
ای دختر علی، ای‌خواهر، ای که قافله سالار کاروان اسیرانی،
ما را نیز، در پی این قافله، با خود ببر.

[b]دل گویه های دکتر شریعتی با امام حسین و حضرت زینب
in link download sheere aghaye borgheie hast


[b]www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/videos/story/92-09/09/borghei%20sar.flv
[/b]
به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی سر
بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر

فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد
که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر

قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق
که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر

نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن
به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر

سری که گفت: «من از اشتیاق لبریزم
به سرسرای خداوند می‌روم با سر

هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر.»

همان سری که "یحب الجمال" محوش بود
جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر

سری که با خودش آورد بهترین‌ها را
که یک به یک، همه بودن سروران را سر

زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان
حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر

سپس به معرکه عابس، " أجنّنی"گویان
درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

بنازم " أم وهب" را، به پاره تن گفت
برو به معرکه با سر ولی میا با سر

خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید
گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر

چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید
به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر

...
...
...
زائرهای اربعینت برگشتند آقا...
.
.
.
از تو ممنونم
که کردی جوابم
تو جمع گداها
ندادی تو راهم
امسالم قسمت نشد

دیگه فهمیدم که

تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی
گوش نا محرم نباشد جای پیغام سروش

باید آشنا شی ، باید دعوتت کنن

یعنی میشه منم روزی زائرت بشم ؟؟؟
(۹/دی/۹۲ ۰:۱۰)مجنون الحسین نوشته است: [ -> ]زائرهای اربعینت برگشتند آقا...
.
.
.
از تو ممنونم
که کردی جوابم
تو جمع گداها
ندادی تو راهم
رفته بودم دیدن دوستم(زائر پیادهء کربلا)
گفتم از اون لحظه ای تعریف کن که نزدیک کربلا بودی و از دور حرم رو دیدی...
گفت نشستم رو زمین و گریه می کردم و اینو گوش میکردم:
از تو ممنونم
نکردی جوابم
با حال خرابم
تو جمع گداها
تو کردی حسابم
.
.
.
سرم رو گذاشتم روی پاهاشو شروع کردم به گریه
با حودم میگفتم خوش به حال این پاهایی که این راه رو رفت
.
.
.
نقل قول:تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی
گوش نا محرم نباشد جای پیغام سروش
[تصویر: 202.png]


توو صدات دعوت و شرمنده از این تاخیرم
توو هیاهوی زمونه با خودم درگیرم
نفسم خس خس برگاست که زیر پا مونده
هوای دنیا چه سنگینه دارم می میرم
.
.
.
.
.
میره هر کس که دلش رفتنیه
توو دلش رازهای ناگفتنیه
شب جمعه حرمش دیدنیه
.
.
.
.
.
یه شکسته پرم و توو هوس پروازم
بی صدا موندم و شد بغض گلو آوازم
حالا که از حرمت دورم و نزدیک غم ام
یه حرم توو دلم از جنس غمت می سازم
.
.
.
.
.
میره هر کس که دلش رفتنیه
توو دلش رازهای ناگفتنیه
شب جمعه حرمش دیدنیه


[تصویر: Salam_Bar_Imam_Hosain.png]
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
بدبخت شدم
[تصویر: 80895902-5145041.jpg]
جمعه که رفتم زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) یاد کربلا و زیارت حضرت اباعبدالله (علیه السلام) افتادم
اینجا بود که فهمیدم خیلی بدبختم
دوری از امام حسین(علیه السلام) شدنی نیست
کاش راهی بود در این فاصله ها
تا همیشه آنجا بودم که دل بود
خوش به حال حاج آقا دولابی رحمت خدا بر او
خدایا ما را به کربلا برسان
الهی آمین
صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
یا الله
التماس دعا
من و جدا شدن از کوی تو خدا نکند
خدا هر انچه کند از تو ام جدا نکند
.
.
تو درد داده ای و تو طبیب درد منی
به جز تو درد مرا هیچکس دوا نکند
آدرس های مرجع