لکنتِ زبان گرفته ام از رقصِ پرچمت .....
یک کربلا مرا بطلب , جانِ مادرت . . . .
«یا حسین،یا عطشان»
بسم رب الحسین(علیه السلام)
روى دستش پسرش رفت،
ولى قولش نه
نيزه ها تا جگرش رفت،
ولى قولش نه
شيرمردي كه درآن واقعه هفتاد و دو بار
دست غم بركمرش رفت
ولي قولش نه
هر طرف مى نگرى نام حسين است و حسين
اى دمش گرم؛سرش رفت،
ولى قولش نه
ﺩلم
ﻫـــﻮﺍﯼِ تو را دارد . . .
ﺧــﺪﺍ ﮐﻨﺪ ﺭﺍﺳـــﺖ ﺑﺎﺷﺪ
که می گویند . . .
"ﺩﻝ ﺑﻪ ﺩﻝ ﺭﺍﻩ ﺩﺍﺭﺩ " . . .
یا حسین ♥•٠·
قال صادق عليه السلام :
كسى كه نام امام حسين عليه السلام نزد او برده شود، پس از چشمانش به اندازه بال مگس اشك، خارج شود ثواب او بر خداوند است و راضي نميشود بر او مگر به بهشت .
كامل الزيارات ص ١١٧
حضرت آيت الله بهجت (رحمة الله علیه) :
بنده خيال ميكنم فضيلت بكاء بر سيدالشهدا عليه السلام بالاتر از نماز شب باشد ...
بكاء بر مصايب اهل بيت عليهم السلام و به خصوص حضرت سيدالشهدا عليه السلام از آن مستحباتي است كه مستحبي افضل از آن نيست .
علامه محمد تقي جعفري (رحمة الله علیه) :
بشر مقدس ترين اشكش را در راه امام حسين عليه السلام ريخت ، حركت كشتي نجات آدميان احتياج به دريا ندارد، اين كشتي بر روي قطره اشكى كه براي امام حسين عليه السلام پا ميگذارد .
معجزه اشك ص٨٤
هر ديده اي كه گريه كند در غمت حسين
يك چشم او مطابق صد چشمه زمزم است
بي خود نمى دهند به كسي اشك، اين ثواب
مخصوص ديده ايست كه دوست محرم است
بسم الله
تعریف میکرد:
چندوقت پیش چايى ريز هیاتمون از دنيا رفت!... وقتى مراسم تدفين و تشييع را انجام دادن،یکی ازمادحین (حاج اکبرآقای ترک)هیات درون قبر رفته بود، برای تلقین که او را تكانى داده بو دگفته بود: فلانى! امشب بايد به خوابم بيايى و بگويى بعد از عمرى نوكرى و چاى ريختن در مجلس امام حسين، ارباب چگونه دستت را مى گيرد!... شب را به اين اميد خوابيده بود!... حاج حسین هم وفا كرد و به خوابش آمد!... گفت: كاش به جای آنکه چايى هارابا سينى به مردم میدادم، دانه دانه، تقديم شان مى كردم!... ارباب، براى تك تك آن چايى ها، به من پاداش داد!...
كاش قدر اين روضه خوانى ها، سينه زنى ها، اشك جارى شدن ها نوكرى ها را بيش تر بدانيم!...
من اگر گريه برايت نكنم، مى ميرم!...
به خدا وضع مرا روضه ى توسامان داد.
عمر زاهد همه طى شد
" به تمناى بهشت "
او ندانست که در
" ترک تمناست"
بهشت
این چه حرفیست که در
"عالم بالاست بهشت"
هر کجا "ذکر حسین" است
همانجاست بهشت...
بسم رب الحسین
همسر یکی از جانبازهایی که دستشم یک مقدار مشکل پیدا کرده بود می گفت:یه بار همسرم توی حیاط از روی ویلچر با صورت خورد زمین بعد که من دویدم و از روی زمین بلندش کردم دیدم داره مثل ابر بهارگریه میکنه..باتعجب بهش گفتم: حاجی شما تو این سالهای مجروحیت آخ نگفتی چی شده؟
«گفت نمی دونستم زمین خوردن با صورت اینقدر درد داره... »
یا قمر بنی هاشم...
وقتی دلم برای حرم تنگ می شود
قلب من و دل تو هماهنگ می شود
می ترسم از دمی که رود پرده ها کنار
بین بهشت و کرببلا جنگ می شود...
یاحسین