برگزیده ای از وبلاگ "
فرزند انقلاب اسلامی" با عنوان "پراکنده نویسی درباره سفر عتبات"
* با اینکه یک دوربین عکاسی خوب و در حد! در خانه داریم، اما آن را با خودم به کربلا نبردم تا لااقل در این سفر نگاه سوبژکتیو نداشته باشم.سفر عتبات جای این بازی ها نیست.دوربین با خودم نبردم اما کاغذ و خودکار (نمی گویم کاغذ و قلم که دیگر خیلی کلیشه است.قلم کجا بود؟! با خودکار می نویسیم دیگر) از اولین چیزهایی بود که در کیفم گذاشتم تا سفرنامه بنویسم.نوشتن در سفر عادتم است.حالا دارم فکر میکنم که اصلا از کجا معلوم که "سفرنامه نویسی" آلوده ی نگاه سوژه محور نباشد؟
* با هواپیما رفتیم و آمدیم.کاروانمان هم "الف" بود و در هتل های خوب عراق ساکن بودیم و هر وعده غذایی باید به قدر وُسع می خوردیم تا خدای ناکرده شرمنده پولی که به حج و زیارت داده بودیم نشویم.بعد از آن طرف در باب زیارت امام حسین (علیه السلام) در مفاتیح می خوانیم که:چون به زیارت امام حسین(علیه السلام) بروی زیارت کن آن حضرت را محزون و غمناک و ژولیده مو و غبارآلوده و گرسنه و تشنه که آن حضرت با این احوال شهید شده است... اصل حرف اینکه به نظرم این مدل زیارت رفتن،حال؛ چه عتبات و چه مکه، نسبتِ زیادی با "حقیقت زیارت" ندارد.بالاخره زیارت رفتن باید یک فرقی با کیش رفتن داشته باشد.زیارت؛ سلوک و احوالی دارد که شاید بتوانیم "پیاده روی اربعین" را به حقیقت آن نزدیکتر بدانیم.این را هم در آخر بگویم که گفتن این حرف ها به این معنی نیست که مثلا هرکس با پرواز می رود کربلا زیارتش قبول نیست، اصلا. دمِ همه زائران ارباب بی کفن ما گرم و زیارتشان قبول.همه، دعوت شدگان حضرتشان هستند و مورد عنایت ایشان.حرف من، طرح دغدغه ای بود که بخشی از آن متوجه سازمان فخیمه حج و زیارت است و بخشی تذکر به خودمان.
* در عراق که بودم و تعداد بالای ایرانی ها را در حرم ها و خیابان های آنجا می دیدم به این فکر می کردم حالا که سالانه این جمعیت بی شمار از مردم ما به این کشور رفت و آمد دارند، چقدر به نزدیکی و پیوند این دو ملت شیعه و همسایه کمک شده؟ اصلا کسی به پتانسیل بی نظیر این رفت و آمدها برای نفوذ و تاثیر انقلاب اسلامی در عراقِ شیعه فکر کرده؟ آیا برنامه ای داریم؟
* تصور کنید شب، در صحن حرم امیرالمومنین(علیه السلام)،وقتی دارد باران از آسمان می بارد،میثم مطیعی مداح جمعیت ایرانی باشد و همراه جماعت سینه زن، دمِ پایانی امسال هیئت میثاق را در حرم فریاد بزنی که : روضه های مقتل را مثل باران می گرییم/در غم تو این شب ها با شهیدان می گرییم...گمان نمی کنم بهشت چیزی بیشتر از حال و هوای آن شب باشد...
* یک روز بعد از نماز صبح که از حرم امام حسین(علیه السلام) بیرون آمدم،کنار یک گاری چایی فروشی ایستادم.یک چایی عراقی خواستم.فروشنده در یک استکان کمر باریک که لحظاتی قبل داشت به نحوی کاملا بهداشتی!! آن را می شست تا نصفه شکر ریخت و بقیه اش را از مایعی همرنگ قیر! پُر کرد.همان جا ایستاده؛ در چند متری حرم آقا،چایی را داغ داغ نوشیدم و چه طعمی داشت آن چایی...
به یاد چایی شیرین کربلایی ها
لبم حلاوت احلی من العسل دارد...
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(علیه السلام)
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست؟
این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست
هر دلی میل سوی کرب و بلایش دارد
من ندانم که چه سری ست که در خانه اوست
هر کجا می نگرم شمع رخش جلوه گر است
هر کجا می گذرم جلوه جانانه اوست...
سلام
اعیاد شعبانیه رو خدمت همه شما تبریک و تهنیت عرض میکنم...
اگر عمری باقی باشه ان شاءالله اواخر هفته آینده راهی کربلا هستم...
اومدم برای خداحافظی و طلب حلالیت...
خوبی که ازم ندیدین ولی هر بدی که دیدین ببخشید و حلالم کنید...
مثل همیشه دعاگوی همه هستم و خواهم یود، ولادت امام حسین(علیه السلام) و حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام) قم بودم و نائب الزیاره همه بچه های بیداری اندیشه...(البته ظاهر امر اینطور بود، خدا داند و بس...)
خیلی التماس دعا و طلب حلالیت دارم...
هرجا تندی کلام و یا نظراتم اذیتتون کرد ببخشید، از بی لیاقتی خودم بود که قدر بودن با بچه های بیداری و لحظاتی رو که گذشت ندونستم و کوتاهی کردم...
با این وجود:
خدایـا همه لحظاتت رو شــــــــــــــــکر...
بازم ببخشید و حلالم کنید...
التماس دعای خیر
یا علی(علیه السلام)
به نام خدا
صلی الله علیک یاابوالفضل العباس
آقاجان سلام
راستی چه خوب شد درد دل ماشدی
چه خوب شدمحرم رازماشدی
آقاجان عنایتی کن
خسته ام
من به اینم راضی ام که یه شب توی خواب ضریح قشنگت روببینم
اصلا چشمانم رابااین امیدبرهم میگذارم
امیدم راناامیدنکن...........
فقط خسته ام
کمکم کن
صلوات