تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: درد دلی با کربلا
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
فتذكر عطش الحسين(علیه السلام)
"""""
فداى لبهاى عطشانت يا امام حسين (علیه السلام)
"""""
عاقبت بر دلم ترسم بماند ارزوى كربلا

السلام عليک يا اباعبدالله الحسين (عليه السلام)
بسم الله الرحمن الرحیم

میگن امشب بگو:

خدایا من خراب کردم،
خودت درستش کن...

یاد کربلا افتادم...

نقل قول:کربلا چنان خراب می کند که نتوان ساخت ، و چنان می سازد که نتوان خراب کرد ...

خدایا
خیلی خراب کردم...
درستش میکنی؟

بحق حسین(علیه السلام)؟؟؟؟؟

[تصویر: 202.png]



کل ارض کربلا
عالم تجلی‌گاه ارباب ماست ..




[تصویر: Salam_Bar_Imam_Hosain.png]
بسم الله الرحمن الرحیم

نمیدونم این روضه را تا حالا شنیدید یا نه؟؟؟

میگن هر یاری از امام حسین(علیه السلام) که زخمی میشد
و درحال جان دادن بود،
خودِ امام حسین(علیه السلام) میرفتند بالای سرشون تا هم باهاشون وداع کنند
و هم زنده زنده سر از تنشون جدا نکنند...

و تنها حسین(علیه السلام) بود که زنده زنده سر از تنش جدا شد...

آن هم از قفا...


السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (علیه السلام)
شاید تکراری باشه ولی گوش دادنش خالی از لطف نیست ...
دانلود
قربان غیرت حضرت عباس علیه السلام و غیرت سید الشهدا
قربان شجاعت این بزرگوار ها
قربون هر کس که بر ترس نکنه از دماغم خون بیاد غالب شده
نمی دونم آیا حاضر هستم برا عقیدم یه کشیده بخورم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[تصویر: karbala.jpg]
[تصویر: 1377100188_66565837773004210325.jpg?1377100773]


یــادم داده بودند : بر غمهایت صــــــــــــابـر باش،

اما "تــــــــــــــو [تصویر: heart.png]" ...
یادم دادی : بر غمهایت شـــــــــــــاکـر باش!!
اللهم لک الحمد حــــمـد الـــشــاکــریــن لک علی مصابهم ...
خدایا برای توست حمد و سپاس، حمد و سپاس شاکرین برای تو در مصیبتهایشان...



بسم رب الحسین

[تصویر: 117-604x272.jpg]

پیرمرد برای جان دادن عجله داشت.
حق داشت .
امام برایش نامه نوشته بود :
بسم الله الرحمن الرحیم
من الغریب الی الحبیب …
من الحسین بن علی الی الحبیب بن مظاهر اسدی ..

عشق ساطع شده از مشرق بین الحرمین

بی خود از خود شده ام عاشق بین الحرمین

ربط داده ست به هم روح دو تا دریا را

آب های جبل الطارق بین الحرمین

از حرم تا به حرم در پی عذرای دل ام


چند گویم شده ام وامق بین الحرمین

من نه امروز فقط این همه عاشق شده ام

در ازل بوده دل ام مشفق بین الحرمین

چون زبان شرر افشانه ی زینب گویاست

آفتاب ادب منطق بین الحرمین

آفریده ست درآن آینه شعری ابدی

دست اعجازگر خالق بین الحرمین

باز بر زاویه ی چشم و دل ام تابیده

نوری از پنجره ی بارق بین الحرمین




کاظم نظری بقا

آدرس های مرجع