تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: درد دلی با کربلا
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
پارسال همین موقع ها بود شاید یکم قبل تر که قسمت شد و ما هم زائر آقا شدیم


سفر غریبی بود

هنوز که هنوزه شعر زیبای بالای حرم حضرت امیر از یادم نمیره

علی حبه جنه قسیم النار و الجنه

وصی المصطفی حق امام الانس و اجن

هنوز دلم همون ستون سنگی حرم آقا رو میخواد که مثل بچه های یتیم کوفه سر بزارم بهش و با آقام درد دل کنم

هنوز حال و هوای غربت نجف از ذهنم پاک نشده....
اون صبح خاطره انگیز و پرواز اون کبوتر ها.......[/b]


[b]خدایا.......

[/b]




[b]اما کربلا ....


خیلی خدا رو شکر میکنم که مادرم پدرم و برادرم همراهمون بودند

مادرم با همه ی بیماری و درد زانو و کمر

همه ی مسیر هارو پیاده میومد و حاضر نبود با هیچ وسیله دیگه ای میر های طولانی رو طی کنه

میگفت این راه رفتنهای ازاد و راحت ما بدون ترس و اضطراب کجا و دویدن های عمه سادات کجا.....
[/b]


[b]سعی کردم تمام طول مسیر رو تو کربلا هر جا که میخواستم برم توی راه یا صلوات بفرستم یا سلام بدم به امام حسین


یا لعن بفرستم همون لعن معروف اخر زیارت عاشورا

ظهر بود که رسیدیم تل زینبیه

وقتی داشتم میومدم پایین نگاهم افتاد به حرم امام حسین دیگه نفهمیدم دلم کجا رفت

زیر لب با خودم میخوندم او میدوید و من میدویدم .....

کم احساس کردم انگار اونایی هم که دور و برم بودن صدای منو میشنون و همه شروع کردن به گریه کردن

کسی نمیتونست جلوی گریه شو بگیره

اونجا واقعا دلم داشت از غصه می ترکید...........

تو اون گرما هر کس میخواست اب بخوره به یاد سقای تشنه لب اب رو نگاه میکرد و دوباره میذاشت سر جاش

خیلی حال و هوای عجیبی بود

خیلی
[/b]


[b]امیدوارم ارباب به حرمت برادر عزیزشون ابوالفضل العباس و عمه سادات بازم زیارت کربلا رو روزی و قسمت کنه ...


این روز ها که بوی محرم میده دلم بدجور هوایی شده
[/b]




[b]اللهم الرزقنا زیاره الحسین فی الدنیا و شفاعته فی الاخره


اللهم الرزقنا........
یا حبیب الباکین
شاید زبان حال حضرت زینب (سلام الله علیها) با سیدالشهدا


نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید

شکوه تو زمین را با قیامت آشنا کرده
و رقص باد با گیسوی تو محشر به پا کرده

زمین را غرق در خون خدا کردی خبر داری؟
تو اسرار خدا را بر ملا کردی خبر داری-

جهان را زیر و رو کرده است گیسوی پریشانت
از این عالم چه می خواهی همه عالم به قربانت

مرا از فیض رستاخیز چشمانت مکن محروم
جهان را جان بده، پلکی بزن، یا حی یا قیوم

خبر دارم که سر از دیر نصرانی در آوردی
و عیسی را به آیین مسلمانی در آوردی

خبر دارم چه راهی را بر اوج نیزه طی کردی
از آن وقتی که اسب شوق را مردانه هی کردی

تو می رفتی و می دیدم که چشمم تیره شد کم کم
به صحرایی سراسر از تو خالی خیره شد کم کم

تو را تا لحظه ی آخر نگاه من صدا می زد
چراغی شعله شعله زیر باران دست و پا می زد

حدود ساعت سه ، جان من می رفت آهسته
برای غرق در دریا شدن می رفت آهسته

بخوان! آهسته از این جا به بعد ماجرا با من
خیالت جمع ای دریای غیرت خیمه ها با من

تمام راه بر پا داشتم بزم عزا در خود
ولی از پا نیفتادم ، شکستم بی صدا در خود

شکستم بی صدا در خود که باید بی تو برگردم
قدم خم شد ولیکن خم به ابرویم نیاوردم

نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید


از (قبله مایل به تو)

سید حمید رضا برقعی

تقدیم به دختر سه ساله ارباب بی کفن
قافله رفته بود و من بیهوش
روی شن زارهای تفتیده
ماه با هر ستاره ای می گفت:
بی صدا باش!تازه خوابیده
قافله رفته بود و در خوابم
عطر شهر مدینه پیچیده
خواب دیدم پدر ز باغ فدک
سیب سرخی برای من چیده
قافله رفته بود ومن بی جان
پشت یک بوته خار خشکیده
بر وجودم سیاهی صحرا
بذر ترس و هراس پاشیده
قافله رفته بود و من تنها
مضطرب،ناتوان ز فریادی
ماه گفت:ای رقیه چیزی نیست
خواب بودی ز ناقه افتادی
قافله رفته بودودلتنگی
قلب من را دوباره رنجانده
باد در گوش ماه دیدم گفت:
طفلکی باز هم که جامانده!
قافله رفته بودو تاول ها
مانعی در دویدنم بودند
خستگی،تشنگی،تب بالا
سد راه رسیدنم بودند
قافله رفته بودو می دیدم
می رسد یک غریبه ازآن دور
دیدمش-سایه ای هلالی شکل-
چهره اش محو هاله ای از نور
ازنفس های تندو بی وقفه
وحشت و اضطراب حاکی بود
دیدم او را زنی که تنها بود
چادرش مثل عمه خاکی بود
بغض راه گلوی من را بست
گفتمش من یتیم و تنهایم
بغض زن زودتر شکست وبگفت:
دخترم،مادر تو زهرایم
در روایت است!!
وقتی گله ی حضرت اسماعیل به کربلا می رسید، گوشفندان در علقمه آب نمی خوردند.
روزی چوپان از محضر حضرت سوال کرد: که چرا گوسفندان در این محل آب نمی خورند؟؟!!
حضرت فرمود: از یکی از گوسفندان بپرسیم، خودشان جواب بدهند!!!
حضرت پرسید و گوسفند جواب داد : که از نسل شما کسی است که با اطرافیان تشنه اینجا سر می برند!!!!! به این خاطر ما نمی توانیم در اینجا آب بخوریم!!!

یامولا ، یا اباعبدلله ، انی اتقرب الی الله
بسم الله الرحمن الرحیم


دلم غیر از تو با کس آشنا نیست
جدایم از تو، اما دل جدا نیست

خوشا این دل که با مِهر تو پیوست
خوشا این دل که با کس آشنا نیست

قرین دردم، اما نیک دانم
که جز کوی توأم دارالشفا نیست

به جز خاک سر کوی تو خوشتر
برای دیده ما توتیا نیست

چه بهتر تا قیامت مُرده باشد
دلی که آرزوی کربـــــــــــلا نیست

دلم خون شد زشوق کربلایت
کسی چون من به هجران مبتلا نیست

غمت را در جهان بر جان خریدم
مرا خوشتر غمی زاین ابتلا نیست


سلام بر محرم و كرب بلا

مي خوام باهات درد دل كنم

ولي اينجا نمي تونم ميذارم امشب تو هيئت

(...............)
يا حسين عليه السلام
السلام علیک یا رقیه(علیه السلام)
صورت منو نگاه كن
حاجت منو روا كن
عموجون كار تمومه (برام دعا كن)
روي ني بابامو ديدم
كه چشاشو باز مي‌كنه
ديده كه من دخترشم
براي من ناز مي‌كنه
عمه، عمه، بده دستاتو به من
عمه، عمه، موهامو شونه بزن
عمه، عمه، بقيه بي‌خبرن
عمه، عمه، منو امشب مي‌برن


[b]***
آبله با من رفيقه
گونه‌هام رنگه عقيقه
زخماي روي قلبم (چقدر عميقه)
بدنِ بي‌جون منو
اگه خواستي خاك بكني
نكنه خونِ بابامو
از رو لب‌هام پاك بكني
عمه، عمه، چرا مي‌لرزه صدات
عمه، عمه، چرا گريونه چشات
عمه، عمه، مگه چي مونده برات
عمه، عمه، جونِ من هم به فدات
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
دو سروده جدید از آیت الله صافی

به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم الحرام، دو سروده از حضرت آیت الله صافی گلپایگانی منتشر شد.
به گزارش رسا، همزمان با فرا رسیدن ماه محرم، دو سروده از حضرت آیت الله صافی گلپایگانی به عناوین هلال آزادگی و انقلاب محرم منتشر شد.
هلال آزادگی

هلال ماه محرّم ز نو هویدا شد
بیا که رایت سلطان عشق بر پا شد

بیا که رایت سلطان عشق بر پا شد
بیا که آیت فتح و ظفر هویدا شد

درآ به مکتب حرّیت و فداکاری
بیا که دین ز قیام حسین احیا شد

شعار باطل و شرک و فساد شد محکوم
بیا که جلوه‌ی توحید، عالم آرا شد

اگر که حامی حقّی و یار قرآنی
بیا که پرچم دین و جهاد برپا شد

به ملک غیرت و جانبازی و اراده وعزم
شهید کرب و بلا قهرمان دنیا شد

به دشت ماریه از همّت بلند حسین
کتاب همّت و ایمان و صبر معنا شد

حسین عدل و شهامت، حسین آزادی
فدای دین خدا در هجوم اعدا شد

بزرگ‌تر سند افتخار انسان‌ها
به خون پاک حسین شهید امضا شد

مرام‌نامه‌ی آزادی و حقوق بشر
از آن مجاهده‌ی بی‌نظیر انشا شد

در این جهاد مقدّس، حسین شد پیروز
یزید ننگ بشر گشت و خوار و رسوا شد

یزید کیست؟ هر آن‌کس‌که ضدّ آزادی است
هر آن که دشمن قرآن و آل طه شد

فدای رهبر لب تشنه‌ای که در ره دین
غریب و بی‌کس و تنها به سوی هیجا شد

دریغ و درد که در کربلا ز ظلم خسان
جدا سر از تن پاک عزیز زهرا شد

به زیر سمّ ستوران فتاد جسم حسین
خیام محترم اهل بیت یغما شد

نگشت تابع ظالم که ظلم را کوبید
اگر چه رنج و بلایش فزون ز احصا شد

بنال «لطفی صافی» که روز عاشورا
ز خون پاک شهیدان چو عید اضحی شد

***** *****

انقلاب محرّم

محرّم است و جهان پر ز انقلاب شده است
به شیون و غم و اندوه، شیخ و شاب شده است

ز بانگ شور برانگیز القیام و جهاد
قلوب اهل ستم اندر اضطراب شده است

ز مکتب کَرَم و نهضت و عزای حسین
الی الابد به سوی خلق، فتح باب شده است

به مُلک عزّت نفس و ثبات و قوّت دین
شهید کرب و بلا مالک الرّقاب شده است

برای اهل بیت پیمبر کنار شطّ فرات
ز جور فرقه‌ی کفّار، قحط آب شده است

پیمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است غمین و علی (علیه السلام) عزادار است
به روضه، حضرت زهرا (سلام الله علیها) در التهاب شده است

مگر حسین ز میدان دوباره بهر وداع
به سوی خیمه‌گه زینب و رباب شده است

دریغ و درد که از سنگ کینه‌ی دشمن
ز خون، محاسن نورانی‌اش خضاب شده است

مگر که حضرت عبّاس باز از پی آب
برای تشنه لبان پای در رکاب شده است

مگر که اصغر بی‌شیر خسته‌ی مظلوم
به ضرب تیر ستم‌پیشگان به خواب شده است

مگر یگانه شبیه نبی، علی اکبر
به عزم یاری دین، باز بر عقاب شده است

ز ظلم دشمن دین گر چه روز عاشورا
ز رحم‌ وعدل وشرف، چهره درحجاب شده است

ز قتل سبط پیمبر اگر به ظاهر حال
یزید پست فرو مایه کامیاب شده است

به رغم آل معاویه و یزید پلید
که کیدشان همه بر باد و در تباب شده است

ربوده است دل خلق را قیام حسین
جهان، مسخّر آل ابوتراب شده است

نصیب شیعه‌ی آل است روضه‌ی رضوان
نصیب ناصبیان، لعنت و عذاب شده است

اساس حق و حقیقت همیشه آباد است
بنای ظلم به هر بوم و بر خراب شده است

ظهور جوهر ایمان و استقامت شخص
رهین عزم وی و صبر در صعاب شده است

خموش «لطفی صافی» که در عزای حسین
قلوب اهل ولا از الم کباب شده است
صلوات
یا الله
بسم الله الرحمن الرحیم
[/b]
سلام دوستان عزیز :
عزاداری های شما و همه ی دوستان مقبول درگاه حق و حضرت ارباب (علیه السلام) . شعر زیر رو یه جایی شنیدم ، گفتم بد نیست شما هم بخونینش :
السلامُ علَیَ الکربلایی ، دل به عشق تو گشته هوایی
با لطفت کن زیارت نصیبم ، راهیم کن به صحن طلایی
شنیدن مداحی این شعر هم خالی از لطف نیست :
السلام علی کربلایی ، دل به عشق تو گشته هوایی
در پناه الله
یا مهدی مدد
بسم الله
.
.
[تصویر: sivLOf_300.jpg]
.
سِـــمَتِ نــوکری ما سِـمَتی دیرینه است
عبد دربار علمدار تو هستیم حســین( ع)
.
.
آدرس های مرجع