تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: درد دلی با کربلا
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید

[تصویر: images0.jpg?1355146695]

ای آب فرات از کجا می آیی ؟
نا صاف ولی چه با صفا می آیی

خود را نرساندی به لب خشک حسین(علیه السلام)
دیگر به چه رو به کربلا می آیی ؟؟


کاش
دوباره میومدم حرمت...
...
دلم گرفته آقا
بسم ا...
سلام



علـــم را بـــر زمــیــــن بگـــذارم، اما...

تـــو را دســـت خـــدا بســپارم، اما...
به چشمم تیر زد آن قوم، ای عشــق!
کـــه دســـت از دیـــدنت بردارم، اما...
.
.
.

تو احساس مرا دریاب ای رود
لبم را تر نکن از آب ای رود
تو که دستی نداری تا بیفتد
به سوی خیمه‌ها بشتاب ای رود
.
.
.

بگو بغض مرا پرپر کند مشک
غم دست مرا باور کند مشک
به دندان می‌برم اما خدایا
لبانم را مبادا تر کند مشک!


یا رحمان
[تصویر: sms.moharam3.jpg]


ای نینوا کاروان عاشورا را دریاب.

ای محمل ناموس آل ا.. را حافظ باش.

ای فرات ای علقمه سقا را یاور باش.

ای وادی طف رحمی به دل زینب.

ای خاک کربلا مدارا کن با پاهای رقیه ...
[تصویر: 202.png]


لب های تو مگر چقدر سنگ خورده است
قاری من چقدر صدایت عوض شده
تشریف تو به دست همه سنگ داده است
اوضاع شهر کوفه برایت عوض شده
تو آن حسین لحظه ی گودال نیستی
بالای نیزه حال و هوایت عوض شده
وقتی ز روبرو به سرت میکنم نگاه
احساس میکنم که نمایت عوض شده
جا باز کرده حنجره ات روی نیزه ها
در روز چند مرتبه جایت عوض شده
طرز نشستن مژه هایت به روی چشم
ای نور چشم من به فدایت عوض شده
ما بعد از این سپاه تو هستیم "یا حسین"
جنگی دگر شده شهدایت عوض شده
تو باز هم پیمبر در حال خدمتی
با فرق این که شکل هدایت عوض شده

علی اکبر لطیفیان



[تصویر: Salam_Bar_Imam_Hosain.png]
بسم الله
.
.
.
[تصویر: siXCWe_400.jpg]
.
.
منو یادت نره لحظه ی آخرم
منو یادت نره عمریه نوکـــرم
.
.
پ.ن:
می گم عاشقم.....
اما خودم بهتر می دونم نا لایقم.....
کدوم عاشقی ....
من که همیشه برای تو آینه ی دقم....
کجا عاشقم....
.
بسم الله الرحمن الرحیم

شاید گوش نکرده باشید
http://wdl.persiangig.com/pages/download...-91-02.mp3

http://wdl.persiangig.com/pages/download...-91-04.mp3

اللهم العنهم جمیعا

التماس دعا...
بخصوص برای دوستم...
اگه شد...
[تصویر: 202.png]


یادش بخیر موی تو را شانه می زدم
افتاده دست شمر چرا خاطرات من



[تصویر: Salam_Bar_Imam_Hosain.png]
[تصویر: 202.png]



سلام علی قلب زینب الصبور و لسانها الشکور



عیسی شدی که این همه بالا ببینمت
بالای دست مردم دنیا ببینمت
بعد از گذشت چند شب از روز رفتنت
راضی نمی شود دلم الا ببینمت
اما چه فایده خودت اصلا بگو حسین
وقتی نمی شناسمت آیا ببینمت؟
امروز که شلوغی مردم امان نداد
کاری کن ای عزیز که فردا ببینمت
شبها چه دیر می گذرد ای حسین من
ای کاش زود صبح شود تا ببینمت
حلا هلال تو سر نیزه طلوع کرد
تا ما رأیت إلا جمیلا ببینمت
گفتی سر تو را ته خورجین گذاشتند
چه خوب شد نبوده ام آنجا ببینمت
تو سنگ میخوری و سرت پرت می شود
انصاف نیست بین گذرها ببینمت
فعلا مپرس طرز ورود مرا به شهر
بگذار گوشه ای تک و تنها ببینمت

علی اکبر لطیفیان


[تصویر: Salam_Bar_Imam_Hosain.png]
[تصویر: 202.png]



نیزه ای داشت به زحمت خود را
بر روی سینه ی او جا می کرد
.
.
.
مادرش داشت تماشا می کرد




[تصویر: Salam_Bar_Imam_Hosain.png]
آدرس های مرجع