تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: درد دلی با کربلا
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
[تصویر: 202.png]



صد و چهارده سوره را آیه آیه
بخوان صوت و لحنت غریب و حزین است
بخوان بر سر نیزه بر دوش طوفان
که تفسیر چشم تو عین الیقین است

صد و چهارده سوره منزل به منزل
بخوان بر مزار شهیدان بی سر
بخوان ساقی سبز مستان بی دست
بخوان ای خُم سرخ جوشان بی سر

صد و چهارده سوره را جرعه جرعه
بنوشان به لب تشنگان ابن کوثر
بخوان آیه هَل اتی، ابن مولا
حدیث کسا را بخوان ابن کوثر

صد و چهارده سوره را ختم کن تا
رقیه سرت را به دامان بگیرد
بخوان تا که زینب درین کُنج غربت
برای سرت ختم قرآن بگیرد

بخوان تا بخوانم، بخوان تا بگریم
بخوان تا بسوزم، بخوان تا بمیرم
فدای سرت جمله سرهای عالم
بخوان تا غزل، نوحه از سر بگیرم

نظامی
به نام خدای حسین
در عزای شه دین کرببلا می لرزد
نه همین کرببلا ارض و سما می لرزد
ان شاءالله که میمیریم میون روضت آقا
آقا یه دعا کن و ما رو هم ببر کرببلا
بنام ستار معاصی عاصیان

وقتی خدا به خلقت تو افتخار کرد
ما را برای نوکریت اختیار کرد

کشتی هیچ‌کس به دل ما محل نداد
اما حسین آمد و ما را سوار کرد

تا داغ تو جگر بخراشد به سینه‌ها
برق نگاه تو دل ما را شکار کرد

گر روضه‌ات نبود که ما دین نداشتیم
دین را برای ما غم تو استوار کرد

جانم فدای آنکه تمامی عمر خویش
بر درگه تو خدمت بی‌انتظار کرد

هرگز ز یاد حضرت زهرا نمی‌رود
یک لحظه کسی که برای تو کار کرد

دنیا و آخرت همه مدیون زینبیم
ما را صدای ناله او بی‌قرار کرد

گیرم که گریه‌ها شده مرهم به زخم تو
باید به داغ ساقی لشکر چه کار کرد؟

جواد حیدری
آقای مهدی ناصریان

حجِّ قیام
عشق حسین رمز رسیدن به راه او
شرط به وجد آمدن از روی ماه او
او که به حال و روز شما گریه میکند،
سهم شما چرا نشود اشک و آه او؟!
آنکه چراغِ اشک ندارد به دست دل
دست زمانه برده به یغما کلاه او!
اجرِ عظیم گریه چه باشد به جز شعف،
وقتِ عمل اگر بِرَوی در سپاه او؟
مثل حسین میرسد از بامِ کربلا
شور دوباره ای بدمد از نگاه او
حجِّ قیام را به سرانجام میبرد
دستِ شهید علقمه باشد گواه او
رُکنِِ نماز را به عطش مبتلا کند
کعبه، نه!، عشق، عشق شود قبله گاه او
خون حسین مظهر ایمان مهدوی
عطرِ ظهور پخش شود در پناه او
بختِ امیدِ منتظرش باز میشود
هر که به حق، حسین شود پادشاه او...


دامن علقمه و عطر گل یاس یکی است **** قمر هاشمیان بین همه ناس یکی است
سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب **** نام زیبای اباصالح و عباس یکی است
یکی از رفقام 3 روز قبل رفته کربلا.
برام زنگ زده بود.
با هاش صحبت نکردم. فقط بهش پیام دادم و تو پیامم تمام حرفام رو زدم.
آقا بخدا دوری سخته. چقدر دیگه باید صبر کنم. بریدم.
شانه هاي زخمي اش را هيچ كس باور نداشت
بار غربت را كسي از روي دوشش بر نداشت
در نگاهش كوفه كوفه غربت و دلواپسي
عابر دلخسته جز تنهائيش ياور نداشت
بام هاي خانه هاي مردم بيعت فروش
وقت استقبال از او جز سنگ و خاكستر نداشت
مي چكيد از مشك هاشان جرعه جرعه تشنگي
نخل هاشان ميوه اي جز نيزه و خنجر نداشت
سنگ ها كمتر به پيشاني او پا مي زدند
نسبتي نزديك اگر با حضرت حيدر نداشت
روي گلگون و لبي پر خون و چشماني كبود
سرنوشتي بين نامردان از اين بهتر نداشت
سر سپردن در مسير سربلندي سيره اش
جز شهادت آرزوي ديگري در سر نداشت
دخترش با ديدن بازارهاي كوفه گفت
خوب شد باباي من در دست انگشتر نداشت

دوستان در زیارت اربعین فرداتون همه کربلا نرفته ها رو دعا کنید...



از من مپرس زینب من معجرت چه شد
با من بگو برادر زینب سرت چه شد

از من مپرس از چه لبت خشک و زخمی است
با من بگو که ساقی آب آورت چه شد

از من مپرس رخت تنت از چه خاکی است
با من بگو که پیروهن پیکرت چه شد

از من مپرس از چه زدی سر به محملت
با من بگو در نظر مادرت چه شد

از من مپرس در دل محمل چه دیده ام
با من بگو که راس علی اصغرت چه شد

از من مپرس از چه نمازت نشسته است
با من بگو اذان علی اکبرت چه شد

از من مپرس موی سرت از چه شد سپید
با من بگو عمامه ی پیغمبرت چه شد

از من بپرس شرح تمام سفر ولی
دیگر نپرس شام بلا دخترت چه شد


مهدی محمدی


یا حسین...
سرورم کمکمان کنید تا مهر اقا در دل شیعیان و تمام پاک دامنان مانند عشق و ارادتی که به شما دارند در دلشان منور شود تا هر جمعه مانند عاشورا بر سرو سینه خود بکوبند تا پروردگار عالمیان اشارت خود را به مولا بدهند تا مولا ببیند یارو یاور دارد
حسین جانم تو بگو مهدی بیاد تو بگو ان عشق بی همتا بیاد
تو بگو از حال رفتند شیعیان تو بگو تا شرم کنند این شیعیان
تو بگی الله اشارت میدهد تو بگی الله عنایت میدهد
اگر حسین یکی از ما بود، علم و بیرق او را و یادبودش را در هر نقطه از زمین برپا می کردیم و تمام مردمان را به مسیحیت دعوت می کردیم
پژوهشگر مسیحی - آنتونیو بارا
اگر حسین برای ارضای خواسته های دنیوی خویش جنگیده بود، من نمی فهمم چرا خواهر، همسر و فرزندانش را همراه خود برد. این دلالت دارد بر اینکه او فقط برای اسلام فداکاری نمود
چالز دیکنز - رمان نویس انگلیسی
پیشرفت اسلام، متکی به شمشیر نبوده بلکه به فداکاری والای حسین بدست آمد. من از حسین یاد گرفتم چطور پیروز شوم در حالیکه مظلوم و ستمدیده هستم
گاندي
آدرس های مرجع