شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
دلا خوبون دل خونین پسندند
دلا خون شو که خوبان این پسندند
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند.
به نام خداوندي كه منبع واقعي عشق و عقل است.
با سلام و احترام.
اگه تكراري بود ببخشيد.
ديشب به سيل اشك ره خواب ميزدم.
نقشي به ياد خط تو بر آب ميزدم.
مردانگی چو شد ننگ ، بر مرد عرصه شد تنگ
فهلی چو خواری آورد دیگر چه میتــوان گفـت
در شهر خالی از مــرد با خاطـــری پــر از درد
شبرو شود چو شبگرد ، دیگر چه میتــوان گفت
دکتر مظاهر مصفا
تو چنين خانه كن و دل شكن اي باد خزان
گرخود انصاف كني مستحق نفريني.
یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا
یار تویی غار تویی بر در اسرار مرا
فکر کنم مولانا یا سعدی دقیق نمی دونم
آن ترك پري چهره كه دوش از بر ما رفت
آيا چه خطا ديد كه از راه خطا رفت؟
تو را من چشم در راهم شباهنگام
که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی
وز آن دل خستگانت را انبوهی فراهم
تو را من چشم در راهم
من به اغاز زمين نزديكم
نبض گلها رو ميگيرم
اشنا هستم با سرنوشت تر اب عادت سبز درخت.
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد