ظهور می کند آن آفتاب پنهانی
زسمت مشرق جغرافیای عرفانی
آدم
به نام خدا
ببین که بار گناهم خمیده ام کرده
برای آدمیت یک اشاره می خواهم
میان راه زیارت مرا بکش آقا
به خاطرت سفر نیمه کاره می خواهم
کلمه سجده
اگر درمان تویی دردم فزون بـــاد
وگر عشقی تو ، سهم من جنون باد
صدایم کن صدای تو ترانه اســـت
کلامت آیه هایی عاشقانه اســــت
تو را من سجده سجده میپرســـتم
که سر بر خاک بر زانــو نشســـتم
شاهکار بینش پژوه
----------------------------------------------------------------------
دوستان بعضی اسم شاعر یادشون میره ها ... دقت کنید حتما باید اسم شاعر باشه
واژه سرخ
نمی دونم چرا فوری یاد اون زمونها رو کردم

یه توپ دارم قل قلیه سرخ و سفیدو آبیه.....
ولی اینم واسه اینکه نگید چیزی نداشت....

باغبان چهره چروکاند اگر هیچ نگفت
مرگ در بستر تسلیم گل سرخ، شکفت
کلمه نغز
این هم شعر چندین سال پیش کتاب فارسی :
عقل ها حیران شود کز خاک تاریک نژند
[b]چون بر آید این همه گل های نغز وکامکار؟
قسمتی از قصیده ی قاآنی شیرازی
کلمه ی بعد: تولی
مست تولای توام یا علی (علیه السلام)
واله و شیدای توام یا علی(علیه السلام)
کلمه تبری
تبری جو از دشمن اسلام تبری جو
از بهائیان و وهابیان کافر تبری جو
چنگ انداز به خاندان علم محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)(صلوات)
از دشمنان سرسخت آنان تبری جو
شعری از دیوان خودم
کلمه ی بعد: قرآن
اگر زیبا نبود به بزرگواری خودتان ببخشید چون شعر با کلمه ی تبری پیدا نکردم
سلام علی قلب زینب الصبور
فاش میگویم من آن بانوی عظمای دلیر
از بیان خویش دشمن را هراسان کرد و رفت
بر فرازنی چو آن قرآن ناطق را بدید
با عمل آن بی قرین اثبات قرآن کرد و رفت
کلمه ولایت
رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
حافظ
فلک
فلک گو با من این نامردی و نامردمی بس کن
که من سلطان عشق و شهریار شعر ایرانم
شهریار
استاد