یک هفته چو اهو به پی ضامن خود
مهمان شده بر خوان شه ثامن خود
دور از همه جنجال و همه گفت و شنود
بگرفته سر از اشک به بر دامن خود
واژه بعدی
رضا(علیه السلام)
هر روز پا به پای تو در بین روضه ها
با نوحه خوان هیئتمان دم گرفته ام
این عطر کربلاست که از مشهد الرضاست
امشب دوباره شور محرم گرفته ام
محمد بیابانی
کلمه: رئوف
وین دل و پروانه های رنگیش قربان شوم / زین چنین قلب رئوفی من گریزان کی شوم
کلمه: مولانا
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
سفر
به کجا چنین شتابان ؟
گون از نسیم پرسید .
دل من گرفته زینجا ، هوس سفر نداری ز غبار این بیابان ؟
محمدرضا شفیعی کدکنی
واژه آیینه
عیب تو گرایینه بنمودراست
خودبشکن آیینه شکستن خطاست
جبین
بر جبین نقش کن از خون دل من خالی
تا بدانند که قربان تو کافر کیشم
حافظ
کلمه بعدی : چشم
ای چشم تو دلفریب و جادو
در چشم تو خیره چشم آهو
در چشم منی و غایب از چشم
زان چشم همیکنم به هر سو
صد چشمه ز چشم من گشاید
چون چشم برافکنم بر آن رو
چشمم بستی به زلف دلبند
هوشم بردی به چشم جادو
هر شب چو چراغ چشم دارم
تا چشم من و چراغ من کو
این چشم و دهان و گردن و گوش
چشمت مرساد و دست و بازو
مه گر چه به چشم خلق زیباست
تو خوبتری به چشم و ابرو
با این همه چشم زنگی شب
چشم سیه تو راست هندو
سعدی بدو چشم تو که دارد
چشمی و هزار دانه لولو
کلمه بعدی : زاهد
زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر
تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند
جناب حافظ
کلمه بعدی : آفتاب