تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مشاعره
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
و اندر طلب طعمه پر و بال بیــاراست
ناصر خسرو
اخه الان من شعر از كجا بيارمHuh
توپ و تانك و خمپاره..... هست امريكا تيكه پاره
بسته توپ اسرائيل......زده به خاكي با دسته بيل
(افلاطون)Cool
لج کرده است تیزی سرنیزه با سرت
چیزی نمانده از تو و دعوای نیزه ات
چرخیده است دیده ناپاکشان به ما
این قوم پست بعد تماشای نیزه ات


محمد بیابانی
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

شیخ بهایی
هی که نگاه می کنی کار من آه کردن است
جان به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
تقویم روزهایم شکسته و گم است
بی تو چه فرقی میکند امروز چندم است !
تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو
پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو
حافظ
وطن بر شاخسار سدره گر دارد امام ما
خدا از ما نگیرد سایه ی طوبای رهبر را
از مه او مه شکافت ، دیــدن او برنتــافت
ماه چنان بخت یافت او که کمینه گداست
مولانا
تو رنجه مشو برون میا از در خویش
من خود چو قلم همی دوم بر سر خویش
آدرس های مرجع