تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مشاعره
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
تیر حادثه در دست که بود؟
خبر ویرانی
از دهانی که نمی‏دانستیم
دوست یا دشمن بود
در فضایی که می آشفت پر پروانه
همچو رعدی که زمین را و زمان رامی ‏آشوبد،
مژده
آب زنید راه را هین که نگار می رسد
مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد


آسمان
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نام من دیوانه زدند
حافظ
--------------------------------------------------------------------
واژه دوست
بروای دوست که ترک توستمگرکردم
حیف ازاین عمرکه درپای تومن سرکردم
=========================
قصه
باورم نیست ز بد عهدی ایـــام هنـوز
قصه ی غصه که در دولت یار آخر شد
حافظ
-------------------------------------------------------------------
واژه زلف
ذیشب گله زلفش با باد همی کردم
گفتا غلطی بگذر زین غفلت سودایی


نفر بعدی با "انتظار"
شعری که اولش انتظار باشه پیدا نکردم ولی:
درد عشق و انتظار دارم زان شب یادگار
در آن شب سرد تاریک آهنگ سفر میکردی
من با شب یه شعر میگم:
شب ز اسرار علی آگاه است
دل شب محرم سر الله است

دل
فاش می گویم و از گفته ی خود دل شادم
بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم
حافظ

همدم
گر دل و جان تو را درّ بقا آرزوست
دم مزن و در سما همدم عطار باش
عطار نیشابوری

بیت بعد: با کلمه ی دلبر

آدرس های مرجع