تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مشاعره
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
اين شعر از خودمه اميد وارم لذت ببريد
بياد بياوريم اين حكايت را ................ جنگ ميان خير و شر را
امادگاه ما در ان دوران ....................و صداي چكاچاي شمشير هايمان
نداي الله اكبر ميدهيم .................... تا زنده كنيم اسلام را براي جهانيان
(افلاطون)Cool
نيا را نپرسند از حال عاشقان
كه همه زاده ي كوي معشوق اند
دود اگر بالا نشیند کسر شأن شعله نیست
جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است.
صائب تبریزی
تلخ از تو شیرین میشود ، کفر از تو چون دین میشود
خار از تو نسرین میشود ، چیــــــزی بده درویش را
مولانا
آب شوم سجده کنم تا ز تو سرسبز شوم

خاک شوم خاک شوم تا که زتو سرسبز شوم




مولوی
آب زنید راه را هین که نگار میرسد
مژده دهید باغ را بوی بهار میرســد
مولانا
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نگشت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
حافظ
شرمنده 1366 جان ، کلا قاطی کردم Confused
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
رو سر بنه به بالین ، تنها مرا رها کن
ترک من خراب شبگرد مبــــتلا کن
مولانا
نیم دگر تلخ همچون زهر مار
طعم تلخ و رنگ مظلم همچو قار

مولوی
اين شعر هم باز از خودمه اخر فكر كنم يه كتاب بشهBig Grin
روا دار ما را ز خير كردگار ......... هچو سفار در حين زار
دوري ليلي از مجنونش ............دل دادن از ته جانش
داستان رسيدن به معشوقش...... رستم زال و اسب مغرورش
(افلاطون)Cool
آدرس های مرجع