(۲۶/بهمن/۹۰ ۲۳:۲۲)نسیم نوشته است: [ -> ]مگه قرار نیست یک کلمه مشخص بشه و نفر بعد با اون کلمه شعر بگه
روال مشاعره عوض شده ؟؟؟؟؟؟
بله همونطورکه فرمودید هست ولی چون بعضی دوستان تازه میان فکرمیکنن مثل همه مشاعره های معمول هست دوستان که میدونن ادامه بدن مشاعره رو
وازه بعدی :پرچم
با اینکه غیر خون جگر نیست سهم ما
نشکسته عهد و همدم و یار تو بوده ایم
شاعر: احسان اکابری
کلمه : ملائکه
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
الله
شب ز اسرار علی آگاه است
دل شب محرم سرالله است
سبز
اين طرف آهو دويد آنطرف آهو
دشت درانديشه شكار مبادا
وسعت دشت است و وحشت رم اسبان
غنچه سرخي به رهگذار مبادا
زندگي سبز ومرگ سرخ مبارك
دشت پر از لاله بي بهار مبادا
باران
باز باران با ترانه
با گهرهای فراوان
می خورد بر بام خانه
یادم آرد روز دیرین خوب وشیرین
توی جنگلهای گیلان کودکی ده ساله بودم
استاد
کس مشکل اسرار ازل را نگشاد
کس یک قدم از نهاد بیرون ننهاد
من می نگرم ز مبتدی تا استاد
عجز است به دست هرکه از مادر زاد
هستی
آواز و سرود من تو هستي
سرمایه و سود من تو هستي
دل گل بود و تنم چو گلدان
آبِ دل و کود من تو هستي
در جرگة عاشقان نشستم
اسباب ورود من تو هستي
تن سوخت ز هجر دوری تو
خاکستر و دود من تو هستي
هر چشمه به رود ختم گردد
دریاچه و رود من تو هستي
بر قلة قاف می رسم من
تا عشق صعود من تو هستي
نام تو مرا به آسمان برد
امکان فرود من تو هستي
بر روی زمین دلیل جسم ِ
قائم و عمود من تو هستي
الهام تمام این قوایف
بر قلب کبود من تو هستي
شاعر : مصطفی
کلمه : نیستی
گر قلندر نیستی شب گرد باش
جان مولا هر که هستی مرد باش!
جوانی