شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بلبل بگلستانها از بهر تو مینالد
بوی گل و ریحانه از بوی تو میبینم
شاعر : فیض کاشانی
کلمه : راضیه
حسن برای عشق دین مهر تو افروخت
حسین برای حفظ دین قهر از تو آموخت
یا فاطمه یافاطمه یا طاهره مطهره ای تو صدیقه زکیه ام ابیها زهرا
یا فاطمه یا فاطمه یا مرضیه یا راضیه ای شان کوثر مهر تو ای ای هر چه دریا زهرا
حرم
هرکه شد محرم دل در حرم یار بماند
وآنکه این کار ندانست در انکار بماند
نفر بعدی با "دوست"
تو را به جای همه روزگارانی که نمیزیستهام دوست میدارم
برای خاطر عطر گسترده بیکران و برای خاطر عطر نان گرم
برای خاطر برفی که آب میشود، برای خاطر نخستین گل
برای خاطر جانوران پاکی که آدمینمیرماندشان
تو را برای خاطر دوست داشتن دوست میدارم
صیاد
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد
تنها
حس می کنم حریر حضورت را در لحظه های سختی تنهایی
بوی تو در فضاى زمان جارى ست مانند عطر پونه ى صحرایی
در برف زارِ سردِ دلم کرده ست اى نرگس بهارى من سبزت
تقدیر ، این مقدّر بى برگشت، تقدیر، این سفیر اهورایى
قطره
يک قطره عشق کنج دلم را گرفته است
اين قطره هم به شوق نگاهت چکيدنی ست
کلمه : مسافر
ای مسافر غریب، در دیار خویشتن
با تو آشنا شدم، با تو در همین مسیر!
از کویر سوت و کور، تا مرا صدا زدی
دیدمت ولی چه دور! دیدمت ولی چه دیر!
این تویی در آن طرف ، پشت میله ها رها
این منم در این طرف، پشت میله ها اسیر
سقوط
شروع میشدم ، هر لحظه باسقوط
یک بار با سکوت
یک بار با تمامی آوای بی صعود
اینجا منم هنوز ، یک آتش خموش ، یک باور نرسته بر گل نیلوفر«شهود»
بر خود نمانده نای عبور از همیشه ی غروب
من دست خالیم
با یک دلی تهی ز هر چه بپنداری از طلوع
با یک خلوص...
بهار
بامدادان كه تفاوت نكند ليل و نهار
خوش بود دامن صحرا و تماشاى بهار
نفر بعدی با : عیدانه