مي سوزم از فراقت روي از جفا بگردان..... هجران بلاي ما شد يا رب بلا بگردان
مه جلوه مي نمايد بر سبز خنگ گردون ...تا او بسر در امد بر رخش پا بگردان
محمد
ماه فروماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد
الهم صل علی محمد و آل محمد

کلمه بعدی: نیک
در كوي نيك نامان مارا گذر ندادند . . گر تو نمي پسندي تغيير ده قضا را كبريا
مه من نقاب بگشا، ز جمال کبریایی که بتان فروگذارند، اساس خودنمایی
شده انتظارم از حد، چه شود ز در درآیی؟ «ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی
قرص
به مغرب سینه مالان قرص خورشید نهان می گشت پشت کوهساران
فرو می ریخت گردی زعفران رنگ به روی نیزه ها و نیزه داران
امید
به هوایت همه جا در همه حال
به امیدی بگشایم شب و روز پر و بال
ژاله
دشت از مجنون كه لاله میروید از او
ابراز دهقان كه ژاله میروید از او
طوبی و بهشت و جوی شیر از زاهد
ما و دلكی كه ناله میروید از او
(بابا افضل كاشانی)
دوست
یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض
پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت
ملک
دوام ملک او بخواه از لطف حق ای دل
که چرخ این سکه ی دولت به دور روزگاران زد
کلمه : استجابت