میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق
ترک کام خود گرفتم تا براید کام دوست
حافظ
عشق
ای عشق چون آتشکده در نقش و صورت آمده
بر کاروان دل زده یک دم امان ده یا فتی
در آتش و در سوز من شب میبرم تا روز من
ای فرخ پیروز من از روی آن شمس الضحی
مولوی
گلزار
بی تو همه بازارها پژمرده اندر کارها / باغ و رز و گلزارها مستسقی باران تو
دیوان شمس
نشانهای از بکار رفتن واژهی "رز" در زبان فارسی در حدود 750 سال پیش!
میتوان گفت ریشهی این واژه در زبان فارسی بوده است، همانگونه که گیاهشناسان هم میگویند که خود آن نیز از ایران به غرب رفتهاست.
نادان
به نام خدا
زنادان بنالد دل سنگ وکوه
ازیراندارد برکس شکوه
((فردوسی))
شکوه
دوستان،من تو ویرایش متن مشکل دارم...ببخشید...
ویرایش نمیشه...
شکوه دارم از تو
از دل یخ زده ات
از خودم میپرسم
صبح آیا پیداست؟
زندگی پابرجاست؟
شکوه دارم از تو
از نگاه سردت
و دل بی دردت
تو نچیدی گل یخ
و تو انگار ندیدی لبخند
تکیه کردی بر باد
و تو بردی از یاد
شب تاریک هنوز پابرجا
و دل عاشق من چون دریا...
قاسم ترابی
دریا
یا رب این اتش که بر جان من است
سرد کن زانسان که کردی بر خلیل
شاعر نمیدانم
قلم
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع
دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت
حافظ
پروانه
من معذرت میخوام داشتم تایپ میکردم ندیدم شما زودتر شعرتونو گفتین

کف دریاست صورتهای عالم / زکف بگذر اگر اهل صفایی
دیوان شمس
البته «کف دریا» به معنی کف روی آب هست، نه سطح ته دریا.
ادامه همونطور که تا اینجا ادامه پیدا کرد(
پروانه)
من پروانه صفت پیش تو ای شمع چو گل
گر بسوزم گنه من نه خطای تو بود
«سعدی»
[b]صبر