تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مشاعره
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
آتش بلند گشته و در، گُر گرفته بود
قلبت غمی ورای تصور گرفته بود
در دیده ها نشانه ای از درد تو نبود
چشم مدینه رنگ تکاثر گرفته بود
نفرین نکرده ای تو...و گر نه خدای تو
جان های پست را به تلنگر گرفته بود
ای کاش روی پهلوی تو قطع می شد این
باران تازیانه که شرشر گرفته بود
دیدم که جبرئیل ز دستان پاک تو
یک رشته عشق از نخ چادر گرفته بود
***

فتنه
علی مولای مظلومان عالم
بگو از نارفیقان چون بنالم
از آن شامی که سر در چاه کردی
مرا از درد خویش آگاه کردی
طنین ناله در افلاک افتاد
تمام آسمان بر خاک افتاد
پر و بال تو زهرا را شکستند
تو را با ریسمان فتنه بستند
تو را در گوشه عزلت نشاندند
مرا در آتش حسرت کشاندند
مرحوم آغاسى
عشق
( ابياتي با مناسبت اعياد شعبانيه بفرمائيد )
اي بابا توي اين روزاي پر بركت كسي نيست 4 تا بيت شعر خوب بگه استفاده كنيم ؟ Heart
ای عاشقان ای عاشقان عالم سراپا ناز شد


سیمرغ قاف عشق را هنگامه پرواز شد



از فرط شادی و شعف عفو گنه آغاز شد


باب الحوائج امد و درهای رحمت باز شد


امید[b]
دلم را سایه بان غم گرفته
وقلبم ناله ی ماتم گرفته
***
دلم در هاله ای از هوشیاری
فغان در هجر آن آدم گرفته
در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است

صراحی می ناب و سفینه غزل است



جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است

پیاله گیر که عمر عزیز بی‌بدل است



نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس

ملالت علما هم ز علم بی عمل است



به چشم عقل در این رهگذار پرآشوب

جهان و کار جهان بی‌ثبات و بی‌محل است



بگیر طره مه چهره‌ای و قصه مخوان

که سعد و نحس ز تاثیر زهره و زحل است



دلم امید فراوان به وصل روی تو داشت

ولی اجل به ره عمر رهزن امل است



به هیچ دور نخواهند یافت هشیارش

چنین که حافظ ما مست باده ازل است


مه
آدرس های مرجع