داری اندر پیش روز رستخیر
از خدایت نیست امکان گریز
ای پسر راه شریعت پیش گیر
ره روی ترک هوای خویش گیر
عطار
عدن
من این مشاعره رو نمی فهمم! مگه کلمه ی پیشنهادیتون نباید از خود شعرتون باشه؟ الان عدن که تو شعر نیست!
دیوان شمس
ابر چون دید که در زیر تتق خوبانند
برفشانید نثار گهر و در عدن
چون گل سرخ گریبان ز طرب بدرانید
وقت آن شد که به یعقوب رسد پیراهن
[b]طرب
چو بر شکست صبا زلف عنبر افشانش
به هر شکسته که پیوست ،تازه شد جانش
کجاست هم نفسی تا به شرح عرضه دهم
که دل چه می کشد از روزگار هجرانش؟
معنی این دو بیت از شعر جناب حافظ:
وقتیکه بادی که از شمال میوزد،موهای عطر افشان و زیبای یار را
به هر طرف می برد
در هر نسیمی که میوزید، گویا جان تازه ای به عاشق خود می بخشید
کجاست کسی مثل من؟
که عاشق است
وزجر درون او را به اعماق غم می برد
وروزگار هجران برای او مثل شب سیاه است
گیسو
ازان پس به کاووس گوینده گفت
که او دختری دارد اندر نهفت
که از سرو بالاش زیباترست
ز مشک سیه بر سرش افسرست
به بالا بلند و به گیسو کمند
زبانش چو خنجر لبانش چو قند
الماس
شعر
گفت با الماس در معدن ، زغال
ای امین جلوه های لازوال
همدمیم و هست و بود ما یکیست
در جهان اصل وجود ما یکیست
.
.
.
گفت الماس ای رفیق نکته بین
تیره خاک از پختگی گردد نگین
.
.
---> در صلابت آبروی زندگی است<---
---> ناتوانی ، ناکسی ناپختگی است <---
اقبال لاهوری
-------------
نومید
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دایما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نه ای از سر غیب
باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور
(حافظ)
[/font]
[font=B Mitra]
دعا
به ملازمان سلطان که رساند این دعا را
که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را
حافظ
غایب
ای غایب از نظر که شدی همنشین دل
میگویمت دعا و ثنا میفرستمت
در روی خود تفرج صنع خدای کن
کیینه خدای نما میفرستمت
حافظ
هاتف