تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مشاعره
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
اگر داغ دل بود ما ديده ايم
اگر خون دل بود ما خورده ايم
اگر دل دليل است آورده ايم
اگر داغ شرط است ما برده ايم

اگر دشنه ي دشمنان گردنيم
اگر خنجر دوستان برده ايم
گواهي بخواهيد اينك گواه
همين زخم هايي كه نشمرده ايم

قیصر امین پور
مبین به چشم کم ای شوخ نازنین ما را

گدای کوی توام همچنین مبین ما را


هنوز سجدهٔ آدم نکرده بود ملک

که بود گرد سجود تو بر جبین ما را
بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا بنت رسول الله...

از تمام نخلها پرسیده ام
آری اما پاسخی نشنیده ام

یا امیر المؤمنین روحی فداک
آسمان را دفن کردی زیر خاک ؟

یا علی جان تربت زهرا کجاست ؟
یادگار غربت زهرا کجاست ؟

....
دانلود




تا باد صبح دم زد از آن زلف و خط و خال
آتش گرفت عنبر و عود و عبیر را

هر دل که شد به گوشه‌ی چشم وی آشنا
یک سو نهاد گوش نصیحت پذیر را
این کشته ی فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست
این نخل تر کز آتش جانسوز تشنگی
دود از زمین رسانده به گردون حسین توست
این ماهی فتاده به دریای خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست...

محتشم کاشانی

-----------------------------------------
کلمه : قفس
(۲۴/آذر/۹۰ ۲۲:۱۷)دیدگاه نوین نوشته است: [ -> ] اینجا هر کسی که شعر میگه باید یه کلمه رو برای نفر بعدی انتخاب کنه . هر کلمه ای که دوست داشت و نفر بعدی هم باید بیتی بگه که اون کلمه داخلش وجود داره .
3) کلمه ای که میگید رو باید اندازه فونتش خیلی خیلی بزرگ باشه و رنگش هم قرمز باشه

بسم الله

سلام


بزرگوارانی که تو این تاپیک شرکت میکنید لطف کنید و به نکات بالا که در پست اول اومده توجه بفرمایید

یا علی/ التماس دعا
بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنا...

تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود،از هر مژه چون سیل روانه
خواهد به سر آید، شب هجران تو یانه
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه...


هــــر كجا پا بنهى حسن وى آنجا پيداست
هــــركجــــــــا سر بنهى سجده‏گه آن زيباست

همـــــــه سرگشتـــــه آن زلف چليپاى ويند
در غم هجــر رُخش، اين همه شور و غوغاست

جملــــه خوبــــان برِ حُسن تو سجود آوردند
اين چــه رنجى است كه گنجينه پير و برناست؟
بسم الله الرحمن الرحیم


تا اختیار کردم سر منزل رضا را

مملوک خویش دیدم فرماندهٔ قضا را

تا ترک جان نگفتم آسوده‌دل نخفتم

تا سیر خود نکردم، نشناختم خدا را

چون رو به دوست کردی، سر کن به جور دشمن

چون نام عشق بردی، آماده شو، بلا را

دردا که کشت ما را شیرین لبی که می‌گفت
من داده‌ام به عیسی انفاس جان‌فزا را


آنكه دل خــــــــــواهد، درون كعبه و بتخانه نيست
آنچـــــه جان جويد، به دست صـــوفى بيگانه نيست

گفته هـــــاى فيلسوف و صوفى و درويش و شيخ
در خـــــــور وصف جمــــــــــــــال دلبـــر فرزانه نيست

بــــــــا كــــه گويم راز دل را، از كه جويم وصف يار
هر چه گويند، از زبـــــــــــان عاشـــق و ديوانه نيست
آدرس های مرجع