تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
آه از اين چشم هاي بي لياقت

تو باشي و ما تو را نبينيم!؟

آه از اين دل بي لياقت

تو غريب باشي و ما را غم نباشد!؟

آه از اين همه بي غيرتي

تو (( هل من ناصر )) بگويي و ما اين همه كر!؟

چند جمعه مانده تا لايق شدنمان ارباب؟

میدانم براي بيداريمان دعا مي خواني دلشكسته ي من!!!
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

خوش آن نسيم كه مى آيد از كنار بقيع
خوشا هواى روان بخش و مُشكبار بقيع

فرشتگان ز زمين مى برند سوى بهشت
براى غاليه‌ي حوريان غبار بقيع

اگر كه طور تجلّى ز صدق مى طلبى
بيا به گلشن روحانى ديار بقيع

دريغ و درد كه از ظلم دشمنان خدا
خراب شد همه آثار بى شمار بقيع

ايا كه غيرت دين دارى و ولايت آل
ببار خون، عوض اشك در كنار بقيع

خراب كرد ستم، مشهد چهار امام
كز آن شرف به سما يافت خاكسار بقيع

نخست مرقد سبط نبى امام حسن
بزرگ محور اعزاز و افتخار بقيع

مزار حضرت سجاد، اسوه عبّاد
امين اعظم حق، ركن استوار بقيع

مزار حضرت باقر، عزيز پيغمبر
كه بر فزوده به اجلال و اشتهار بقيع

مزار حضرت صادق رييس مذهب و دين
جهان علم و عمل، نور كردگار بقيع

قبور منهدم ديگر از تبار رسول
فزوده است بر اوضاع رنج بار بقيع

زظلم فرقه وهّابيان ناكس دون
بيا ببين كه خزان گشته نوبهار بقيع

سعوديان عميل يهود و صهيونيسم
ز ظلم، هتك نمودند اعتبار بقيع

قبور آل پيمبر، خراب و ويران است
فرشتگان همگان اند سوگوار بقيع

در اين مصائب عظمى ولىّ عصر بوَد
شكسته خاطر و محزون و داغدار بقيع

كند ظهور و جهان پر كند ز دانش و داد
زند به ريشه خصم ستم شعار بقيع

قيام بايد و مردانگىّ و همّت و عزم
كه بر طرف كند اين وضع ناگوار بقيع

وگرنه تا نشود قطع دست استعمار
جهان شيعه بود زار و دل فكار بقيع

حراميان به حرم تا كه حاكم اند روا ست
كه مسلمين همه باشند شرمسار بقيع

سلام بى حد و بسيار بر پيمبر و آل
درود وافر و بى انتها نثار بقيع

ز ياد مرقد ويران اولياى خدا
هميشه «لطفى صافى» است بى قرار بقيع

آيت الله صافي گلپايگاني
صلوات
یا الله
سلام
دوستان برای سلامتی آقامون دعا کنیم و بعد برای تمام اونایی که برای زنده نگه داشتن شیعه و مهدویت.


امام زمان علیه السّلام چه قدر شما را دوست دارد؟
• عَنْ مَسْعَدَةِ بْنِ الْيَسَعِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السّلام: إِنِّي وَ اللهِ لَأُحِبُّكَ ، فَأَطْرَقَ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ فَقَالَ: صَدَقْتَ يَا أَبَا بِشْرٍ ، سَلْ قَلْبَكَ عَمَّا لَكَ فِي قَلْبِي مِنْ حُبِّكَ ، فَقَدْ أَعْلَمَنِي قَلْبِي عَمَّا لِي فِي قَلْبِكَ.[ الكافي، ج‏2، ص652 ]
مَسعَدَۀ گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: به خدا قسم من شما را دوست دارم. حضرت سر مبارک را پایین انداخته، سپس بلند نمود و فرمود:
ای ابابِشر راست گفتی، از دلت بپرس که من در قلبم چه محبّتی به تو دارم؛ زیرا قلبم، از محبّت من در قلب تو خبر می دهد.

[/b]
[b]• عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السّلام: لَا تَنْسَنِي مِنَ الدُّعَاءِ(علیه السلام) قَالَ: أَ وَ تَعْلَمُ‏ أَنِّي‏ أَنْسَاكَ؟‏ قَالَ: فَتَفَكَّرْتُ فِي نَفْسِي وَ قُلْتُ هُوَ يَدْعُو لِشِيعَتِهِ وَ أَنَا مِنْ شِيعَتِهِ. قُلْتُ: لَا ، لَا تَنْسَانِي. قَالَ: وَ كَيْفَ عَلِمْتَ ذَلِكَ؟ قُلْتُ: إِنِّي مِنْ شِيعَتِكَ وَ إِنَّكَ لَتَدْعُو لَهُمْ. فَقَالَ: هَلْ عَلِمْتَ بِشَيْ‏ءٍ غَيْرِ هَذَا؟ قَالَ: قُلْتُ: لَا. قَالَ: إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ مَا لَكَ عِنْدِي فَانْظُرْ إِلَى مَا لِي عِنْدَكَ.[ الكافي، ج‏2، ص652 ]
حسن بن جَهم گفت: به حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام عرض کردم: ما را از دعا فراموش نفرمایید! فرمود: آیا فکر می کنی که تو را از دعا فراموش می کنم؟ حسن گفت: با خودم فکر کردم که این بزرگوار برای شیعیانش دعا می کند، من هم که از شیعیانش هستم، پس برای من نیز دعا می کند، لذا به حضرت عرض کردم: من فکر نمی کنم که شما مرا از دعا فراموش کنید. فرمود: از کجا فهمیدی که تو را از دعا فراموش نمی کنم؟ عرض کردم: من شیعه شما هستم، شما هم برای شیعیانتان حتما دعا می کنید، پس من را هم دعا می کنید. فرمود: آیا راه دیگری هم به نظرت می رسد که از آن طریق بدانی که من تو را دعا می کنم؟ عرض کردم: نه، راه دیگری به نظرم نمی رسد. حضرت فرمود: هر وقت خواستی بفهمی که نزد من چه مقامی داری، پس بنگر که من نزد تو چه گونه هستم.

[/b]
ما را چه می شود که دلتنگ تو نیستیم؟
[تصویر: 1281752509323614912916726102142240190225217.jpg]
ما را چه می شود؟ ما را چه شده و چه می شود كه دلتنگ تو نیستیم؟ چه شده كه در هوایی نفس می كشیم كه هوای توست، در زمانی می زییم كه زمان توست و بر زمینی گام برمی داریم كه بهانه چرخشش تویی و این همه كافی نیست تا به یاد بیاوریم چه كم تو را طلب كرده ایم! چه اگر خواستنمان بویی از دلتنگی حقیقی در خود داشت، دریغ نمی داشتی خود را از ما كه تو مگرمی شود از حال و قال شیعیانت غافل باشی و مغفول بگذاریشان؟ این ماییم كه گرفتارغفلت شده ایم، آن قدرغفلت امانمان را بریده كه فراموش كرده ایم نجات ما در گرو ظهور توست، آن قدر در خود و دلبستگی های خود غرق گشته ایم كه دعاهایمان هم دیگر دعا نیست و دلمان از سر سوز نیست كه تو را طلب می كند، از سرعادت است كه درهر دعایی تعجیل در فرجت را از خدا می خواهد... دل های ما كلی مشغله و تفریح و سرگرمی درست كرده اند برای خودشان تا مبادا غروب های جمعه بگیرند و از خود بپرسند این حس برای چیست؟ دل های ما بهانه های جورواجور زیاد دارند برای دلتنگی هایشان بتراشند كه مبادا به یاد بیاورند در زمانی می زیند كه صاحبش در پرده غیبت است از نااهلی اهل زمانش و آن قدر سوز و شور در دعاهایمان نمی بیند كه برساندمان به پاسخ «متی ترانا و نراك...»

نمی شود و نمی تواند؛ آن دلتنگی عظیم كه چاره نمی شود مگر به ظهور، تویی و تا نیایی گره از كار بشر وانشود و هرچه بگردد این دل و به هرجا بزند علاجی بر این زخم كهنه نمی یابد...
دل های ما می خواهند سر خود را كلاه بگذارند كه چیزی كم و كسر ندارند، اما جای خالی تو آن قدر بزرگ است كه هیچ یك از این همه مثلا دل خوشی ها و خود را به آن راه زدن ها هم چاره اش نمی شود و باز یك جایی یك جوری دلمان به صرافت می افتد كه چیزی انگار گم كرده، كه چقدر یك چیزی را كم دارد و هر قدر سعی می كند با همه چیزهایی كه به او آرامش می داده اند همیشه، خودش را آرام كند نمی شود و نمی تواند؛ آن دلتنگی عظیم كه چاره نمی شود مگر به ظهور، تویی و تا نیایی گره از كار بشر وانشود و هرچه بگردد این دل و به هرجا بزند علاجی بر این زخم كهنه نمی یابد...
یابن الحسن! از قول نایب بر حقت با خدای خویش نجوا می كنیم كه پروردگارا! ما مشكلاتی داریم كه با دعای ما معلوم نیست حل بشود، تو كه مالك قلب هایی به قلب مقدس و نازنین آقای ما و مولای ما بینداز كه برای ما دعا بكند.
[b]





منبع:
روزنامه کیهان
نقل قول:یابن الحسن!
از قول نایب بر حقت با خدای خویش نجوا می كنیم كه :

پروردگارا! ما مشكلاتی داریم كه با دعای ما معلوم نیست حل بشود، تو كه مالك قلب هایی به قلب مقدس و نازنین آقای ما و مولای ما بینداز كه برای ما دعا بكند.
اين دل اگر کم است بگو ســــــــر بياورم
يا امـــــــــــــ ـر کن که يک دل ديگر بياورم

مولا خلاصه عرض کنم "دوست دارمت"
ديگر نشد عبارت بهتــــــــــــ ــــر بياورم
در اضطراب چه شب‌ها که صبح شان گم شد
چـه روزهـا کــــه گـرفـتـــــار روز هـفــــتـم شد!!

چه قدر هفته پر از شنبه شد، به جمعه رسید
و جـمـعــــه روز تـفــــرّج بـــــرای مـــــردم شـد!!

چه قــدر شنبـه و یـک شنبـه و دوشنـبه رسید
ولی همـیشه و هـر هـفـتـه جـمـعـه ‌هـا گم شد

چه هفته‌ها که رسید و چه هفته‌ها که گذشت
شمـارشی کــه خلاصـه بـه چـنـد و چـنـدم شد

و هـفـتـه‌ای که فـقـط ریـشه در گذشتن داشت
بـرای شعـله کـشیـدن بـه خـویـش هـیـزم شد

نـه شنـبـه و نـه بـه جـمـعـه، نـه هیـچ روز دگر
در انتــظار تـو قـلـبـی پـــر از تـلاطـــــم شد!!

کـــدام جــمـعـه‌ مـــوعـــود می‌زنـی لـبـخـنـد
بـه این جـهـان کـه پـر از قـحطی تبسم شد؟

بــرای آمــدنـت جـــمــعــه‌ای مـعـــیــن کـــن
کـه هـفتـه‌ها همـه‌شـان خـالی از تـرنـم شد...

به نقل از پیج
نقل قول:ندای شیعه
در فیسبوک
چه شب ها که زهرا دعا کرده تا ما
همه شیعه گردیم و بی تاب مولا(علیه السلام)
اگر عاشقانه هوادار یاری،
اگر مخلصانه گرفتار یاری،
اگر آبرو می گذاری به پایش،
یقینا یقینا خریدار یاری...
آقا جان
یابن الحسن
هر چه خواستم ننویسم نشد
نشد که نشد
من که کسی نیستم دوستان رو نصیحت کنم
من نیز غفلت زده در راهم
خفته را خفته کی کند بیدار ؟


اقا جان به جان مادرت خودت بیا به ما بفهمان که وظیفه ما چیزی نیست جز
یافتن بارهای به زمین افتاده و برداشتن آن

آخ که وهابی ها چه کیفی میکنند از اختلاف من و برادر سنی ام....
اگر بینی وهابی را به زمین مالیدی امامت کیف میکند امامت...
بسم الله الرحمن الرحیم

بار فراق يوسف زهرا کشيدني ست
گر وصل او به جان بخَرم من، خريدني ست
اي آن که طعنه ميزني ـ آقاي تو کجاست؟ـ
روز ظهور منجي عالم رسيدني ست
آن روز ذوالفقار علي دست او بود

يعني که رنگ از رُخ کافر پريدني ست
سوگند مي خورم گل باغ تو چيدني ست
چشم سياه و خيمه ي سبز تو ديدني است»
اي آخرين امام من، ألغوث ألاَمان
عَجِّل عَلي ظُهُورکَ يا صاحبَ الزّمان


[/font][font=Arial]

[/b]
آدرس های مرجع