تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
چون بيايي ز جهان محنت و ماتم برود
نور و شادي برساني ستم و غم برود

شب تاريک جهان را همه چون روز کني
ظلمت و بي هنري از دل آدم برود

عدل و احسان و سعادت به جهان هديه کني
ظلم و بيداد و ستم از همه عالم برود

عشق و صلح آوري و معرفت و شور و شعور
کينه و نفرت از اين خانه مسلم برود

دل مخلوق جهان با نفست زنده کني
دوره بي کسي و مونس و همدم برود

با قدومت نفس دور زمان تازه شود
با وجودت خط دوران خوش و خرم برود

خوش زماني که جهان رو بسوي صلح و صفا
در پناهت همه در سير منظم برود
وبگاه اشعار مهدوي
صلوات
یا الله
هر چند که دیر یادمان افتاده ست
اینکه تو نیامدی دلیلش ساده ست
ما تا سر کوچه آب و جارو کردیم
گفتیم بیا جهان ما آماده ست...
آقا جانم !!
نمیدونم چرا امروز همش این بیت رو زبونم میاد !!!!


[b]ای که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد

حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد!!!!!!!!!!!!
بسم الله الرحمن الرحیم
خالیم از کلمات.
هیچ ندارم به پیشگاه شما تقدیم کنم با عشق.
تنها همین را دارم بگویم که از جهان به بوی پیراهن یوسف بسنده کرده ام.
کور و عاجز نشسته ام
که سوی چشمانم روزی بازگردد
و من تا آن روز
با اینکه می دانم او همین حوالی هاست
سراغش را از در و دیوار و پرستوها و ...میگیرم
وندبه میخوانم
و یوسف روزی پیراهنش را در عوض جانم برایم خواهد فرستاد...
ان شاءالله
مولا جان
نبودنت را دارم با ساعت شنی اندازه می گیریم
نازنینم، کجایی؟ یک صحــــــــــــرا گذشت............

جز غمت ندارم به حال دل گواهی
ای که نور چشمم در این شب سیاهی
چشم من به راهت ، همیشه تا بیایی
باغ من بهارم بهشت من کجایی؟
جان من کجایی، کجایی که بی تو دل شکسته ام
سر به زانوی غم نهاده ام،به گوشه ای نشسته ام
آتشم به جان و خموشم چو نای مانده از نوا
مانده با نگاهی به راهی که می رود به ناکجا
ای گل آشنا
بی قرارم بیا
وای از این غم جدایی


قيصر امين پـور

خداییش مرد دیگه وجود نداره ما گناه می کنیم تو اشکشو می ریزی
خدا ما رو ببخش

آفتاب مهرباني , سايه تو بر سر من
اي كه در پاي تو پيچيد , ساقه ي نيلوفر من

با تو تنها با تو هستم, اي پناه خستگي ها
در هوايت دل گسستم, از همه دلبستگي ها

در هوايت پر گشودن, باور بال و پر من باد
شعله ور از آتش غم, خرمن خاكستر من باد

اي بهار باور من, اي بهشت ديگر من
چون بنفشه بي تو بي تابم, بر سر زانو سر من

بي تو چون برگ از شاخه افتادم
زرد و سرگردان در كف بادم

گرچه بي برگم گرچه بي بارم
در هواي تو بي قرارم

برگ پاييزم , بي تو مي ريزم
نو بهارم كن, نو بهارم

قيصر امين پـور

اللهم عجعل قیام صاحب الزمان

واقعا نمیدانم از خجالت چه بگویم...........

چ راحت نبودنت شده عادت......!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بسم الله الرحمن الرحیم
همه غزلم . عزیز دلم
بیا اجابت کن العجلم
سرود بهار . بیا تو نگار
بیا که بگیرد دل از تو قرار
بیا که ندارم به جز تو پناه.......
آدرس های مرجع