تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا...

دل سرگشته کجا، وصف رخ یار کجا...

سرِّ عاشق شدنم لطف طبیبانه توست...

ورنه عشق تو کجا، این دل بیمار کجا...

هر که را تو بپسندی بشود خادم تو...

خدمت عشق کجا، نوکر سربار کجا...

کاش در نافله ات، نام مرا هم ببری...

که دعای تو کجا، عبد گنه کار کجا...
گذشت عمرو زیارم دور هستم خودم کردم از او مهجور هستم
ضعیفم ناتوانم جاهلم من گنهکارم ولی معذور هستم
سیه رویم ولی با آبرویم که من در نور او مستور هستم
نه با "العفو"خودبا "یارب"تو به درگاه خدا مغفور هستم
برای راهیابی تا شهادت پی ابلاغ یک دستور هستم
منم موافقم . مطالب تالار داره از مسیر خودش در میاد . بعضی موقع به یه پستهایی بر میخورم که برام عجیبه ...!!
لازمه مدیریت نظارت بیشتری رو پستها داشته باشن .
این سایت بهونش امام مهدیه ، کاربراش مهدی
یاورن ، نباید بزاریم تبدیل به مجله های زرد بشه Dodgy
مولای مهربونم
که دارید منو میبینید.....صدامو میشنوید..........فکرمو میخونید..........
یه حاجت دارم
برآورده میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟
به آبروی مادرتون زهرا سلام الله علیها........
منو انقدر مشغول خودتون کنید که دیگه وقت سر خاروندن هم نداشته باشم.........
دلی........فکری.............عملی.............
مولای مهربونم
حسابی مشغولم کنید...باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟یکروز دوروز نه هااااااااااااااااااااااا.......واسه همیشه........بی وقفه..............
خواهش میکنم..............بزرگواری کنید......اومدم گدایی..............به نداریم رحم کنید...........نگذارید بیشتر ازاین شرمندتون بشم...........می خوام با خیال راحت ببینمتون.........می خوام با لبخند نگاهم کنید............می خوام به بودنم افتخار کنید..............شما اگر بخواین میشه............
مولای مهربونم
التماس میکنم................به آبروی مادرتون زهراسلام الله علیها.........این خواسته ام رو بر آورده کنید.........

یا شاهد کل نجوا...............اماممو به این خواسته ام راضی کن.........
می گویند آن گاه که یوسف در زندان بود، مردی به او گفت:

تو را دوست دارم. یوسف گفت: ای جوان مرد!

دوستی تو به چه کار من آید؟ از این دوستی مرا به بلا افکنی و خود نیز بلا بینی!

پدرم یعقوب، مرا دوست داشت و بر سر این دوستی، او بینایی اش را از دست داد و من به چاه افتادم.

زلیخا ادعای دوستی من کرد و به سرزنش مصریان دچار شد و من مدت ها زندانی شدم.

اینک! تو تنها خدا را دوست داشته باش، تا نه بلا بینی و نه دردسر بیافرینی


[b]چه کسی می داند؟ شاید آن شادترین لحظه ما در راه است …
[/b]

[تصویر: 128354882228.jpg]


تمام راه ظهور تو با گنه بستم

دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم

كسي به فكر شما نيست راست مي گويم

دعا براي تو بازيست راست مي گويم

اگرچه شهر براي شما چراغان است

براي كشتن تو نيزه هم فراوان است

من از سرودن شعر ظهور مي ترسم

دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم
[b]من از سياهي شب هاي تار مي گويم [/b]

من از خزان شدن اين بهار مي گويم

درون سينه ما عشق يخ زده آقا

تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا

[تصویر: Copy%20of%20emam%20zaman.jpg]

به اميد آن روزی بيای و به سرمای غربت و تاريکی جهل و زشتي ظلم خاتمه دهی . زيرا که زيبایی و خوبی جز با وجود تو معنا نمي شود .

...برای سلامتی و تعجیل در ظهورش صلوات...
[/b]
يا ايها العزيز !
با قلبي كه اعتقادش را بر زبان مي آورد به استقبال تو آمده ايم و با چشماني شرمنده شرفياب شده ايم
بهانه ايست كه با نداي "اباصالح" صدايت زنيم و با ذكر "داعي الله" سلامت كنيم و با كلمه " "ولي الله" درودت فرستيم
و با گلواژه "العجل" انتظارت كشيم
وبا فرياد "ادركني" از تو كمك بخواهيم و با التماس "يامهدي" از تو جوابي بطلبيم . تو از حال ما خبر داري كه "مسنا اهل الضر" و انتظار دلمان را كه ميداني كه "تصدق علينا".
مهدي جان !
صادقانه و با صفا پيوسته دعا مي كنيم كه :

اللهم اجعلني من اعوانه و انصاره , و الذابين عنه و المسارعين اليه في قضا حوائجه , و الممتثلين لا و امره , و المحامين عنه و السابقين الي ارادته و المستشهدين بين يدیه (قسمتي از دعاي عهد)
بارالها! مرا از ياران و مددكاران او قرار ده . خدايا! مرا از پاسداران حريم ولايت او به شمار آور. من از كساني باشم كه در برآوردن خواسته ها و حاجتهاي آن عزيز سرعت مي گيرد و شتاب مي ورزد. از كساني كه در فرمانبري از او بر ديگران سبقت مي گيرد و در ركابش شهد شهادت مي نوشد.
بسم الله النور
آقا سلام.
این روزا نمیدونم چه خبره.دل بدجوری خودشو به در و دیوار میزنه.
همیشه یادتون مایه آرامش بود نمیدونم چرا این روزا اسمتون بی تابم میکنه.
آقا چه خبره؟ناراحتی ازم؟شرمنده.....

تقصیر ماست غیبت طولانی شما
بغض گلو گرفته ی پنهانی شما

برشوره زار معصیتم گریه می کنم
جانم فدای دیده ی بارانی شما

پرونده ام برای شما دردسر شده
وضع بدم دلیل پریشانی شما

ای وای من!که قلب شما را شکسته ام
آقا چه شد تبسم رحمانی شما؟

ای یوسف مدینه مرا هم حلال کن
عفو و گذشت سنت کنعانی شما

آیا حقیقت است که اصلاٌ شبیه نیست؟
رفتار ما به رسم مسلمانی شما

صدها هزار نوح و سلیمان نشسته اند
در انتظار منسب دربانی شما

عشاق شهر یکسره تعریف می کنند
از لحن و صوت مکی قرآنی شما

نشنیده یاد روضه ی گودال کرده ام
دل می برد تلاوت روحانی شما

این اشک روضه حال مرا خوب کرده است
ردخور نداشت نسخه ی درمانی شما
سلام بر غریبترین مولای دنیا
اینروزا یه چیزی به دلم افتاده.....نمیدونم گفتنش درست یا نه....یه امیده....یه چیزی که انگار خوده خدا به دلم انداخته.....اینکه خدا انقد مهربونه انقد بزرگه انقد کریمه که نمیزاره همه علائم آخر الزمان اتفاق بیوفته بعد شما بیاین...میدونم ما امت انقد بدی کردیم انقد سستی و کوتاهی کردیم که حقمونه اگه خدا بخاد تو آخر الزمان قبل اومدنتون عذاب بکشیم........خدا میگذره از سستیمون از بدیهامون.....امید دارم که مهلتشون نمیده تا نقشه های شومشونو اجرا کنن......دلم گرفته آقا خیلی ..از همه جا از همه چیز همه کس حتی از خودم ..میخوام دیگه بیاین همین.
نمیدونم منی که آدم شدنم حتی بلد نیستم چیکار کنم که خدا راضی شه که بیاین....چیکار کنم آقا؟چیکار کنم؟
خودت بیا جواب دلمو بده و آرومش کن مولا......بهت التماس میکنم جوابمو بده........
اللهم صل علی محمد و آل محمد
و عجل فرجهم
و عجل فرجهم
و عجل فرجهم
بحق محمد و آل محمد.. یا کریم....
Exclamationهمین که این ارسال رو فرستادم تو صفحه اول چشمم افتاد به این تاپیکتوصيه‌های امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به شيعيان، که معمولا عمل نمی‏کنیم !! ........!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟(برداشت آزاد)
سلام اقا
شدم مثه بچه ها
هی دلم می خواد بزرگ شم
هی به خدا می گم منو به راه راس هدایت کنه
کمکم کنه رشد کنم
هی التماس شما رو می کنم که شفاعتمو کنید
اما تا خدا میاد با امتحاناش کاری کنه که بزرگ بشم ...
یا گرفتار میشم،
یا مثه بچه ها بهونه میارمو میگم کوچیکم!
طاقت ندارم!
طاقت امتحانای به این سختی رو ندارم!
یه ذره پیش خودم فکر نمی کنم و به خودم نمی گم که بچه مگه تو نبودی که می گفتی می خوام بزرگ شم؟؟؟؟؟؟
خب چی شد؟
تو که نمی تونی جلو چندتا امتحان وایسی چطوری طالب بزرگ شدنی؟
اینجوری می خوای بزرگ شی؟
یادم نمیره امروزمو که چقدر شاکی بودم
آقا بد آدمو شرمنده می کنید ...
دیگه کارم از غلط کردن گذشته
امروز واقعا به این جمله باور پیدا کردم که
ما در همه حال از احوال شیعیانمون باخبریم.
به خدا شرمندم کردید
اما من کجا و شیعه شما کجا؟
خوشبحال شیعه هاتون آقا
چه آقایی دارن !!!
منی که فقط ادعای شیعه بودنم میشه اینجوری شرمندم کردید.
اونا که دیگه حسابشون جداست...
ای کاش منم شیعه می شدم
ای کاش
آقا خیلی بزرگوارید
خیلی
....
آدرس های مرجع