یا صاحب الرمان
بگو مولای غریبم...
بگو چه کردند با اون آقایی که همچین روزی رو به کعبه کرد و گفت"
الحمدلله الذی لیس لقضائه دافع" ؟؟؟
بگو چه کردند با پیشانی مبارک آقایی که گفت شهادت میدهم از"
اساریر صفحه جبینی"؟؟؟
( خطوط صفحه پیشانیم)
بگو چه کردند با حنجره ی مبارکی که گفت شهادت میدهم از"
خرق مسارب نفسی"؟؟؟
( راههای تنفسم)
بگو چه کردند با آن لب ودندان مبارکی که گفت شهادت میدهم از "
ما ضمت و اطبقت علیه شفتای و حرکات لفظ لسانی و مغرز حنک فمی و فکی و منابت اضراسی"
(آنچه نچسبد و بر هم آید بر آن دو لبم و حرکات تلفظ زبانم و گردشگاه آرواره ی دهانم و محل روئیدن دندانهایم)
بگو چه کردند با آن سینه وبدن مبارکی که گفت شهادت میدهم از"
شراسیف اضلاعی و حقاق مفاصلی "
(خمیدگیهای دنده هایم و گودی های مفاصلم)
بگو چه کردند با انگشتان مبارکی که گفت شهادت میدهم از"
قبض عواملی و اطراف اناملی"
(قبض قوای عامله من و اطراف انگشتانم)
بگو چه کردند با آن رگها و جوارح مبارکی که گفت شهادت میدهم از"
عظامی و مخی و عروقی و جمیع جوارحی"
(استخوانم و مغزم و رگهایم و همه ی اعضایم)
میدانستی مولای من!!!
میدانستی که به این نعمتهایت شهادت دادی وگفتی "
ان لو حاولت و اجتهدت مددی الاعصار و الاحقاب لو عمرتها ان اودی شکر واحده من انعمک ما استطعت ذلک"
(که اگر بخواهم و تلاش کنم در همه اعصار و دوران تاریخ بفرض که عمرم وفا کند تا شکر یکی از نعمتهایت را به جا آورم باز هم نتوانم)
میدانستی که روزی پیشانی ات را میشکنند...
میدانستی که راه نفست را می شکافند...
میدانستی که به لب و دندانت چه میزنند...
میدانستی با گردن و سینه ات چه می کنند...
میدانستی که اسبها را نعل تازه میبندند...
میدانستی که با انگشتانت چه میکنند...
میدانستی روزی هر یک از این نعمتها را در راه بندگی محبوبت فدا میکنی...
میدانستی روزی با این نعمتها قتیل العبرات می شوی...
و شاید این دانستنها دلیل مضاعفی بود بر شکرانه ات!!!
یا صاحب الزمان
بگو آیا هنگامیکه مولایم گفت"
یا مقیض الرکب لیوسف فی البلد القفر و مخرجه من الجب "
(ای فرود آورنده کاروان برای نجات یوسف در بیابان بی آب و بیرون آورنده اش از چاه)
بگو آیا از آن زمان ترا می خواند؟؟؟
بگو آیا هنگامیکه گفت "
یا کاشف الضر والبلوی عن ایوب"
(ای برطرف کننده زیان و بلا از ایوب)
بگو آیا از آن زمان غمگینت بود؟؟؟
بگو آیا هنگامیکه گفت "
ممسک یدی ابراهیم عن ذبح ابنه"
(نگهدار دودست ابراهیم از سر بریدن پسرش)
بگو آیا به یاد قربانیان کربلاهم بود ؟؟؟
بگو آیا هنگامیکه گفت"
یا من اخرج یونس من بطن الحوت"
(ای کسی که برآورد یونس را از شکم ماهی)
بگو آیا آن زمان نجات ترا می خواست؟؟؟
یا الهی و سیدی!!!
میدانم انروز که مولایم گفت"
یا من دعوته مریضا فشفانی و عریانا فکسانی"
(ای که در بیماری خواندمش و درمانم کرد و هم در برهنگی مرا پوشانید)
میدانم آنروز بر بدن عریان خود در صحرای سوزان هم شاکرت بود...
میدانم آنروز که گفت"
و جائعا فاشبعنی و عطشان فاروانی"
(و هم در گرسنگی سیرم کرد و هم در تشنگی سیرابم نمود)
میدانم آنروز بر عطش خود و العطش طفلان هم شاکرت بود...
و با چه مستی ای تو رامی خواند...
انت الذی...
انت الذی...
انت الذی...
و با چه عبودیتی رو به در گاهت آورد...
انا الذی...
انا الذی...
انا الذی...
پروردگارم!!!
آیا انزمانیکه میگفت "
اتمم علینا نعمک و اسعدنا بطاعتک"
(تمام کن بر ما نعمتت را و سعادتمند کن ما را به طاعت خود)
آیا آن زمان منتظر کربلا بود؟؟؟
آیا آن زمان که میگفت "
اللهم انک تجیب المضطر و تکشف السوء و تغیث المکروب "
(خدایا تو اجابت کنی بیچاره را و برطرف کنی بدی را و به داد رسی گرفتار را)
آیااز آن زمان منتظر منتقم آل محمد(صلی الله علیهم اجمعین) بود؟؟؟
الهی و سیدی و مولای
صل علی محمد وال محمد
وبحق فاطمه الزهرا سیده النساءالعالمین
وبحق مولانا الحسین علیه السلام
و بحق مولانا المهدی ارواحنافداه
عجل لولیک الفرج
عجل لولیک الفرج
عجل لولیک الفرج
"گفتگویی در روز عرفه بر گرفته از دعای سید الشهدا علیه السلام در آنروز"