تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سلام بر منتظران

رفقا زجمت طراحی هدر تالار با mohamad هست و بالاخره زمان طراحی هدری رسیده که همه منتظرش بودیم

این نقل قولی هست که شاید خود محمد راضی نباشه که بقیه ببینند

اما!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

میخوام شما منتظران بخونید و برای خودش و پدر و مادرش دعا کنید!!!!!!!!!!!

یا علی
(۲۵/تیر/۹۰ ۸:۳۰)mohamad نوشته است: [ -> ]
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

[تصویر: 89656753.jpg]


گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
چون نیک بدیم به حقیقت به از آنی

تالار بیداری اندیشه، محلی است که دوستدارن مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) گرد هم آمده اند و برای آمدنش تلاش می کنند.
در این تاپیک تا کنون به مناسبت های مختلف، تصاویری برای تالار ارائه شد و امروز رسیده ایم به گل سر سبد این مناسبت ها یعنی نیمه شعبان، میلاد منجی موعود، بقیه الله فی الارض.

عبارتی که در تصویر دیده می شود قسمتی از آیه 94 سوره مبارکه یوسف (علیه السلام) می باشد.
یوسف پیراهن خود را به برادرانش می دهد تا آن را به پدر پیرشان برساند تا بینایی از دست رفته خود را بدست آورد. وقتی کاروان از مصر به سمت کنعان حرکت می کند، یعقوب (علیه السلام) از چنین فاصله ی دوری بوی پیراهن یوسف را استشمام می کند و به اطرافیان خود می گوید: إِنىّ‏ِ لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُف، بی تردید بوی یوسف را می یابم.


همان طور که یوسف از یعقوب دور شد، مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز از عاشقانش دور است.
همانطور که یوسف برای یعقوب همه چیزش بود، مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز باید برای ما همه چیزمان باشد.

یعقوب منتظر یوسف بود و ما نیز منتظر مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف).
ولی یعقوب در این انتظار آنقدر گریست که چشمان سفید گشت و ما نیز هفته ای یکبار می گوییم: شاید این جمعه بیاید شاید!
یعقوب، بوی پیراهن یوسف را قبل از وصل استشام کرد و ما نیز هر روز در سایت های خبری دنبال خبر جنگ و مرگ این و آن می گردیم
آری، ما نیز منتظریم...
ولی انتظار ما کجا و انتظار یعقوب کجا؟
دل نگرانی های ما کجا و دل نگرانی های یعقوب کجا؟

بوی پیراهنش برای ما پیشکش، ترسم که پس از ظهورش نیز انکارش کنیم

پیراهنی که آید از آن بوی یوسفم
ترسم برادرانش غیورش قبا کنند


کجایند آن سیصد و سیزده نفری که از هم اکنون گویند: إِنىّ‏ِ لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُف.
کجایند آنانی که پیراهنی برایشان فرستاده می شود.
کجایند آنانی که یعقوب وار پیش از ظهور منجی بوی پیراهنش را بیابند و خود را آماده ظهور ایشان کنند.


ای خدا، به ما آن طلعت زیبای رشید را بنما
و از پرده غیب پدیدار کن
و سرمه و روشنی ابدی را با یک نظر بر آن جمال مبارک بر چشم من درکش.
خدایا لیاقت استشام بوی پیراهن مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را قبل از ظهور ایشان به ما عنایت بفرما

نکند یوسف عمرم رود از قصر خیالت
باز آواره تنهایی چاهم بکنی
با سلام .قرین شدن روزهای تولد امام غایب(علیه السلام) وامام حاضر را به فال نیک گرفته وبه همه ی اندیشه های بیدار تبریک میگویم.

هر چه گفتیم جز حکایت دوست***در همه عمر از ان پشیمانیم
سعدیا بی وجود صحبت یار ***همه عالم به هیچنستانیم
غم زمانه خورم یا فراق یارکشم؟***به طاقتی که ندارم کدام بار کشم ؟
نه دست صبرکه در استینعقل برم***نه پای عقلکه در دامن قرارکشم

یا امام زمان

ما یه مشتی فقیریم


ما رو بخر


ما گداییم

اما فقط گدای شماییم


الهی و ربی من لی غیرک

خدایا من که جز تو کسی رو ندارم

منو امشب بخر

مارو امشب بخر

خدایا من گدای تو ام


خدایا منو واسه امام زمان بخر


خدایا منو ببخش

خدایا...
به نام خدا



نقل قول:
[تصویر: zire_noore_mah_postpic.jpg]

” اَلّلهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ خَیرَ ما سَئَلَکَ مِنهُ عِبادُکَ الصّالِحُون وَ اَعوُذُ بِکَ مِمَّا استَعاذَ مِنهُ عِبادُکَ الصّالِحوُن “

عده ای اطراف امام صادق (علیه السلام) نشسته بودند و قرآن می خواندند . قاری خواند : ” وَ الشَّمسِ وَ ضُحها … ” مولایمان فرمودند : خورشید ، محمد است که دین را برای مردم روشن کرد . قاری خواند : ” وَ القَمَرِ اِذا تَلها … ” حضرت عرضه داشتند : ماه ، علی است بعد پیغمبر . قاری ادامه داد : ” وَ النَّهارِ اِذا جَلّها … ” آقا فرمودند : روز ، مهدی است که تاریکی های ظلم را مانند پرده می درد .

۱۵۰ تیم استهلال ماه شوال مشغول به کار شدند تا با رویت آن مردم را از عید فطر با خبر سازند تا مبادا روزه آنان دچار اشکال شود و خبرگزاری ها اعلام کردند که جمعه ۱۹/۶/۱۳۸۹ به وقت جمهوری اسلامی ایران عید فطر و اول ماه شوال سال ۱۴۳۱ هجری قمری است . اما نمی دانم غفلت از ماست یا این هیاهوی روزگار است که ما را از ماه شب چهارده جدا کرده است . انگار فراموش کرده ایم که به یمن وجود اوست که روزی داده می شویم و به سبب وجود اوست که زمین و آسمان جای خوش کرده اند . ما که فراموش کار نبوده ایم ؟! پس ما را چه شده است که او را از خاطر برده ایم ؟ یعنی سیصد و سیزده نفر هنوز نتوانسته اند مرید آن مراد شوند ؟ چشم گنه کارم که او را نمی بیند . گوشم که هر چیزی را می شنود جز صدای دلربای او را . بینی غبار گرفته ام که عطر او را استشمام نمی کند . لبهایم که او را برای خود صدا می زند . پس انتظار چه چیزی را دارم ؟! مردم ! ما فراموش کرده ایم … باور کنید ، باور . ما از او غافلیم و او یار ماست . او پدری مهربان است و انیس و همدمی همیشگی ! پس چرا من با همه درد و دل میکنم اما با او نه ؟ چرا همه محرم اسرار من اند اما او نه ؟ چرا دست جلوی هر ناکسی دراز میکنم اما دست به دامن او نمی شوم ؟ علامه مجلسی ، بحارالانوار ، جلد پنجاه و سه ، صفحه سیصد و دو : امام زمان ، در آن هنگام که در سرداب مقدس بودند ، اشک هایشان جاری بر گونه ، ندا سر می دهند : ” بارالها ! شیعیان ما از شعاع خورشید ما گرما گرفته اند . با پرتو آفتاب ما دیده گشوده اند و از باقی طینت ما سرشته اند . در شب ظلمانی ذنوب به اتکای نور ما و امید به برآمدن ما سرگردانند . معبودا ! عصیانشان اگر میان تو و آنهاست ، دیدگان بخشش بر هم گذار و اگر میان مردمان و آنهاست ، از آنچه نیکی در کفه ماست ، راضیشان فرما ! مقصودا ! مقصد آنان را فردوس قرار ده و با آتش دوزخ دشمن شادشان مپسند . ”
آری دوست من ! ما زیر نو ماه هستیم ولی دیدگانمان آن را بینا نیست . اما بدان که روزی در برگه های تقویم خواهند نگاشت :

تعطیل رسمی – روز ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)


خاکسار کوی عشقت ؛ علیرضا پورمشیر

مشهد مقدس ۲۰/۶/۱۳۸۹
تو قطعا یک روز می آیی؛ ذوالفقار به دست، در محکمه عدل، ظلم را استیضاح و عزل خواهی کرد! آن روز، چه غوغایی برپا می شود؟!

محراب از کوفه، به خون خواهی می آید
زخم فدک لب بر شکایت می گشاید
از کربلا خورشیدِ بی سر، سر زند باز
روزی که قائم، مهدیِ زهرا بیاید

آن روز، زمین و زمان به تسبیح می آیند و فرشتگان، سوره والفجر می خوانند، و آن روز، چه محشری برپا خواهد شد!

آه ای ساقی! در میخانه بگشا
باز هم سرشار کن جام ولا را
یازده پیمانه دادی، باز مستیم
ما خماران مست جامی دیگر هستیم!

امروز روز تولد آخرین معنای واقعیه عشق روی کره زمینه.
امروز روز تولد حضرت مهدیه.
یه عالمه حرف توی دلم برای گفتن دارم ولی فقط می تونم بگم تولدش مبارک HeartHeartHeart
اون همون انسانیه که منو به واسطه یه خانوم راهنمایی کرد.
خیلی خیلی خیلی ...دوسش دارم.
به امید روزی که تولدش رو کنار خودش جشن بگیریم.Angel
سلام ای آقای خوبم. امروز با این که روز میلادته ولی میدونم زیاد حالت از دست بعضی شیعیانت خوب نیست. دیشب شهرمون پر از شادی و سرور بود. اما به چه قیمتی؟؟؟ این بی حجاب ها تو کل شهر پراکنده اند و به بهونه میلاد شما ریختن بیرون شادی کنند اما به قیمت اذیت کردن شما. خیلی دیشب دلم گرفت. نمیدونم چیکار باید کرد. روز عاشورا که شما بخاطر جد غریبتون عزادارید، اینها غم شما بیشتر میکنند. انشاءالله خدا جواب همشون رو بده.


ای مــاه یــلدایی ترین شبهای انسانی
کی می رسی در این خراب آباد عصیانی؟
آقــا بــیــا از طعــنـه نــامـردمان، مردیم
ایــن خــائـنــان تــشنــه افـــکار شیـطانی
دسـتـی بــکش بـر زخـمهای کهنه یاران
ای نــاجــی آیـیـنـه هــای رو بــه ویــرانی
هـر جــمعه با یاد تو دور از چشم ناپاکان
مــایــیــم و آه و نــدبــه های ناب عرفانی
ما عابران کوچه های شهر بی احساس
تــو یــوســف گــم گـشـته دلهای کنعانی
تـنـها تو می دانـی، تو ای زیبا گل نرگس
راز غـم ایــن چشــم های خیس و بارانی
"حــامی" فــدای عدل بی پایانت ای آقا
تــا کــی بـگـو پشت غبار صبر می مانی؟

پلک های جهان سنگین شده است.!بوی بد دروغ، خیانت و تزویر، مشاممان را می آزارد.
از هر گوشه، صدای چکیدن قطره های خون می آید. ای آخرین ذخیره خدا بر زمین! موعود ستاره و سپیدی! دلم گرفته و می دانم که تو نیز دل غمین داری.
آدرس های مرجع