تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
شرمنده ام آقا.....
اللهم عجل لولیک الفرج
طفیل هستی عشقند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
بکوش خواجه و از عشق بی‌نصیب مباش
که بنده را نخرد کس به عیب بی‌هنری
می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند؟
به عذر نیم شبی کوش و گریه سحری
تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
که در برابر چشمی و غایب از نظری
هزار جان مقدس بسوخت زین غیرت
که هر صباح و مسا شمع مجلس دگری
ز من به حضرت آصفHeartکه می‌برد پیغام
که یاد گیر دو مصرع ز من به نظم دری
بیا که وضع جهان را چنان که من دیدم
گر امتحان بکنی مِی خوری و غم نخوری
کلاه سروریت کج مباد بر سر حسن
که زیب بخت و سزاوار ملک و تاج سری
به بوی زلف و رخت می‌روند و می‌آیند
صبا به غالیه سایی و گل به جلوه گری
چو مستعد نظر نیستی وصال مجوی
که جام جم نکند سود وقت بی‌بصری
دعای گوشه نشینان بلا بگرداند
چرا به گوشه چشمی به ما نمی‌نگری Sad
بیا و سلطنت از ما بخر به مایه حسن
و از این معامله غافل مشو که حیف خوری
طریق عشق طریقی عجب خطرناک است
نعوذبالله اگر ره به مقصدی نبری
به یمن همت حافظ امید هست که باز
اری اسامر لیلای لیله القمری
[تصویر: %D8%B9%D8%B4%D9%82_%D8%AA%D9%88%D9%85%D9...%DB%8C.gif]


در گریبانش سحر،زان سوی شب ها خواهد آمد
آن فروغ عدل،آن قدیس تنها خواهد آمد

مهدی موعود ما، آن قائم آل محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
پاسدار پرچم "فتحاً مبینا" خواهد آمد

از دل دریای ظلمت، ناخدای کشتی حق
یاور درماندگان، خورشید رخشا خواهد آمد

تک سوار دادگستر، آنکه از شوق طلوعش
گل بجوشد از شکاف سنگ خارا خواهد آمد

روشنایی بخش دلهای صف چشم انتظاران
بی ستون عشق از نورش مصفّا خواهد آمد

آن مجرد،آن رهایی بخش،آن نور مبارک
آنکه برچیند بساط سنگ خارا خواهد آمد

بس نوشتم نام او بر ماسه مرطوب ساحل
همچو نوح از پهنه امواج دریا خواهد آمد

با نقاب دست خواهم زد به چشمم سایبانی
محو خواهد شد در او- محو تماشا - خواهد آمد

تا که باغ از کینه پاییز در آتش نسوزد
آن گل آن زیباترین گلهای دنیا، خواهد آمد

خارها از ساقه خواهد چید، پاییز از درختان
با بهاری پر گل از آغوش بطحا خواهد آمد

بسته ‌ایم آذین زخون در مقدمش خاک وطن را
جان زند فریاد، کان محبوب دلها خواهد آمد

آن فرو کوبنده طغیان هستی سوز انسان
رهبر پنهان، ز غیبت آشکارا خواهد آمد

تازه‌تر از سبزه و شفاف‌تر از چشمه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ساران
با نوای نای چوپانان صحرا خواهد آمد

یاور مستضعفان ‌،یار نهان، ماهی که گردد
ریزد اندر مقدمش عقد ثریا، خواهد آمد

خیز تا یاری کنیم اینک امام عصر‌ خود را
کز پس امروز، فجر صبح فردا خواهد آمد

من یقین دارم مسلمانان – مسلمانان عالم
آنکه بگشاید به حکمت هر معما خواهد آمد

گوهر دامان نرجس، شاهکار آفرینش
با سپیده از دل تاریک شبها خواهد آمد


سپیده کاشانی

بسم الله الرحمن الرحیم

تویی جان من وامید فردا
توهستی حامییم درروز کبری

نخواهم دگر این عمرودنیا
ای هزاران جان ماوبهترازما


فدای توکه جان جان جانی.......Heart
[تصویر: %D9%88%D8%B3%D8%B7_%D8%AC%D8%A7%D8%B0%D8%A8%D9%87.gif]
بسم الله الرحمن الرحیم

سر می شود زمانه ولی بی تو غرق آه
جان مرا رسانده به لب بغض گاه گاه

سر رفته انتظار کسی که به یاد تو
می دوخت چشم حسرت خود را به سوی ماه

تو حاضری و ما همه در بند غیبتیم
یعنی نجاتمان بده از این شب سیاه

آقا علاج رو سِیَهی چیست غیر اشک؟
حالا به سوی روضه ات آورده ام پناه

ای ملجأ همیشه ی «ابن سَبیل»ها
جا مانده ام شبیه یتیمی میان راه

یک دم بیا به خیمه ی ما، جان مادرت!
آتش بزن دل همه را با شرار آه

باید شوی تسلی آن قلب مضطرب
آقا بیا که روضه رسیده به قتلگاه

یک جسم نیمه جان و دوصد نیزه و سنان
یک لشکر حرامی و سردار بی سپاه

ناگه رسید زینب کبری فراز تل
فریاد زد ز سوزجگر وا محمداه

«این کشته ی فتاده به هامون حسین توست
این صید دست و پا زده در خون حسین توست»
بسم الله الرحمن الرحیم
مهدی جانم
مولای غریبم:
برده ای صبروقرارم ساقیا
من دگرطاقت ندارم ساقیا
درکمندزلف توهستم اسیر
ساقیا افتاده ام دستم بگیر...............Sad

کجاست حسن بن على؟
کجاست حسین بن على؟
آن پاکان و راستگویان عالم کجایند ، آنها که یکی بعد از دیگرى،رهبر راه خدا و برگزیده از خلق خدا بودند؟
کجا رفتند تابان خورشیدها؟
کجایند آن فروزان ماهها؟
کجا رفتند ستارگان درخشان ؟
کجا رفتند آن رهنمایان دین و ارکان علم و دانش؟
کجاست حضرت بقیة اللَّه که عالم خالى از عترت هادى امت نخواهد بود؟
کجاست آنکه براى برکندن ریشه ظالمان و ستمگران عالم مهیا گردیده؟
کجاست آنکه منتظریم اختلاف و کج رفتاریهاى اهل عالم را به راستى و اصلاح کند؟
کجاست آنکه امیدواریم اساس ظلم و عدوان را از عالم براندازد؟
کجاست آنکه براى تجدید فرائض و سنن اسلام که محو و فراموش گردیده؛ ذخیره است؟
کجاست آنکه براى برگردانیدن ملّت و شریعت مقدّس اسلام اختیار گردیده؟
کجاست آنکه آرزومندیم کتاب و حدود آن را احیا سازد؟
کجاست آنکه دین، ایمان و اهل ایمان را زنده گرداند؟
کجاست آنکه شوکت ستمکاران و متعدیان را در هم مى شکند؟
کجاست آنکه بنا و سازمانهاى شرک و نفاق را ویران مى کند؟
کجاست آنکه فسق و عصیان و طغیان را هلاک و نابود مى گرداند؟
کجاست آنکه برای کندن ریشة گمراهى و دشمنى مهیاست؟
کجاست آنکه اندیشه باطل و هواهاى نفسانى را نابود مى سازد؟
کجاست آنکه ریسمان دروغ و افتراء را قطع خواهد کرد؟
کجاست آنکه متکبرانِ سرکش را هلاک و نابود مى گرداند؟
کجاست آنکه مردم ملحد، معاند و گمراه کننده را بیچاره کند؟

کجاست آنکه دوستان را عزیز و دشمنان را ذلیل خواهد کرد؟
کجاست آنکه مردم را بر وحدت کلمه و تقوى مجتمع مى سازد؟
کجاست باب الهى که از آن وارد مى شوند؟
کجاست آن وجه الهى که دوستان به سوى او روى آوردند؟
کجاست آن وسیله که بین آسمان و زمین پیوسته است؟

کجاست صاحب روز فتح و برافرازنده پرچم هدایت در عالم؟
کجاست آنکه پریشانیهاى خلق را اصلاح و دلها را خشنود مى سازد؟
کجاست آنکسی که از ظلم امتّ بر انبیاء و اولاد انبیاء دادخواهى مى کند؟
کجاست آنکه انتقام خون شهید کربلا را خواهد گرفت؟
کجاست آنکه خدا بر ستمکاران و تهمت زنندگان، او را پیروز مى گرداند؟
کجاست آنکه دعاى خلق پریشان را اجابت مى کند؟
کجاست آن بالاترین خلایق و صاحب نیکوکارى و تقوى؟
کجاست فرزند پیغمبر محمد مصطفى؟
و فرزند على مرتضى ؟

و فرزند خدیجه بلند مقام ؟
و فرزند فاطمه زهرا بزرگترین زنان عالم؟

پدر و مادرم فداى تو؛
جانم نگهدار و حامى ذات پاک تو باد


دعای ندبه


سعی کردم به تو مشغول شوم
حیف شد مشغله پیدا کردم

من سر اینکه به تو دل دادم
با همه مسئله پیدا کردم

در نمازم خم ابروی تو را
در قنوتم گله پیدا کردم

انتظار این همه انصاف نبود
مردم و فیصله پیدا کردم

از خودم دور شدم کاری کن
گم شدم ، گور شدم ، کاری کن

آفتاب شب یلدای همه
گریهء پشت تمنای همه

هیچ کس یاد غریبی تو نیست
گریه کن جای خودت ، جای همه

بی تو دارند همه می میرند
زود برگرد مسیحای همه

همه شهر به چاه افتادند
مددی یوسف زهرای همه


صابر خراسانی



آدرس های مرجع