تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
گرم یادآوری یا نه؟
من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم
اللهم عجل لولیک الفرج
گل همیشه بهارم
به هنگام تنهایی هایم تو را می خوانم
موقع لزش های دلم تو را میجویم زیرا که تو طبیب دل بیمار منی
و به هنگام بی کسی هایم تو را میطلبم زیرا که تو آرامش روح و جان منی
با تو عشق را چشیدم
با تو محبت را تجربه کردم
با وجود تو نشاط را کسب نمودم
به خاطر تو از معصیت دوری گزیدم
با تو زندگی را تکرار کردم
با عشق تو قلبم را وسعت دادم
با یاد تو جدائی هایم را به وصل رساندم
با تو دل پژمرده ام را مصفا کردم
با وجود تو تنهایی هایم را پر کردم
به خاطر تو از بدی ها چشم پوشیدم
با یاد تو شیرینی ها را چشیدم
و با تو به وصال معبود خواهم رسید
پنداشتم که من و تو در پی یک معبودیم
معشوق تو معشوق من است زیرا که :
محبوب تو محبوب من است و این صفتی است مشترک بین من و تو
اینک که به این حقیقت آشکار رسیدم
از تو میخواهم که یاریم کنی تا به یاری ات بشتابم یا ابا صالح المهدی ادرکنی ولا تهلکنی
مهدی جان...
یک نخ از جامه ی احرام تو مارا کافیست
نه که ما را،همه خلق جهان را کافیست
پسر حضرت نرگس به جمالت نازم
گوهر مهر تو ما را به دو دنیا کافیست
در منا یا به حرم یا عرفات یا مشعر
لحظه ای یاد کنی از من شیدا کافیست
گر تو راضی شوی ازمن،همه روزم عرفه است
نامه ای گر شود از سوی تو امضا کافیست...

اللهم عجل لولیک الفرج...صلوات.
در وصف غربت و مظلومیت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همین بس که ما سربازانش هستیم و بعضی ها سردارانش
بیا که باغ پر از عطر آشنایی توست / شکوفه چشم به راه گره گشایی توست
به باغبانی تو چشم دوختست بهار/ چمن چمن گل این باغ رونمایی توست
نشسته در ره وصلت سحر چراغ به دست/ سپیده منتظر نور کبریایی توست
به دیرپای شب های انتظار قسم/ کبوتر دل ای نازنین هوایی توست
خدا کند که بیایی و صبح سر بزند/ که بی ستاره ترین شب شب جدایی توست
مدینه را تو صفا میدهی ز مقدم خویش./ مدینه تشنه دیدار آشنایی توست
کنار تربت زهرا اگر چه شمعی نیست/ بقیع شب همه شب غرق روشنایی توست
هنوز صحبت مادر شهید این است/ شفای سینه ی من اشک کربلایی توست
اللهم عجل لولیک الفرج
یا ابا صالح المهدی ادرکنی
اهل توقیت نیستم. این مسئله ای که میخوام بگم صرفا ذوقی هست. من یک سالنامه دارم برای سال 1391 که توی هر صفحه که معادل یک روز هست یک فال حافظ نوشته. (انتشارات شفیعی)

چند روز پیش کنجکاو شدم نگاه کنم ببینم برای 10 محرم سال آینده (1434) چه فالی نوشته شده!

شعرش اینه:

شب وصل است و طی شد نامه هجر --- سلام فیه حتی مطلع الفجر

ان شاء الله که این فال درست از آب در بیاد... [تصویر: pray.gif]


(از یه سایت کپی کردم)
بسم رب الشهدا والصديقين
چون طفل كه از خوردن داروست پريشان با دوست پريشانم وبي دوست پريشان[/i]

[b]مولاي جان!

[b]هر زمان كه ياد شمايم هم خوشحالم و هم غمگين و پريشان !!! روزگار عجيبي ست انگار تمام دنيا بر آنند كه نگذارند من ياد شما باشم . چون ياد شما ميكنم به ياد غصه هايتان و به ياد اين كه من خودم رو از داشتن مولايي چون شما در اين مدت محروم كرده ام محزون و پريشان ميشوم ابر ميشوم ولي كم ميشود كه ببارم. نه اينكه نخواسته باشم با شما باشم چرا خواسته ام ولي بر عهدم پاي فشاري نكرده ام .

مولا جان!!
به قول رهبرم سيدعلي(كه جانها فداي او باد): مولا و آقاي ما دعا كن براي ما !!!!![/i]
[b]مولا جان!

من نگويم كه دست مرا گير ، عمري گرفته اي به ولايت رها مكن!! اگر به واسطه خدا بر من رحمتي ميرسد از بركت عنايت شماست وگرنه من چه دارم كه خدا رحمتي بر من فرستد[/i]
[b]مولاجان !

دست من محكم گير كه اين دست همان است كه من سال ها از غم هجران تو بر سر زده ام .[/i]
[b]مولا جان!

چاره چيست؟؟؟؟ جز صبر كردن و به انتظار ايستادن ونه نشستن!!!
مولا جان![/b]
از خدا بخواه براي ما دلي بدهد كه پر شود ازعطر و بوي شما!!
مولا جان!

[i]صبر ميكنم .......... صبر[/b]!!
صبر است مرا چاره هجران تو ليكن چون صبر توان كرد كه مقدور نمانده ست
در هجر تو گرچشم مرا آب روان است گو خون جگر ريز كه مغذور نمانده ست

العجل عزيز زهرا
(سلام الله علیها)!!!!!
بسم الله الرحمن الرحیم


لأخ السّدید و الولیّ الرّشید الشیخ المفید.... أما بعد...


ما هم اگر مفید بودیم

لابد برایمان نامه می نوشتی...
آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
آقا بیا تا با ظهور چشمهایت
این چشمهای ما کمی تقوا بگیرد
[/font][font=Tahoma]آقا بیا تا این شکسته کشتی ما
آرام راه ساحل دریا بگیرد
آقا بیا ، تا کی دو چشم انتظارم
شبهای جمعه تا سحر احیا بگیرد
پایین بیا ، خورشید پشت ابر غیبت
تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد
آقا خلاصه یک نفر باید بیاید
تا انتقام دست زهرا را بگیرد
ما را کبوترانه وفادار کرده است
آزاد کرده است و گرفتار کرده است
بامت بلند باد که دلتنگی‌ات مرا
از هرچه هست غیر تو بیزار کرده است
خوشبخت آن دلی که گناه نکرده را
در پیشگاه لطف تو اقرار کرده است
تنها گناه ما طمع بخشش تو بود
ما را کرامت تو گنه‌کار کرده است
چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیر
قربان آن گلی که مرا خوار کرده است!
آدرس های مرجع