تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
جهان برمدار تو مي چرخد وتو بر مدار خود تو در كجاي جهاني كه خورشيد هر صبح به نام تو سلام مي كند

[b] سلام برمهدي
با سلام خدمت همه

ای گرد جهان گردیدگان کجا شتابان میروید؟ یارمان در خانه نیست پس بی تفاوت نگذرید
تا که چرخ روزگار مشکل برایت آفرید می کنی یاد خدا ؟ به به! عجب! صد آفرین !
رسم انسانی کجاست ؟ پس مهربانی ها کجاست ؟از برای لقمه نانی از همه چیز نگذرید!
گفتم از یارم حزین پس بشنو این . مهدی صاحب زمان، چشم انتظار است؟ آفرین !
پس تو از بهر چه هستی بر زمین ؟ یوسف زهرا چرا تنها گذاشتی ؟ آفرین!
فکر حال خود بکن گر نه پس معرکه ای گر که عهدت بشکنی وامانده و بی چاره ای
پس بیا تا چهل صبح زاری کنیم و گدایی از خدای خود کنیم تا که ما را نعمت والا دهد افتخار یاری مهدی دهد.

این نثر تقدیم به همه دوست داران و منظران حضرت صاحب الزمان
مرتضی رضایی


تمام خاک را گشتم به دنبال صدای تو
ببین باقیست روی لحظه هایم جای پای تو
اگر مومن اگر کافر به دنبال تو می گردم
چرا دست از سر من برنمی دارد هوای تو
دلیل خلقت آدم! نخواهی رفت از یادم
خدا هم در دل من پرنخواهد کرد جای تو
صدایم از تو خواهد بود اگر برگردی ای موعود
پر از داغ شقایق هاست آوازم برای تو
تورا من با تمام انتظارم جستجو کردم
کدامین جاده امشب می گذارد سر به پای تو؟
نشان خانه ات را از تمام شهر پرسیدم
مگر آنسوتر است از این تمدن روستای تو؟
یوسف علی میرشکاک


السلام عليك يا اباصالح المهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

مسلط به زمان است ، كسي هست بدانيد
در انديشه هر خرد و كلان است ، كسي هست بدانيد
شما را نگران است ، كسي هست بدانيد

يا علي عليه السلام
دنیا چه غوغایی شده آشفته دنیایی شده
اوضاع عالم ملتهب آشوب و بلوایی شده
خاورمیانه شد کنون لبریز درد و اشک و خون
پر فتنه و غرق جنون مهد بلایایی شده
این قلب عالم را ببین آماده جنگ است و کین
خیل شیاطین در کمین آشفته سیمایی شده
پیچیده گشته ماجرا از ظلم شب این خطه را
کانون شر و فتنه ها گویی به تنهایی شده
اوضاع سخت است شام را از آن گرفت آرام را
تا کی رسد بر انتها این خود معمایی شده
از فتنه دجالگان پر گشته اطراف جهان
بر هر گروه از مردمان نیرنگ و اغوایی شده
ظلم و جنایت ها ببین در هر طرف روی زمین
اهداف شیطان لعین گویی که اجرایی شده
آه و فغان در هر طرف خیل شیاطین صف به صف
زین رهروان نا خلف آتش به هر جایی شده
شد دوره رنج و بلا مهدی بیا مهدی بیا
دور از تو بودن تا کجا دل بی تو شیدایی شده
عمریست که از حظور او جا ماندیم در غربت سرد خویش تنها ماندیم او منتظرست تا که ما بر گردیم ماییم که در غیبت کبری ماندیم
زمینی ام
در آرزوی آسمان

تویی بزرگ قاصدک
منم کویر

ـ به آبروی باران ـ

نوید ده ام...


بعد از گذشت این همه لیل و نهارها
تازه شدیم مثل همه بی قرارها
غفلت که همدم همۀ لحظه های ماست
کوتاه کرده دست مرا از نگارها
میل گناه در دل ما موج می زند
بیهوده نیست این همه دوری ز یارها
در این زمانه هیچ کسی فکر یار نیست!
یعنی گرفته آینه ها را غبارها
در راه وصل او قدمی برنداشتیم
جا مانده ایم گوشۀ تنگ حصارها
افعال خویش را همه توجیه می کنیم
با کثرت مشاغل و با این شعارها ...
این چه بساطی است که ما در می آوریم
بی حرمتی به او بُوَد این گونه کارها
دیدار یار لازمه اش پاکی است و بس
تقوا مداری است نشان عیارها
خواهیم اگر که او نظری هم به ما کند
باید شویم آینۀ مهزیارها
او را به حق پهلوی زهرا قسم دهیم
شاید نجاتمان دهد از گیر و دارها

محمدفردوسی


چشم آلوده کجا ؟ دیدن دلدار کجا ؟
دل سرگشته کجا ؟ وصف رخ یار کجا ؟
قصه عشق من و زلف تو دیدن دارد
نرگس مست کجا ؟ همدمی خار کجا ؟
سر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست
ورنه عشق تو کجا ؟ این دل بیمار کجا ؟
هر که را تو بپسندی شود خادم تو
خدمت عشق کجا ؟ نوکر سربار کجا ؟
کاش در نافله ات نام مرا هم ببری
که دعای تو کجا ؟ عهد گنهکار کجا ؟


دلم گرفته ازاین جمعه ها که تکراری ست
و سهم روز و شبم بی شماگرفتاری ست
گناه پشت گناه و...... گناه پشت گناه
گناه:نقل ونباتی که بینمان جاری ست
به نوکران شما طعنه می زند هرکس
که:بیخیال شوید،انتظار سرکاری ست
در این زمانه پستی که نقل لبهامان
دروغ و غیبت و فحاّشی و رباخواری ست
چقدر ندبه بخوانم برای آمدنت
اگرچه این همه ندبه فقط ریاکاری ست
و دکتران همه ،مارا جوابمان کردند
فقط ظهور تو آقا علاج بیماری ست
غروب جمعه شد و بی تو بازهم،ای وای
دلم گرفته از این جمعه هاکه تکراری ست


آدرس های مرجع