تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
منتظران چشم به راه...
دیده از افق فرو گیرید...
به درون خود بنگرید....
بوی انتظار را در بهار دل‌هایتان استشمام می‌کنید؟
پس به کدامین بهار، به انتظار نشسته‌اید؟
به کدامین منتظر، در افق چشم دوخته‌اید؟
به کدامین آبرو، ادّعای آمدن دارید؟
به کدامین دل، نوای العجل دارید؟
به کدامین انتظار، منتظرید؟
به ناگاه، در تلاطم ثانیه‌های خجلت و شرم،
آخرین سخن، این بود...
"استغفرالله و اسئله التوبه"
بسم الله الرحمن الرحیم

آقا سلام

دیگر منتظرتان نخواهم بود...

به هر اندازه که او بخواهد
منتظر خود خواهم ماند.....
دعایم کنید...
بسم الله الرحمن الرحیم
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که رود غم ز دلم چون تو بیایی
اللهم عجل لولیک الفرج
بسم الله الرّحمن الرّحیم


تنهای من!
بعضیا؛ یه نفرن
اما وقتی نیستن
همه تنهان...
دلم میخواد ببینمت نگو نمیشه/ میخوام بمونم پیش تو برا همیشه
دل شده تنگ کربلا نگو نمیشه/ خودم زدم به دست خود تیشه به ریشه
اللهم عجل لولیک الفرج
به نام خدا

اين جمعه هم از ديدن رويت خبري نيست
ديگر نفسم هم ، نفس معتبري نيست
رد مي شوم اين جمعه و تا لحظه آخر
از آمدن سبز تو ، اما اثري نيست
اي شاه كليد همه ي قفل قفس ها
مرغان قفس را تو نباسي كه پري نيست

العجل ...
اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام یا صاحب الزمان
میشه کمک کنید مقداری عبادت بی رنج انجام بدهم

(عبادت بی رنج سکوت است بر طبق روایات)

امام زمان توفیق دهید اعضا و جوارحم
این چشم و گوش و دهانم به خصوص مهدوی شود
چشم و گوش و دهان ابلیسی تا کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مولا جان
یا اباصالح المهدی ادرکنی
یا ابالغوث ادرکنی
بسم الله الرحمن الرحیم

ای در تو مقصد ومقصود ما وی رخ تو شاهد ومشهودما
نیست کسی جزتوهوادار ما یاور ما مونس ما یار ما
منتظران رابه لب امدنفس ای زتو فریاد به فریاد رس

انشالله روزی همه منتظر واقعی شویم.
اگر چه در بهار, ولی آدینه‌هایی را سپری می‌کنیم که غرق در خزان آلودگیِ هجران است. آدینه‌هایی می‌آیند و می‌روند که تا روشنی آن بهارِ بی‌نظیر فاصله دارد. بی‌حضور طلایی رنگ دوست، همایشی از رنج‌های بی‌ارزش میان ماست.

چشمم چو صبح گشت سپید از جفای چرخ
صبحم چو شام گشت سیاه از فراق ‌یار

و من می‌دانم که همیشه دریچه‌های تازه‌ای برای امید و دل بستن وجود دارد. همیشه و هرگاه می‌توان در برهوت شوره‌زار آدینه‌ها، پلک چرخاند به سمت شیرینی گل‌خانه ظهور.

امیدوارم از شب هجران که عاقبت
شادم کند به دولت صبح وصال دوست

می‌شود رفت تا ساحل غزل‌های پروازرنگ و به تماشای دورهای زیبا و دل‌انگیز، دست‌ها را سایه کرد.
تو می‌آیی ای یار درخشان که در راهی و با خود واژه‌هایی را می‌آوری که هم‌خانواده صبحند و تمام دل‌های تاریک در گنداب‌های هواپرستی رهایی می‌یابند.
تو می‌آیی و شاید آدینه بعد...

آدرس های مرجع