تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
اين جمعه های بی خبری را جواب کن


بشکن حصار فاصله ها، را شتاب کن



بندی بزن بر اين شکسته دلی عصر جمعه را


يا نرخ دل شکسته گی ام را حساب کن



ربطی به انتظار ندارد نبودنت


فکری به حال رابطه های خراب کن



برخيز و تازه کن به تن خود بهار را


نيرنگ و رنگ های زمين را سراب کن



تاريک و سرد مي گذرد روز و شب، شبی -


رخسار ماه وَشَت را به قاب کن



ديری ست تشنه ايم ، وَ مخمور باده ايم


اين جام را به جرأت جانت شراب کن



نقبی بزن به بعُد زمان اتّصال را


آتشفشان رنج جهان را مذاب کن



در اين شب چراغ شکسته چه بی کسيم


ای چلچراغ نور، بيا انقلاب کن



دير ست... صد کلام به يک بغض ناتمام


بشکن ، حصار فاصله ها را شتاب کن...
از فراقت به جواني همگي پير شديم

بي تو از وادي دنيا همگي سير شديم

بي خود از حادثه ي عشق تو ديوانه و مست

عاشق کوي تو گشتيم و زمين گير شديم

تا که وصفي ز کمان و خم ابروي تو رفت...

در پي ديدن رويت همگي تير شديم

از کمان خانه ي زلفت همه بالا رفتيم

در سراشيبي ابروت سرازير شديم

گو گدايان در اين خانه بيايند که ما

از گدايي به در تو همگي مير شديم

عاشقان همچو (( رها )) در گرو بند تو اند...

جمله در حلقه ي تو در غل و زنجير شديم

[تصویر: siBcThp_535.jpg]


گرچه در ِ خانه‌ها بسته‌ست
و کسی کم‌تر میان چهارچوب‌ها
چشم به راه ایستاده
اما تــو
مثل همیشه از کوچه‌ی ما بگذر
عطر تو که می‌ماند میان گذر ،
[b]هوای زند‌گی ماست …

[تصویر: 80639846709530035357.jpg]

اللهم عجل لولیک الفرج
بیاتاجوانم........بیاتاجوانم .......رخ نشانم بده آقا
ای پاسخ گرامی امن یجیب ها

تعجیل کن به خاطر ما ناشکیب ها

چشم جهان به چشمه ی دستان سبز توست

جاری شو از ورای فراز و نشیب ها .
آيد آن روز كه در بــــــــاز كنى، پرده‏گشايى؟؟؟؟
تا به خـــــاك قدمت جـان و سر خويش ببازم

به اشارت، اگرم وعــــــده ديــــــــدار دهد يار
تا پس از مـــرگ به وجد آمده در ساز و نوازم

ای انتظار جاری ده قرن تا هنوز
بی تو غروب می شود این روزها هنوز

اما هنوز چشم جهانی به راه توست
این جمعه آه می رسی از راه یا هنوز...؟

با اشتیاق رویت تو رو به آسمان
هر چشم خیره است ولی ابرها هنوز...

باران پاک رحمتی و خاک می کشد
هر لحظه انتظار نزول تو را هنوز

تو وعده ی خدایی و جاری است یاد تو
در خواهش مکرر هر ربنا هنوز

در انتظار جمعه ی تو ندبه می کند
ناحیه ی مقدسه ی کربلا هنوز


سید محمد رضا شرافت


تسبیحی بافته ام
نه از سنگ
نه از چوب
نه از مروارید
بلور اشکهایم را به نخ کشیده ام تا برای ظهورت دعا کنم! Rose
فرض کن حضرت مهدی به توظاهرگرددظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی باطنت هست پسندیده ی صاحب نظری خانه ات لایق اوست که مهمان گردد لقمه ات درخوراوست که نزدش ببری پول بی شبهه وسالم زهمه داراییت داری که آنقدرکه یک هدیه برایش بخری حاضری گوشی همراه توراچک بکند؟؟؟؟؟؟؟؟
آدرس های مرجع