بسم رب المهدی
آه ازين چشم هاي بي لياقت
تو باشي و ما تو را نبينيم!؟
آه ازين دل بي لياقت
تو غريب باشي و ما را غم نباشد!؟
آه ازين همه بي غيرتي
تو « هل من ناصر » بگويي و ما اين همه كر!؟
چند جمعه مانده تا لايق شدنمان ارباب؟
براي بيداريمان دعا مي خواني دلشكسته ي من؟
تو یک غروب غم انگیز می رسی از راه
که می برند مرا روی شانه های سیاه
صدای گریه بلند است و جمله هایی هم
شبیهِ تسلیت و غصه و غمی جانکاه
به گوش یخزده ام می رسد ، وَ فریادی
شبیهِ حرمتِ این لااله الا الله !
وَ چشم هام، که چشم انتظار تو هستند !
اگر چه منجمدند و نمی کنند نگاه
وَ بغض می کُند آن جا جنازه ی من که
" تو " را همیشه " نَفَس" می کشید و "خود" را " آه " !
چقدر شب که تو را من مرور کرده ام و
رسیده ام به غزل، گُل، شکوفه، دریا، ماه !
بدون تو، همه ی عمر من دو قسمت شد :
" دقیقه های تکیده " ، " دقیقه های تباه "
اگر چه متن بلندیست درد دل هایم
سکوت می کنم و شرحِ قصّه را کوتاه :
که باز جمعه رسید و نیامدی و شدند
" غروبِ جمعه " و " مرگ" و " وجودِ من" همراه !
برای بدرقه ی نعش من بیا " هر روز "
که کار من شده سی بار مرگ " در هر ماه "
و کُلَّ دلخوشی زندگی من ، این که
تو یک غروب غم انگیز، می رسی از راه ...
بنام ستار معاصی عاصیان
سلام بر مولایمان امام عصر که در گستره سایه حضورشان نفس میکشیم و با طعم انتظار فرج ایشان ،زندگی میکنیم....
هرچی مینویسم یه سری حروف بی ربط نمایش میده.
شاید قسمت نیست حرف دلم رو بنویسم..
باشه واسه وقتی که قسمتم شد.انشالله
الحمدلله گلایه کردنم رو بزرگ و خوانا نمایش داد
خدا، انتظار تو را با من پیمان بسته. تو را با من عهد کرده. تو را به من وعده داده است. باید به پای تو صبر کرد. باید این پیمان مؤکد را به سر برد. من تو را با خدا پیمان بستهام. شرم دارم از شکستن این میثاق.
«مِنَ الْمُؤْمِنیِنَ رَجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضی نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِر وَ ما بَدَّلوُا تَبْدیلاً». (احزاب: 23)
بر بام تنهايي نشستم تا بيايي با گريهها دل را شكستم تا بيايي
درهاي اين دل را براي سالها سال بر هر كه جز محبوب بستم تا بيايي
آري ميان آسمان خاطراتم تنهاي تنها با تو هستم تا بيايي
با يك دل پرخون و دستان تمنا چون لالهاي ساغر به دستم تا بيايي
شرط گسستن بود حرف آخرينست زنجيرهايم را گسستم تا بيايي
در انتظارت اي سيه چشم سيه خال از هر سياهي بود رستم تا بيايي
وقتي كه ساقي جمعه را روز تو، ناميد با بادههاي جمعه مستم تا بيايي من در بلنداي غم تنهايي خويش
بر بام تنهايي نشستم تا بيايي
[size=medium]سيد محمد هادي حسيني [font=tahoma]
فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ
پس استقامت (و ایستادگی) کن همانگونه که به آن امر شده ای
هود-112
گویند این آیه پیامبر را پیر کرد
ای منتظران
ای امیدواران یاری یوسف فاطمه
بیایید این آیه را در قلب خود هک کنیم و از خدا توفیق تحققش را در افعال و احوالمان بخواهیم
در برابر وسوسه ی گناه ایستادگی لازم است همانگونه که خدا امر کرده
در برابر سختی اطاعت و بندگی خدا ایستادگی لازم است همانگونه که خدا امر کرده
در برابر مشکلات زندگی و واننهادن آرمانهایمان و غرق نشدن در روزمرگی و زنده نگهداشتن اهدافمان در قلبمان نیاز به ایستادگی داریم