تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سلام آقای من...
این روزها بیش از روزهای دگر داغدارید....میدانم..
فدای دلتان بشوم که در آن غوغاست...
فقط خواستم بگویم,اگر قابل میدانید,من را در غم خود شریک بدانید هرچند که من هیچ نیستم...هیچ...

تسلیت میگویم....
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هرکجا هست خدایا به سلامت دارش...

عمري به جز بيهوده گفتن سر نکرديم
تقويمها گفتند و ما باور نکرديم
دل در تب لبيک تاول زد ولي ما
لبيک گفتن را لبي هم تر نکرديم . . .
مسبب هراس من مسلسل صدای ساعت است
فراق تو فراتر از حدود طاقت است...
جواب شعر نیا نیا گل نرگس آقای مهدی قاسمی از خانم تقی زاده




:





بیا بیا گل نرگس جهان برای شماست


[b]جهان به یمن وجودت به افتخار شماست
[/b]

[b]بیا بیا گل نرگس اگر چه بد کردیم
[/b]

[b]ولی تمام نظرهـــا به لطف و جود شماست
[/b]





بیا بیا گل نرگس به آسمان سوگند


[b]قسم به نام و نهادت عــــلی به یاد شماست
[/b]

[b]بیا بیا گل نرگس زرنجمان تو بکاه
[/b]

[b]هزار "همت" و" کاوه" فـــدای راه شماست
[/b]






بیا بیا گل نرگس که ندبه میخوانیم
[b]
اگرچه بر دلمان نیست ولی بـــرای شماست
[/b]

[b]بیا بیا گل نرگس به جان تشنه عشق

دعا دعای ظهـــور است که با نگاه شماست
[/b]

[b]بیا بیا گل نرگس که عهدها خواندیم
[/b]

[b]اگرچه هیچ نماندیم ولــــی به لطف شماست
[/b]

[b]بیا بیا گل نرگس و دستمان تو بگیر
[/b]

[b]که با ظهور وجودت جهــــــان فدای شماست
[/b]

[b]بیا بیا گل نرگس که در زلال دلی
[/b]

[b]و بین این همـــــــــه دلها دلی برای شماست
[/b]

[b]بیا بیا گل نرگس که کوفیان رفتند
[/b]

[b]هزار نامه مصـــــری که جان فدای شماست
[/b]

[b]بیا بیا گل نرگس تو را به خاک بقیع
[/b]

[b]که قلب و روح جهانی به جستجــوی شماست
[/b]

[b]بیا بیا گل نرگس به مادرت زهرا
[/b]

[b]که جان برای شهـادت به کربلای شماســـت
[/b]

[b]بیا بیا گل نرگس و العجل مولا
[/b]

[b]که این نوای هدایت و با نگاه شماســــــت
[/b]
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
آقا بيا که بي تو دنيا امان ندارد
بي تو عدالتي هيچ دور جهان ندارد

آقا بيا که دنيا پر شد ز جنگ و بلوا
ديگر ز جور اعدا تاب و توان ندارد

آقا بيا که دوران بيند نه بي تو سامان
بي تو زمانه عمران در هر زمان ندارد

آقا بيا که انسان بيچاره شد ز شيطان
آقا بيا که ايمان آل فلان ندارد

آقا بيا که احسان گم شد به کار انسان
چون تو تمام دوران يک مهربان ندارد

آقا بيا که شد گم راه صلاح مردم
بي تو زمان ترحم بر عاشقان ندارد

با تو رسد به فرجام چرخ زمين سرانجام
بي تو سکون و آرام در هر کران ندارد

آقا بيا که زارم لبريز انتظارم
وين قلب بيقرارم آرام جان ندارد

آقا بيا که شد خون قلبم ز محنت افزون
هم بي تو دور گردون لطفي چنان ندارد



وبگاه اشعار مهدوي



صلوات
یا الله
سلام آقا جان
نمی دونم چه سرّیِ که هروقت دلم آروم نمی گیره، فقط و فقط هوای اینجا رو می کنه
کی میگه شما نمی خونید؟؟؟

آقا جان تسلیت میگم
هرچند ...

بعضی وقتا فکر می کنم وقتی دارم لعن می فرستم به قاتلای جدتون از اول تا آخر، با چه رویی باز بهتون سلام می کنم؟
چه خوب گفتن اون بزرگی که گفتن وقتی به اینجای زیارت عاشورا میرسم، می ترسم

آقا جان می ترسم

می ترسم از شکی که این روزا داره به یقین تبدیل میشه
شک ساکت موندن

اگه منم اون موقع بودم، کدوم جبهه بودم؟؟؟
چند نفر حتی تا روز جنگ موندن و بعد رفتن؟
من چی؟

منی که الان دارم این همه ناحقی رو می بینم و سکوت می کنم، اون موقع جرات شکستن سکوتم رو داشتم؟؟؟

گاهی فکر می کنم اگه حتی تو سپاه یزیدیان نبودم، حداکثر این بود که سکوت می کردم و خونه می موندم

چه فرقی با کوفی دارم آخه من؟
با چه رویی میگم مسلمونم؟
چقدر به حرف شما گوش میدم که اون موقع می خواستم به حرف امام زمانم گوش بدم؟؟؟

شرمندتونم

جز شما کسی رو ندارم که با تمام روسیاهی و سیاهی دلم، بازم بهشون پناه بیارم
آقا جان کمکم کنید، دستمو از دستتون بیرون نکشم

"الا بذکر الله تطمئن القلوب"
کاش میشد کنار تو شعر نگاهتو سرود
کاش میشد تو میدون ولیعصر عکس تو بود....

چشمها پرسش بی پاسخ حیرانی ها
دستها تشنه ی تقسیم فراوانی ها
با گل زخم سر راه تو آذین بستیم
داغهای دل ما جای چراغانیها
حالیا دست کریم تو برای دل ما
سر پناهی است در این بی سروسامانی ها
وقت آن شد که به گل حکم شکفتن بدهی
ای سر انگشت تو آغاز گل افشانیها
فصل تقسیم گل و گندم و لبخند رسید
فصل تقسیم غزلها و غزلخوانیها
سایه ی امن کسای تو مرا بر سر بس
تا پناهم دهد از وحشت عریانیها
چشم تو لایحه ی روشن آغاز بهار
طرح لبخند تو پایان پریشانی ها


قیصرامین پور
سیم های جهل


پیچیدگی رشته های گناه که دلهامان را پوشانده به پیچیدگی سیم هایی ست که در کوچه پس کوچه های عراق آسمان را پوشانده.
آقا از آسمان بیا.
از آسمان بیا و سیم های جهل را پاره کن.
سیمها را که پاره کنی و برسی به مسجد کوفه و حکومت الهی ات را پایه گزاری کنی؛ رشته های گناه دور دلهامان هم پاره میشود و عشق به تو از زبانمان میرسد به دلهامان و اگر تو بخواهی یاری تو در دلهامان پایه گزاری میشود.
آقا مگر نمیگویند دل هر آدمی آیینه ست؟ گناه که کند نگار زلالی آیینه را میگیرد.
آقا نه که قبول نداشته باشم گناه هامان را. اینقدر قبول دارم که آیینه دلم را سیاه سیاه سیاه میبینم.
اما آقا برای تویی که مثل پدرت غریق نجاتی کار سختی نیست که زنگار دلهامان را بزدایی.
زنگار ها را که جدا کنی میرسی به آینه.

آقا آینه دست دوم لیاقت همراهی ات را ندارد؟؟؟
آدرس های مرجع