تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
هزار و صد و هفتاد و پنج سال انتظار مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، برای اینکه منتظرانش به خود بیایند...



[تصویر: sigNUNZ_500.jpg]



میگویند جمعه می آید ...

آری ، روزی که بازار تعلقات دنیا را تعطیل کنیم ؛

او خواهد آمد .
هر بامداد جمعه از اين جمعه های نور

يعنی درست ساعت مستی... زمان شور

در من کسی شبيه خودم زار می زند

يعنی بساط ندبه ی من گشت جفت و جور

شعر است آنچه می چکد از چشم های من

اشک است آنچه می کند از دفترم عبور

اين صبحگاه ِ گريه برايم مبارک است

اين واژه های شسته، برايم پر از سرور

مولای من! تو حس مرا درک می کنی

تو ندبه های خيس مرا می کنی مرور

وقتی که واژه های من از دست می روند

تو شعر می شوی به دلم می کنی خطور

من با همين دعای فرج عشق می کنم

من مست می شوم ز همين وعده ی ظهور

اين بيت های خسته تو را ندبه می کنند

باران گرفته در طلبت پشت اين سطور
خــوش بـه حــآل انــار هــآ و انـجـیـر هــآ ...
دلتـنـگ کـه مـی شـونـد میـتـرکـنـد ...
اللـهـم عـجـل لـولـیـک الـفــرج
[تصویر: dc76f6d11764b42f97c9c6a20cb1c112-425]
ساعت یک و نیم با مداد


ترسم که اشک در غم ما پرده در شـود
وین راز سر به مهر به عالم سـمر شـود
به به به به
گویند سنگ لعـل شـود در مــقــام صـبـر

آری شــود ولـیـک بـه خـون جـگر شود
خواهم شدن به میکده گریـان و داد خـواه

کز دست غم خلاص من آنجا مگر شـوم
از هر کـرانـه تـیـر دعــا کــرده ا م روان

بــاشــد کـز آن مـیـانـه یکی کارگـر شود
ای جــان حدیـث ما بــر دلـدار بــاز گـــو
لــیــکــن چـنان مگو که صبا را خبر شود
از کـــیـمـیای مهر تو زر گشت روی من
آری بــه لـطـف روی شـما خاک زر شود
در تـنـگـنای حـیـرتـم از نـخـوت رقـیـب
یـــارب مــبــاد آن کـه گـدا مــعتـبـر شــود

بـس نـکتـه غـیـر حسـن بـباید که تا کسی

مـقـبــول طــبـع مـردم صـاحـب نظر شود
این سرشکی که کنگره ی کاخ وصل راست

سـر ها بر آســتـانـه ی او خــاک در شـــود
حافظ جو نافه ی سر زلفش به دست توست

دم در کــش ارنــه بــاد صــبــارا خـبرشود

(حافظ)


انصافا به بهHeartHeartHeartHeart

اى فرزند مهتران شرافتمندان خلق؛
اى فرزند نيكوترين پاكان عالم؛
اى فرزند جوانمردان و برگزيدگان؛
اى فرزند گرامي­ترِ مهتران؛
اى فرزند تابان ماه­ها و فروزان چراغها و درخشان ستارگان؛
اى فرزند راههاى روشن خدا؛
اى فرزند نشانهاى آشكار حق؛
اى فرزند علوم (و معارف) كامل الهى؛
اى فرزند سنن و قوانين معروف آسمانى؛
اى فرزند معالم و آثار ايمان كه مذكور است (در تمام كتب انبياء و غيره)؛
اى فرزند معجزات محقق و موجود؛
اى فرزند راهنمايان آشکار و مشهود خلق؛
اى فرزند صراط مستقيم خدا؛
اى فرزند خبر عظيم؛
اى فرزند كسى كه در امّ الكتاب (علم حق) نزد خدا على و حكيم است؛
اى فرزند حجّتهاى واضح الهى؛
اى فرزند ادلّه روشن حق؛
اى فرزند برهانهاى واضح و آشكار خدا؛
اى فرزند حجّتهاى بالغه الهى؛
اى فرزند نعمتهاى عام الهى؛
اى فرزند طه و محكمات قرآن
بسيار سخت است بر من كه خلق را همه ببينم و ترا نبينم
و هيچ از تو صدايى حتى آهسته هم بگوش من نرسد.
بسيار سخت است بر من بواسطه فراق تو؛
و اينکه تو به تنهايي گرفتار باشي و نالة من نيز به حضرتت نرسد و شكوه به تو نتوانم.
دعای ندبه


بسم الله الرحمن الرحیم

[b]و اجعل صلاتنا به مقبوله

و ذنوبنا به مغفوره
و دعاءنا به مستجابا
و اجعل ارزاقنا به مبسوطه
و همومنا به مکفیه
و حوائجنا به مقضیه
و اقبل الینا بوجهک الکریم
و اقبل تقربنا الیک
وانظر الینا نظره رحیمه نستکمل بها الکرامه عندک
ترجمه
خداوندا نماز ما را به خاطر او قبول فرما!
و گناهانمان را به خاطر او مورد آمرزش قرار ده؛
و دعای ما را به خاطر او مستجاب گردان؛
و رزق و روزی ما را به احترام او وسیع گردان؛
و نگرانیهای ما را به برکت او مرتفع فرما؛
و حوایج و خواسته های ما را به سبب حضرتش بر آورده گردان؛
و با کرامت و بزرگواری به سوی ما روی آور؛
و تقرب ما بسوی خود را بپذیر؛
و با نگاه رحمت به ما بنگر تا به آن وسیله کرامت خویش را نزد تو تکمیل کنیم!
قسمتی از دعای ندبه/
[/b]
سلام بر مهدی و منتظرانش
هرچند که مارا نوشتند از گداها
اصلاً نمی آید گدا بودن به ما ها
ما روسیاهان ارزش خاصی نداریم

ما ها کجا و نوکری دلربا ها ؟

ما هر چه قدر اصرار کردیم او نیامد
اصلاً چه شد « آقا بیا آقا بیا» ها؟
ما ها که هیچ ... این خوب ها در انتظارند
کی میرسد روز وصال آشناها ؟
از دوریش بد جور حال ما خراب است
رونق گرفته باز هم دارالشفاها
من که بدم پس دیدنش روزی من نیست
ای خوش به حال خوب ها ...حاجت رواها
باشد درست ...آقای ما خیلی کریم است
اما دگر تا کی گنه ؟ تا کی خطاها ؟
طبق احادیث رسیده ...ناظر ماست
بد نیست پیشش ذره ای شرم و حیاها
از بس که بر اعمال بد اصرار داریم
رنگی ندارد پیش او دیگر حناها
یک راه حل باقی است و آن هم نام زهراست
نامی که باشد از تبار کیمیاها
[/b]


« دوستان منظورم از ما فقط خود من روسیاهم و قصد بی ادبی خدمت هیچ یک از منتظران را ندارم . خواستم کلمه را عوض کنم دیدم خراب میشه همانطور گذاشتم »

« محمد فردوسی»
یا صاحب الزمان دلم گرفته




[تصویر: siReb78_450.jpg]



اقای من!مولای غریب من!پدرمهربان اهل عالم


گویاهمه چیزدست به دست هم داده اندتاشمادرغربت بمانید.

می خواهم به سوی توبرگردم،یقین دارم برگذشته های پرازغفلتم

کریمانه چشم می پوشی،میدانم توبه ام راقبول میکنی

وباآغوش بازمرامی پذیری...

میدانم درهمان لحظه ها،روزهاوسال های غفلت

هم برایم دعامی کردی...

من ازتوگریزان بودم اماتوهمچون پدری مهربان دورادور

مرازیرنظرداشتی...

آقای من مراببخش.......

دیدگانت رابشوی،حضورش رااحساس میکنی...

گوشهایت رابازکن،صدای آمدنش رامیشنوی...

دستانت را دراز کن،عطایش رامی یابی...

اورابخوان،پاسخش رامی شنوی...

پس درنگ مکن وبخوان:

السلام علیک یامولای یاصاحب الزمان

در تمام طول اين سفر اگر

طول و عرض صفر را
طي نكرده ام
در عبور از اين مسير دور
از «الف» اگر گذشته‌ام
از «اگر» اگر به «يا» رسيده‌ام
از كجا به ناكجا...
يا اگر به وهم بودنم
احتمال داده‌ام
باز هم دويده‌ام
آن‌ چنان كه زندگي مرا
در هواي تو
نفس نفس
حدس مي‌زند
هرچه مي‌دوم
با گمان رد گام‌ هاي تو
گم نمي‌ شوم
راستي
در ميان اين‌ همه اگر

تو چقدر بايدي!!؟

قیصر امین پور

گفتند درباره ي تو عاشقانه ننويسيم حيف است، كم است،

براي تو آري ، اما براي من؟


عاشقانه هايم تنها براي توست،

براي تو كم است از تو سرودن، براي من اما همه چيز است.

اي تنها بهانه ي ماندن! اي تنها رابط ميان ما و آسمان! نيامدي اين جمعه هم پدر،

نيامدي صاحبم، امامم، آقاي من، مولا ...

نيامدي...
[تصویر: Qam.jpg]
آه ازين چشم هاي بي لياقت

تو باشي و ما تو را نبينيم!؟

آه ازين دل بي لياقت

تو غريب باشي و ما را غم نباشد!؟

آه ازين همه بي غيرتي

تو « هل من ناصر » بگويي و ما اين همه كر!؟


چند جمعه مانده تا لايق شدنمان ارباب؟

براي بيداريمان دعا مي خواني دلشكسته ي من؟
[چقدر از آسمان دورم

چقدر رنگ زمين گرفته دلم

چقدر غرق ظلمتم، چقدر دلتنگ نورم

از آسمان به زمين نيامديم براي رنگ زمين گرفتن

اينجا قرار بود نقطه ي پروازم شود تا خدا،

اينجا قرار بود هماني شوم كه او مي پسندد.

خودش تو را به يادم اورد ، خودش تو را در دلم نشاند

دلم به دستت اي رابط ميان زمين و آسمان، اي امام هدايت، اي مهدي

دلم به دستت
آدرس های مرجع