تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بنویس كه هرچه نامه دادم نرسید
بنویس كه یك نفر به دادم نرسید


[b]
بنویس قرار من و او هفته بعد
این جمعه كه هرچه ایستادم نرسید
حسین رستمی[/b]


[تصویر: mahdi1.JPG]
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
چه کند می‌گذرد لحظه‌های دور از تو
نمی‌کنند مگر لحظه‌ها عبور از تو

هزار پنجره در هر گذر گشوده شده است
به شوق یک لحظه حضور از تو

خوش آن دمی که بیاید خبر که آمده‌ای
خوش آن شبی که شود شهر، غرق نور از تو

زمانه با تو چه شیرین، زمانه بی‌ تو چه تلخ
مگر بیایی و افتد به دهر، شور از تو

مرا به صبر نصیحت مکن که نتوانم
که زنده باشم و باشم دمی صبور از تو

تو چشم مایی و ما را جز این دعایی نیست
که چشم بد، همه جا باد کور و دور از تو
حدادعادل
صلوات
یا الله
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
کاش که این جمعه بیاید منتقم زهرا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
این عکسهارو دیدم آتیش گرفتم



از اینور مسلمین در بلاد کفر کشته میشن از اینور شیعیان در بلاد مسلمین
دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت شبی سیاهم ودر آرزوی طلعت ماهت

در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت

زگرد راه برون آ که پیر دست به دیوار به اشک وآه یتیمان دویده بر سر راهت

بیا که این رمق چشم عاشقان تو ای شاه نمی رمد مگراز توتیای گرد سپاهت

بیا که جز تو سزاوار این کلاه و کمر نیست تویی که سوده کمربند کهکشان به کلاهت

جمال چون تو به چشم و نگاه پاک توان دید به روی چون منی الحق دریغ چشم ونگاهت

در انتظار تو میمیرم در این دم آخر دلم خوشست که دیدم به خواب گاه به گاهت

اگر به باغ تو گل بردمید ومن به دل خاک اجازتی که سر برکنم به جای گیاهت

تنور سینه ی مارا ای آسمان بر حذر باش که روی ماه سیه می کند به دوده ی آهت

کنون که می دمد از مغرب آفتاب نیابت چه کوه های سلاطین که می شود پر کاهت

تویی که پشت و پناه جهادیان خدایی که سر جهاد تویی و خدا پشت پناهت

خدا وبال جوانی نهد به گردن پیری تو شهریار خمیدی به زیر بار گناهت
شهریار
صلوات
یا الله
[url=http://www.alvadossadegh.com/fa/new-news/74-1388-12-05-17-45-54/21468-1391-04-25-19-10-51.html][/url]
یا غفران

اللهم عجل لولیک الفرج...

نامت هم ردیف عشق و موازی با عاطفه است وتنها با تکرار نام تو بنفشه ها از خواب فراموشی بیدار می شوند و شب بوها به آفتاب سلام می گویند.

تنها نگاه کریمانه توست که بر کویر نیاز،قطره های سخاوت می باراند و بر عطش زمین گل های عشق و همدلی می شکوفاند.

ای کاش لحظه شکفتنت بر مدار خسته ی زمین رسیده باشد.

ای کاش ستارگان شادمان از بخشش عاشقانه ات در خلوت نقره ای آسمان،نور تقسیم کنند و ماه بی تاب تر از همیشه،تمام شب را وقف چشمهای تو کرده باشد.

حالا چه خوب می دانم که وقتی تو بیایی آفتاب در بام خانه های منتظر سبز می شود.
تو که بیایی در هر گوشه ای از خاک چشمه ای به وسعت دل های منتظر جاری می شود.
تو که بیایی زندگی آغاز می شود برای همه ی گلهایی که دیریست پاییزی ترین خوابشان را به رویای روشن بهار پیوند زده اند....

تو که بیایی....
بسم الله الرحمن الرحیم

آقاجون سلام
یه سلام به اندازه تمام روزها و دقایق ندیدنت و دلتنگی به اندازه تک تک لحظه ها و ثانیه های غیبتت آقاجون

امروز که با بچه ها اومده بودیم مهمونی شما ؛ همه چی یه رنگ دیگه داشت .
آقاجون یعنی ما مهمونت بودیم؟؟؟؟
آقا جون چی میشد همه این اتفاقها در عالم واقع بود .
آقاجون وقتی چشممون به خیمه افتاد ......................
چی میشه آقا ما رو هم به خیمه ات راه بدی ، استشمام رایحه بهشتی از وجود مهدی فاطمه س ..........
خیمه ............
نرگس ...........
سجاده پهن شده ............
و
منبری که آماده بود.............
و
و
...............
یه چادر
یه چادر که خاکی بود
..................
و
منتقم زهرا
مهدی فاطمه س
خواهد آمد
ان شا الله
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
آيد صداي پاي او آن عطر روح افزاي او
دنيا شده در هر طرف هر لحظه در غوغاي او

صحبت از او در هر کجا شد نقل هر کوي و سرا
شد اهل عالم در دعا بيند مگر سيماي او

آيد نسيم کوي او پر شد جهان از بوي او
دلها همه شد سوي او خواهد رخ يکتاي او

دنيا شده در جستجو از حسن او در گفتگو
شد هر دلي در آرزو بيند قد والاي او

گويد از آن آرام جان هر کس سخن در هر زبان
هر کس کند يک ترجمان از قامت و بالاي او

موعود هر آيين و دين او هست و منجي زمين
هر کشور و هر سرزمين دارد تب فرداي او

شد منتظر عالم بر او بيند مگر آن خوبرو
دارد به دل يک آرزو افتد مگر در پاي او

آيد امام مهربان آخر شود بر ما عيان
صد مژده بادا بر جهان بيند رخ زيباي او
وبگاه اشعار مهدوي
صلوات
یا الله
بسم الله الرحمن الرحیم





من ، آرامش پای ضریحتان را می خواهم ... برای یک عمر زندگی ...

از شما، پدر مظلوم مقتدر من ...

.

یا اَبانا ... اِستَغفِر لَنا ... اِنا کُنا خاطِئین ...

.

.

.

[تصویر: 591a43d27051586fd76299060b1c6349-300]


آب بر آتش آفتاب جمعه ها بریز آقا


دلم را میسوزاند این سوزش گریه های جمعه ها
یا بسم الله الرحمن الرحیم یا الحمد لله الرحمن الرحیم یا الرحمن الرحیم یا مالک یوم الدین یا ایک نعبد و ایاک نستعین یا مولانا یا الله
عجل لولیک الفارس الحجاز
چه می شود؟؟؟[/font]
1- نسیمی می وزد ،‌مشام منتظران حقیقی آن را درخواهد یافت و دلهایشان را به سوی خانه خدا متوجه خواهد ساخت. دلهایشان به آن ها نوید شادی خواهد داد. آن نسیم در گردن و سر آن ها می پیچد و جانشان را لبریز از شادی می کند.
2- سپس رایحه ای خوش را خواهند شنید. رایحه ، روز به روز قویتر و محکمتر به آنها می رسد. منتظران حقیقی عطر قدوم مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را می شناسند . کم کم این رایحه خوش قلب های آنان را اطمینانی زیبا خواهد داد.
3- سپس چشم های بصیر خود را در جهان می گردانند و می بینند هر آنچه از آن به عنوان نشانه ها یادشده . بر بدن هاشان لرزه می افتد از شادی دیداری سخت قریب.

آهای خودم !
فرض محال که محال نیست ، فرض کن که تو در آینده نزدیک انشاء الله یکی از یاران آن حضرت عالی مقام باشی! به سرتاپایت نگاه کن. چشم دلی کور چشم سری بینای هر چه حرام، گوش دلی ناشنوا و گوش سری شنوای هر چه حرام، دلی جای غیر خدا، پایی در راه گناه آماده دویدن، ای وای ، آهای خودم !!!!!!!!!!!!!!!!
تو اینگونه ای و مولایت تنها ...
تو اینگونه ای و مولایت غریب ...
تو اینگونه ای و مولایت طردشده ...
تو درگیر مسائل خودی ، درگیر مدرک ، کار ، ازدواج ، سربازی ، تفریح ، سرگرمی و در آن جال که تو درگیری مولایت فرمانده وجودت فرمانده قلبت تنهاست در خیمه ای...

آیا با هر گناه کردنت ظهور را به سهم خودت ، کمی حتی لحظه ای به تعویق نمی اندازی ؟ که چه بسا اگر اینطور باشد چه ظلمی در حق بشریت می کنی!!! ظلمی بزرگ. آهای خودم کجایی؟ چرا چشمت را بر حرام خدا نمی بندی و گوشت را در برابر حرام خدا کر نمی سازی؟ مگر نمی دانی گناه کردن تو در عصر غیبت ظلم به بشریت است اگر بر فرض محال تو یکی از یاران آن حضرت باشی .
و الله لا یهدی الظالمین .
ما در انتظار اوییم که بیاید. بیاید که بگوییم خوش آمدی !!! همین ؟ نخواهی توانست آهای خودم. تو باید از امروز به خودت بگویی خوش آمدی پیش از آنکه بتوانی به او بگویی. پیش از آنکه بتوانی باری برداری از شانه او ، خود را سبک کن. سنگینی گناه را بر زمین بگذار .

آهای خودم !
کافی است هرچه خودت را دور کردی !!!
کافی است هر چه به خودت ظلم کردی !!!
کافی است هر چه مولایت را غمگین کردی !!!
کافی است هر چه به غربت او اضافه کردی !!!
کافی است !!! کافی...

[font=B Mitra]

786



فرض کن حضرت مهدی به تو ظاهر گردد

ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی ؟

باطنت هست پسندیده ی صاحب نظری ؟

خانه ات لایق او هست که مهمان گردد ؟

لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری ؟

پول بی شبهه و سالم ز همه داراییت

داری آن قدر که یک هدیه برایش بخری؟

حاضری گوشی همراه تو را چک بکند ؟

با چنین شرط که در حافظه دستی نبری ؟

واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران

می توان گفت تو را شیعه اثنی عشری ... ؟
آدرس های مرجع