۱۲/آذر/۹۰, ۱۰:۵۷
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین
سلام آقاجان
تسلیت میگویم... بخاطر بدن های زخم شده با شمشیر و گوشت های سوراخ شده با تیر، جگر های آتش گرفته از تشنگی، از تنهایی ، از نفهمی و ظلم و بی وفایی یک عده ، از ... خودتان بهتر میدانید آقاجان...
میدانم حالتان خوب نیست. میدانم اینروزها ماتم داغ کربلا جگرتان را آتش زده. میدانم ناراحتید. میدانم خون گریه میکنید. میدانم ولی بازهم این دانسته هایم اثر ندارد. نمیدانم چرا! نمیدانم چرا زیاد بفکر شما نیستم. شاید زیادی مشغولم. فقط گاهی اوقات آخر شبها یک دعای خشک و خالی. آنهم با هزار... خودتان که دیده اید. خودتان که آگاهید. خودتان که بهتر میدانید. ولی آقا جان دست از شما بر ندارم.... هرچه باشد شمارا دوست دارم. الان هم آمده اینجا چون دوتا درخواست داشتم.
راستش آمده ام برای عذر خواهی. آمده ام مرا ببخشید برای تمام چیزهایی که خودتان میدانید. برای تمام کارهایی نباید انجام میدادم ولی دادم و کارهایی که باید انجام میدادم ولی ندادم. برای خیلی چیزها ... برای تک تک لحظات زندگی ام ازتان عذر میخواهم. میگویند شما خیلی رئوفید میگویند خیلی بخشنده اید... آقاجان این غلام حرف گوش نکن تان را ببخشید... این نوکرتان را عفو بفرمایید. خودتان که بهتر میدانید دیگر نمیگویم.... شاید جایی دیگر...
دومین درخواستم را هم میگویم و میروم زیاد مزاحمتان نمیشود میدانم سرتان شلوغ است. آخر خیلی ها بیادتان هستند خیلی ها میخواهند با شما درد دل کنند خیلی ها پشت من توی صف هستند که نامه هایشان را بخوانید.
اگر قابل بدانید میخواستم فرم سربازی ام را به شما بدهم. اگر قبول کنید منت بگذارید بر سر این نوکر ناچیزتان و این غلام گریز پایتان و حقیر را به اینکه سرباز شما باشم قبول کنید منتی بزرگ بر سرم گذاشته اید. آقاجان اگر با دست مبارکتان اینجا را امضا کنید بر سر من منت گذاشته اید. اینجا را میگویم روی پیشانی ام... از آن امضاهایی که کسی نمیبیند. از آن امضاهایی که مینویسید "سرباز بقیه الله".
یک کار خیلی کوچک محرمانه هم دارم یک امضای دیگر هم میخواهم، از آن امضاهایی که روی قلب بعضی از سربازانتان مینویسید... میدانم میدانم من لیاقت ندارم میدانم ... میدانم ولی قول میدهم تصمیم گرفته ام جبران کنم.... آقا لطفی کنید دیگر برای شما که کاری ندارد... آقا در این محرمی حکم سربازی مارا بزنید برویم خط مقدم همانجایی که کسی دیگر زنده برنمیگردد همان جایی که خیلی خوب است همه باصفا هستند همه آخرش شهید میشوند.... بخاطر محرم بخاطر آقا امام حسین ع بخاطر عمویتان ابوالفضل العباس آقا چه کنم دیگر همین ها را دارم اگر محرم نبود رویم نمیشد برایتان نامه بنویسم.
آقا دستم به دامنتان... یک نظری به حقیر ناچیز بکنید...
یا حسین علیه السلام
الحمد لله رب العالمین
سلام آقاجان
تسلیت میگویم... بخاطر بدن های زخم شده با شمشیر و گوشت های سوراخ شده با تیر، جگر های آتش گرفته از تشنگی، از تنهایی ، از نفهمی و ظلم و بی وفایی یک عده ، از ... خودتان بهتر میدانید آقاجان...
میدانم حالتان خوب نیست. میدانم اینروزها ماتم داغ کربلا جگرتان را آتش زده. میدانم ناراحتید. میدانم خون گریه میکنید. میدانم ولی بازهم این دانسته هایم اثر ندارد. نمیدانم چرا! نمیدانم چرا زیاد بفکر شما نیستم. شاید زیادی مشغولم. فقط گاهی اوقات آخر شبها یک دعای خشک و خالی. آنهم با هزار... خودتان که دیده اید. خودتان که آگاهید. خودتان که بهتر میدانید. ولی آقا جان دست از شما بر ندارم.... هرچه باشد شمارا دوست دارم. الان هم آمده اینجا چون دوتا درخواست داشتم.
راستش آمده ام برای عذر خواهی. آمده ام مرا ببخشید برای تمام چیزهایی که خودتان میدانید. برای تمام کارهایی نباید انجام میدادم ولی دادم و کارهایی که باید انجام میدادم ولی ندادم. برای خیلی چیزها ... برای تک تک لحظات زندگی ام ازتان عذر میخواهم. میگویند شما خیلی رئوفید میگویند خیلی بخشنده اید... آقاجان این غلام حرف گوش نکن تان را ببخشید... این نوکرتان را عفو بفرمایید. خودتان که بهتر میدانید دیگر نمیگویم.... شاید جایی دیگر...
دومین درخواستم را هم میگویم و میروم زیاد مزاحمتان نمیشود میدانم سرتان شلوغ است. آخر خیلی ها بیادتان هستند خیلی ها میخواهند با شما درد دل کنند خیلی ها پشت من توی صف هستند که نامه هایشان را بخوانید.
اگر قابل بدانید میخواستم فرم سربازی ام را به شما بدهم. اگر قبول کنید منت بگذارید بر سر این نوکر ناچیزتان و این غلام گریز پایتان و حقیر را به اینکه سرباز شما باشم قبول کنید منتی بزرگ بر سرم گذاشته اید. آقاجان اگر با دست مبارکتان اینجا را امضا کنید بر سر من منت گذاشته اید. اینجا را میگویم روی پیشانی ام... از آن امضاهایی که کسی نمیبیند. از آن امضاهایی که مینویسید "سرباز بقیه الله".
یک کار خیلی کوچک محرمانه هم دارم یک امضای دیگر هم میخواهم، از آن امضاهایی که روی قلب بعضی از سربازانتان مینویسید... میدانم میدانم من لیاقت ندارم میدانم ... میدانم ولی قول میدهم تصمیم گرفته ام جبران کنم.... آقا لطفی کنید دیگر برای شما که کاری ندارد... آقا در این محرمی حکم سربازی مارا بزنید برویم خط مقدم همانجایی که کسی دیگر زنده برنمیگردد همان جایی که خیلی خوب است همه باصفا هستند همه آخرش شهید میشوند.... بخاطر محرم بخاطر آقا امام حسین ع بخاطر عمویتان ابوالفضل العباس آقا چه کنم دیگر همین ها را دارم اگر محرم نبود رویم نمیشد برایتان نامه بنویسم.
آقا دستم به دامنتان... یک نظری به حقیر ناچیز بکنید...
یا حسین علیه السلام
