تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
-----------------------------------------------------------------
دعا پشتِ دعا برای آمدنت ،

گناه پشتِ گناه برای نیامدنت ،


دل درگیر ، میان این دو انتخاب؛

کدام آخر؟ آمدنت یا نیامدنت؟!

ما
در عصر احتمال به سر می بریم
در عصر شک و شاید
در عصر پیش بینی وضع هوا
از هر طرف که باد بیاید
در عصر قاطعیت تردید
عصر جدید
عصری که هیچ اصلی
جز اصل احتمال, یقینی نیست

اما من
بی نام تو
حتی
یک لحظه احتمال ندارم

چشمان تو
عین الیقین من
قطعیت نگاه تو
دین من است

من از تو ناگزیرم
من
بی نام ناگزیر تو می میرم

فیصر امین پور
كسي به فكر شما نيست راست مي گويم
دعا براي تو بازيست راست مي گويم
اگرچه شهر براي شما چراغان است
براي كشتن تو نيزه هم فراوان است
من از سرودن شعر ظهور مي ترسم
دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم
من از سياهي شب هاي تار مي گويم
من از خزان شدن اين بهار مي گويم
درون سينه ما عشق يخ زده آقا
تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا
كسي كه با تو بماند به جانت آقا نيست
براي آمدن اين جمعه هم مهيّا نيست
[font=Tahoma]
(سیدامیرحسین میرحسینی-میلادامام زمان؛ اراک)



(۲۶/آذر/۹۲ ۱۶:۲۰)nahal_m نوشته است: [ -> ]
كسي به فكر شما نيست راست مي گويم
دعا براي تو بازيست راست مي گويم
اگرچه شهر براي شما چراغان است
براي كشتن تو نيزه هم فراوان است
من از سرودن شعر ظهور مي ترسم
دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم
من از سياهي شب هاي تار مي گويم
من از خزان شدن اين بهار مي گويم
درون سينه ما عشق يخ زده آقا
تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا
كسي كه با تو بماند به جانت آقا نيست
براي آمدن اين جمعه هم مهيّا نيست
(سیدامیرحسین میرحسینی-میلادامام زمان؛ اراک)







الان خیلی اوضاع جامعه خوبه!!! هی امید بدید!!!
خدا امرش را در یک شب فراهم می کند
آقا جان قرن هاست این سیاره را شب فراگرفته است..رحمی کن بر ما که همیشه دیر می رسیم...
آن از مدینه ، آن از کوفه ،آن از کربلا و حالا قصه شما...
می دانیم که مشرکیم به شما چون جز شما دیگران را هم عاشقیم...!
وظهور نیست جز توحید در عشق به شما...!بیا تا با آمدنت تسکین قلبهایمان شوی Rose
چشمها پرسش بی پاسخ حیرانی ها



دستها تشنه ی تقسیم فراوانی ها



با گل زخم سر راه تو آذین بستیم



داغهای دل ما جای چراغانیها



حالیا دست کریم تو برای دل ما



سر پناهی است در این بی سروسامانی ها



وقت آن شد که به گل حکم شکفتن بدهی



ای سر انگشت تو آغاز گل افشانیها



فصل تقسیم گل و گندم و لبخند رسید



فصل تقسیم غزلها و غزلخوانیها



سایه ی امن کسای تو مرا بر سر بس



تا پناهم دهد از وحشت عریانیها



چشم تو لایحه ی روشن آغاز بهار



طرح لبخند تو پایان پریشانی ها

طاووس كبریایى! اى هدیه خدایى!
تو دیدنى‏ ترینى، اى دیدنى، كجایى؟

هر دیده مست راهت، غمدیده در پناهت
خشكیده یاس عالم در حسرت جدایى

اى آسمان اوّل! اى سایبان آخر!
اى چشم چشمه عشق! رحمى به بینوایى

آرام‏ تر كه من هم با كودكان بیایم
پایى نمانده دیگر، جز دست بر دعایى

سخت است بى‏ تو بودن، سخت است بى‏ تو ماندن
سخت است بى‏ تو، بى‏ تو، بى‏ یار دلربایى

هر درد را دوائى، هر سینه را صفایى
دنیاست غرق ظلمت، تو نور و روشنایى

اى یادگار دیروز، اى ماندگار فردا
اى بى ‏قرار امروز، جانا چه آشنایى

آسان نمى‏ توان رفت از خوان رحمت تو
بگذار تا بمانم در زیر گرد پایى

اُمّید نااُمیدان، مهدى سرت سلامت
سنگ است قلب بى‏ تو، ننگ است بى‏ وفایى

سید جعفر علوى اُمید

فقط گفتی به ما پرواز ، پرواز! / در زندان غیبت کی شود باز ؟
بدون تو چگونه پرگشاییم؟ / برای هر عمل هستی سر آغاز . . .
یا مهدی ادرکنیRose

كیست این توفان كه آسایش ندارد خنجرش
جز هیاهوى قیامت نیست نام دیگرش

بال اگر بگشاید آنى آسمان گم مى‏ شود
جبرئیلى سر برون مى‏ آورد از هر پرش

آفرینش وامدار اوست عرش و فرش نیز
واى اگر خورشید را روزى براند از درش

او مى‏ آید، آسمان از شوق، آتش مى‏ شود
دانه‏ هاى كهكشان اسپندهاى مجمرش

علیرضا قزوه


آدرس های مرجع