وقتي آدم ببيند همه چيز در مالکيت خداست
آن وقت ديگر غصهي گاهي نشيبهاي زندگي را نميخورد،
وقتي آدم بداند زمين خدا بدون حجت نيست
غم به دلش راه نميدهد
وقتي بداند زمين به بندگان شايسته خدا خواهد رسيد
ديگر نگران فردا نميشود
اما ما آدمها گاهي همه اينها را فراموش ميکنيم
هر راهي چراغي ميخواهد
با نور تو هرگز ما گم نميشويم...
به نام خدا
اي منتظر غمگين مباش ، قدري تحمل بيشتر
گردي به پا شد از افق ، گويي سواري مي رسد ...
العجل...
بسم الله الرحمن الرحیم
[b]سلام
چيزي نمانده تا ظهور دل را مهيايش کنيم
تا لايقش گرديم و آنگه ما تماشايش کنيم
گردد عيان جانان ما آن يوسف کنعان ما
روشن شود چشمان ما جان جمله اهدايش کنيم
آيد امام عاشقان قلب زمين و آسمان
بايد تمام جسم و جان نذر سراپايش کنيم
آمد نسيم کوي او دنيا گرفته بوي او
دل را به عشق روي او بايد که احيايش کنيم
آماده باشيد عاشقان نزديک گشته وصلمان
چون خفته باشيم آن زمان چون عمر خود پايش کنيم
نزديک شد وقت حضور آن لحظه نور و سرور
اما به تعجيل ظهور از دل تمنايش کنيم
بايد ز ما رزمندگي صبر و اميد و بندگي
شايد که عمر و زندگي موقوف فردايش کنيم
صلوات
یا حق
کاش توفیقی حاصل میشد و من گنه کار تا ولادت آقا یه چهل شب میرفتم مسجد جمکران.
دعا کنید توفیقش نصیبم بشه.
دیشب یه بنده خدایی رو دیدم که تونسته بود به این توفیق برسه خیلی خوشهال بود.
خیلی دلم گرفت.برا خودم که هنوز لیاقت یه...
این شعریه که امام خامنه ای(مد ظله العالی)هستش که در باره امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)نوشته.
دلم قرار نمی گیرد از فغان.بی تو
سپندوار زکف داده ام عنان.بی تو
زتلخکامی دوران نشد دلم فارغ
زجام عیش لبی تر نکرد جان.بی تو
چون آسمان مه آلوده ام زتنگدلی
پر است سینه ام از اندوه گران.بی تو
نسیم صبح نمی آورد ترانه ی شوق
سر بهار ندارند بلبلان.بی تو
لب از حکایت شبهای تار می بندم
اگر امان دهدم چشم خونفشان.بی تو
چوشمع کشته ندارم شراره ای به زبان
نمی زند سخنم اتشی به جان.بی تو
زبیدلی وخموشی چونقش تصویرم
نمی گشایدم از بی خودی.زبان.بی تو
از آن زمان که فروزان شدم زپرتو عشق
چو ذره ام به تکاپوی جاودان .بی تو
عقیق صبر به زیر زبان تشنه نهم
چویادم اید از ان شکرین دهان.بی تو
گزاره ی غم دل را مگر کنم چوامین
جدا زخلق به محراب جمکران.بی تو
کارنامهام
پر از تقلب و گناه
خط خطی سیاه
هیچ وقت درسخوان نبودهام ولی
در شب تولدت
مثل کاج
توی طاق نصرت محله کار کردهام
شاخههای خشک داربست را
بهار کردهام
*
راستی دو روز قبل
سرزده به خانهی دل امید - همکلاسیام - سر زدی
ولی چرا
به خانهی حقیر قلب من نیامدی؟
رد شدم، قبول
ولی به من بگو
کی به من اجازهی عبور میدهی؟
راستی اگر ببینمت
به من هر چه خواستم میدهی؟
کارنامهی مرا
دست راستم میدهی؟
نا امید نیستم ولی به خاطر خدا
از کنار نمرههای زیر ده عبور کن!
ای عصاره گل محمدی!
فصل امتحان سخت ما ظهور کن !
اینهمه ما گفتیم مهلت بدیم یه بار آقا هم بگه :
يكي از كساني كه توفيق ملاقات با امام عصر عليه السلام را پيدا كرده و آن حضرت را
در حالي ملاقات كرده كه بسيار ناراحت بوده و گريه مي كرده اند .
مي گويد : از آن حضرت سوال كردم : آقا جان اي سرورم چرا اين قدر گريه ميكنيد ؟
حضرت در جواب فرمودند:
شيعيان مرا نميخواهند.
باز پرسيدم : آقا جان قربانتان برورم اكثر مردم شما را مي خواهند و هميشه براي
فرج شما دعا مي كنند .
حضرت فرمودند : از صد نفر يكي از آنها از ته قلب براي فرج من دعا مي كنند اگر فقط شيعيان ايران يك بار براي ظهور من انقلاب مي كردند ( و باهم مرا ميخواستند)
[color=#009900]خداوند ظهور و فرج مرا مي رساند.
[b] در اوج تنهايي صفحه 34 [/b]
خودت بخواه كه اين انتظار سر برسد
دعاي اين همه چشم انتظار كافي نيست؟!
بسم الله الرحمن الرحیم
همه چــــــــــــــشـــــــــــــــــــــــم انتظارند
لا اقل باید دستهایمان هم در انتظار باشد تا .................
.
.
.
این آخرین جمله ی آخرین آشفته ی روی زمین بود.