تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سلام بر منجی مظلوم

اول مظلوم عالم شکایت خویش از مردم روزگارش را به نخلستان می برد و درد دل با چاه می گفت .

ای کاش می دانستم در کدام نخلستان سر بر کدامین چاه غربت ، از بی وفایی و غفلت ما شکوه می کنی!

نمی دانم چه شکوهی در ظهورت نهفته است و تو چه عظمتی داری که امیر مومنان علیه السلام ،


آن عدل مجسم آرزوی برپای دولت شما و شوق دیدن حکومتت را بر دل دارد ؟

می فرمایند:


« و یا شوقاه الی رویتهم فی حال ظهور دولتهم ».(1)

« وه ! چه قدر مشتاقم که آن ها را در زمان تشکیل دولتشان ببینم .»

شما که هستی که سیده النساء علیهاالسلام در میان دود و آتش شما را صدا می زند

و با خون سینه اش نام شما را بر دیوار خانه ی وحی می نگارد و «ولدی مهدی » می گوید ؟

ای کاش عزاداران و سینه زنان و گریه کنان بر سالار شهیدان می دانستند

که هم اینک حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام تعزیه دار غربت و سوگوار مظلومیت توست ،

تا آنجا که می فرماید :

« مهدی ما در عصر خودش مظلوم است ».(2)

تا تاکیدی باشد بر این فرمایش شما بر آن منتظر عاشق که :

[b]« من مظلوم ترین فرد عالم ام » (3)

[/b]




..................

1- کفایه الاثر 220

2- صحیفه مهدیه : 52

3- همان
بسم الله الغفور


ابوبصير از اصحاب امام صادق(علیه السلام) تعريف مي كند كه:

همسايه اي داشتم كه از ياران سلطان ظالم و ستمكار بود و ثروت زيادي به دست آورده بودو

غلامان وكنيزاني داشت .هر شب در منزلش مجلس لهو و لعب به پا مي كرد و چند كنيز آوازه خوان

و مطرب داشت كه مي خواندند و شراب مي دادند و مي خوردند. چون اين فرد همسايه من بود

هميشه صداي آن منكرات به گوش ما مي رسيد و ما را ناراحت مي كرد.

چندين بار گوشزد كرديم ولي فايده اي نداشت واصرار وتكرار من به جايي نمي رسيد؛تا اينكه يك روز


خودش گفت من مردي مبتلا و اسير شيطانم اما تو گرفتار هواي نفس نيستي .اگر وضع مرا به


صاحب خود آقا امام صادق(علیه السلام) بگويي شايد حضرت دعايي كرده و خدا مرا از پيروي نفس نجات دهد


ابو بصير مي گويد :سخن آن مرد به دلم نشست.


وقتي خدمت حضرت رسيدم داستان همسايه راگفتم.

امام (علیه السلام) فرمود :وقتي به كوفه برگشتي او به ديدن تو خواهد آمد ،به او بگو جعفر بن محمدمي گويد

"اگر كارهاي زشت و ناپسندت را ترك كني ،من برايت بهشت را ضمانت مي كنم.


وقتي به كوفه برگشتم مردم به ديدنم آمدند آن همسايه ام نيز آمد .وقتي مهمانها رفتند و اتاق

خلوت شد ،گفتم وضع تو را براي امام شرح دادم و بعد پيام امام (علیه السلام)را به وي رساندم


تا اين سخن را شنيد گريه اش گرفت وپرسيد
واقعا امام اين حرف را به تو گفت؟!

گفتم قسم به خدا
كه حضرت اينگونه فرمود.

گفتبراي من همين بس است و رفت.

روز ها گذشت يك روز كسي را دنبالم فرستاد كه به ديدنش بروم وقتي رفتم ديدم پشت در ايستاده

و برهنه است .گفت هر چه مال داشتم در محلش صرف كردم و چيزي باقي نگذاشتم و حالا هيچ ندارم

مقداري لباس و آذوقه برايش تهيه كردم.

پس از چندي پيغام دادكه مريضم ،به عيادتش رفتم در مدت بيماريش مرتب از او خبر مي گرفتم تا اينكه


به حال احتضار رسيد .در كنار بسترش نشسته بودم و او در حال مرگ بود .در آن حال بيهوش شد

وقتيبهوش آمد در حالي كه لبخند ميزد گفت:

اي ابابصير مولايت امام صادق(علیه السلام) به وعده خود وفا كرد ،اين را گفت و از دنيا رفت.

در همان سال به حج رفتم و در مدينه خدمت امام (علیه السلام) رسيدم اذن ورود خواستم.

حضرت فرمود :ابا بصير ديدي ما به وعده خود به همسايه ات وفا كرديم؟!




برگرفته از بحارالانوار ج11

بياييد به امام زمان(ارواحنا له الفداء) قول بدهيم كه ؛


دست از گناهانمون برداريم تا مولا ،رضايت خدا وخودش و در نهايت بهشت را برايمان تضمين كند.



تو مگو ما را بدان شه بار نيست /

با كريمان كارها دشوار نيست /


ای آخری توسل سبز دعای ما

آیا نمی رسد به حضورت دعای ما؟

شنبه،دوباره شنبه دوباره سه نقطه چین...

بی تو جه زود می گذرد هفته های ما!Sad

اللهم عجل لولیک الفرج..




بسم الله الرحمن الرحیم




ﺻﺒﺢ ﻭﺷﺐ ﺭﺍﻫﯽ ﺑﺎﺯﺍﺭﺷﺪﻥ ﻣﯽ ﺍﺭﺯﺩ
ﯾﻮﺳﻒ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺭﺍ ﯾﺎﺭﺷﺪﻥ، ﻣﯽ ﺍﺭﺯﺩ


ﺑﺎﮐﻼﻓﯽ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﻥ ﺟﮕﺮ
ﭘﯿﺶ ﺗﺠﺎﺭﺧﺮﯾﺪﺍﺭﺷﺪﻥ، ﻣﯽ ﺍﺭﺯﺩ


ﺗﺎﮐﻪ ﯾﻚ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺑﺒﺒﯿﻨﯿﻢ ﺗﻮﺭﺍ
ﻣﺘﻮﺳﻞ ﺑﻪ ﻋﻠﻤﺪﺍﺭﺷﺪﻥ، ﻣﯽ ﺍﺭﺯﺩ


ﻫﺮﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﻣﺠﺬﻭﺏ ﺟﻤﺎﻟﺖ ﮔﻔﺘﻪ
ﻣﺤﻮﺧﺎﻝ ﻟﺐ ﺩﻟﺪﺍﺭﺷﺪﻥ، ﻣﯽ ﺍﺭﺯﺩ


(اللهم عجل لويك الفرج)

بلای جانسوز عصر ما غیبت نیست غفلت است.
[تصویر: a9280117-a2b0-4af2-a591-ea9f857a0826.jpg]


حال و روز شیعه در این عصر، از دو وجه بیرون نیست؛

یا معصوم خاتم را محبوب خویش می داند یا سر به آستان طاغوت می ساید.

شیعه اگر در حضور آب، دل به سراب می سپارد، چگونه نام خود را «شیعه»می گذارند؟

شیعه بهتر از هر كس می فهمد كه

هر كه بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است

اگر مدعی است كه مرید آن قطب عالم است،

عاشق آن حجت خاتم است،


این حال و روز با عشق سازگاری ندارد!!!

چه عشق و کدام عاشقی بی یاد معشوق، زیستن می تواند!؟

كدام عاشق هر از گاهی به یاد معشوق می افتد

و محبوب را در ردیف دیگر امور روزمره خویش می بیند؟

این ننگ و عار نیست برای عاشقی كه از معشوق بشنود كه:


ما تو را از یاد نمی بریم و مراعات حق تو را فرو نمی گذاریم و...


او... بی اشتیاق زیارت معشوق، سر كند و یاد او را فرو بگذارد؟

این اوج بی معرفتی محب نیست كه بداند و بشنود كه محبوب به شادمانی او شاد می شود،

با اندوه او غمگین می گردد،

هرگاه دست به دعا بردارد محبوب آمین می گوید و آن زمان كه سكوت كند،

محبوب، برایش و به جایش دعا می كند و او سر از پای نشناسد و قالب تهی نكند؟

آری بلای جانسوز عصر ما غیبت نیست، غفلت است

او غایب نیست، پرده بر چشمهای گناه آلود ماست

چه كسی صادقانه دست بر دعا برآورده است

و مخلصانه امام خویش را طلب كرده است،

ولی پاسخ نگرفته است؟

برخی امام را طلب می كنند و دیگران را هم.

با این شرایط چگونه می خواهند دستشان به دامان امام برسد؟

بعضی امام را طلب می كنند اما نه به خاطر امام؛

كه برای وصول به حاجات خویش

این سخن نه بدان معناست كه در تلاطم مشكلات، به سراغ امام نباید رفت؛

سخن این است كه شوق دیدار امام چیزی است و عریضه و عرض حاجات دنیوی چیزی دیگر

هر كس به قدر جام معرفت خویش از لطف امام نوش می كند

امام دست نیافتنی نیست، دستهای ما بسته است،

امام در پرده غیبت نیست، پرده بر چشمهای گناه آلود ماست؛

و آنچه ما را از زیارت امام محروم میكند،

غیبت امام نیست، غفلت ماست
!

نقل از سايت شيعي نشر اعتقادات كه متاسفانه مدتهاست از رونق افتاده و در عوض سايت ها و وبلاگ هاي بي ارزش و ضد دين همچنان در حال رشد و ...چي بگم اللهم عجل لوليك الفرج

بسم الله الرحمن الرحیم



هوای باریدن نداری مولا؟
آلودگی دل هایمان از حد گذشته…

حال و روزمان را که می بینی

دیگر انسانیت هم غریب شده است

احساس میکنم سرتاسر قلبم را سیم های خاردار احاطه کرده اند

به تنگ آمده ام

من از این دنیا که آدم ها را دریده می کند، شاکیم

دیگر اثری از حیا نیست

زمین خورده می بینیم و می خندیم
به سادگی دل می شکنیم و احساس قدرت و بزرگی میکنیم
دایره خودخواهی هایمان روز به روز تنگ تر می شود

حسادت چشمانمان را کور کرده دیگر مرزی هم باقی نمانده، کاش حسادت فقط به مال و مقام و منصب بود، اما… حسادت به “عشق…”

و از هم پاشیدن آشیانه اش خیلی وحشتناک است، مگر نه؟

اگر کمی با خودمان رو راست باشیم می بینیم دیگر چوپان دروغگو آن شخصیت منفی و پلید کودکی هایمان نیست،و اگر باز با خود رو راست تر هم باشیم می بینیم علتش این است که به نوعی با او همزاد پنداری می کنیم! ما با دروغ عجین شده ایم. به قول استاد: دخترم نگو دروغ، کراهت دارد، بگو خلاف واقع.

در بازیگری چه پیشرفتی داشته ایم! گاهی اینقدر خوب نقش بازی میکنیم و دیگران را فریب می دهیم که فکر میکنم باید به ما سیمرغ بلورین بدهند!

هرجا که احتمالش برود منفعتی به ما میرسد، از تملق و چاپلوسی روی “جان نثار شب های برره” را هم کم می کنیم!


هرجا که احساس خطر کنیم- البته خطر فقط از نوع جیبی و میزی – جوری زیرآب می زنیم که خودمان هم از این مهارت کف می کنیم!

به طرز عجیبی تعصب داریم، اما نه روی ناموس، نه روی اعتقادات، نه روی میهن، نه روی حریم شخصی که به غارت می رود، حتی نه روی ارزش ها، تعصب فقط روی غرور…تکبر…منیت…

تمام دغدغه هایمان خلاصه می شود در سفره هایمان!



فلسطین سال هاست که ندای هل من ناصر ینصرنی سر می دهد، کودکانش از آب، غذا، دارو و… محروم هستند و ما مشغول تعدد لیست دوستان در فیسبوک صهیونیستی هستیم!

یاد آن روز می افتم که محمد جواد کوچولو به مادرش گفت:” مامان دنیا چرا اینقدر سیاه شده؟ ” و من نمیدانم چرا جمله این کودک معصوم اینگونه در ذهنم ماند و حک شد…
حق با محمد جواد بود؛ دنیا سیاه شده. یک جمله معروف انگلیسی هست که می گوید وقتی نمی توانی شرایط را تغییر دهی،سعی کن از آن لذت ببری. ما سیاهی دنیا را با تمام وجود حس کرده ایم، اما تنبل تر از آنیم که بخواهیم سیاهی ها را کنار بزنیم، دیگر کم کم ما هم از این سیاهی ها لذت می بریم. چشمان محمد جواد هم به همین خاطر غم داشت… حالا می فهممت بزرگمرد کوچک !

دلم برای مجموعه “کلید اسرار” تنگ شده، آنجا هرکه بد میکرد زود به سزای اعمالش می رسید، اما اینجا…

“عجب صبری خدا دارد”
«لا اله الا الله انت سبحانک انى کنت من الظالمین»

دل ما برای غربتت می سوزد آقا

هوای باریدن نداری مولا؟
به قول محسن چاووشی" کاشکی یه روز صبح شه کاش فقط ای کاش"
بسم الله الرحمن الرحیم

استغاثه آیت الله صافی به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) : یا ابا صالح امام منتظر


یا ابا صالح امام منتظر

یا به ما یأباه لایجری القَدَر

***

ای وجودت منبع علم و کمال

غوثِ عالم رهبر نیکو سِیَر

***

ای سر خوبان و فخرِ راستان

قطب امکان ممکن واجبْ اثر

***

به به از آن عصر و دورانی که تو

بر فرازی رایَت فتح و ظفر

***

ای ظهور قدرت حیّ قدیر

ذرّه‌ای از نور تو شمس و قمر

***

صلح و آزادی و عدل و دوستی

تا نیایی تو نگردد مُستَقَر

***

ای نگهدارنده‌ی شرع قَویم

ای امام دین‌ْپناهِ دادگر

***

لاغر از هجرانم و پژمرده حال

در فراقت می‌خورم خونِ جگر

***

حانَ یابن المصطفی وقت الظهور

پُر شده گیتی ز جور و ظلم و شر

***

از همه اطراف و هر سوی جهان

فتنه‌ها و ابتلا بر کرده سر

***

لاجَرَم از هر نظام و هر مرام

قطع گردیده است امّید بشر

***

مرگ خود این می‌نماید آرزو

وان دگر گوید همی اَیْنَ المَفرّ؟

***

هان بده کیفر به تیغ انتقام

خیل استکباریانِ بدگُهَر

***

دین و احکام پیمبر زنده ساز

خون و مالِ مَزدکی را کن هدر

***

یا امام العصر یابن العسکری

یا امینَ الله یا نور البصر

***

ای امید و یاور مستضعفان

کاخ استضعاف کن زیر و زبَر

***

دور کن نامحرم از بیت الحرام

و ز صفا و مروه و حِجر و حَجَر

***

رهزنان از مشعر و خیف و منی

و از بقیع و روضه‌ی خَیرُ البشر

***

کی جهان پر می‌کنی از عدل و داد؟

کی شود این شام هجران را سحر؟

***

نور یزدانی بیا با جلوه‌ای

ظلمت اِلحاد از عالم بِبَر

***

یک نظر بر «لطفی صافی» نما

کز غم هجر تو باشد دیده تَر


زلف شب را به سراپای سحر می ریزم
تا خود صبح به راه تو قمر می ریزم
ساحل چشم من از شوق به دریا زده است
چشم بسته به سرش موج تماشا زده است
جمعه را سرمه کشیدیم مگر برگردی
با همان سیصدو دل تنگ نفر برگردی
زندگی نیست ممات است تو را کم دارد
دیدنت ارزش آواره شدن هم دارد
از دل تنگ من آیا خبری هم داری
آشنا پشت سرت مختصری هم داری
منتی بر سر ما هم بگذاری بد نیست
آه، کم چشم به راهم بگذاری بد نیست
نکند منتظر مردن مایی آقا!؟
منتظرهات بمیرند میایی آقا!؟
من بجز تو به کسی جان بدهم ممکن نیست
به اجل مهلت جولان بدهم ممکن نیست
به نظر میرسد این فاصله ها کم شدنیست
غیر ممکن تر از این خواسته ها هم شدنیست
دارد از جاده صدای جرسی ِآید
مژده ای دل مسیحا نفسی می آید
چون قرار همه با حضرت آقا جمعه ست
همه ی دل خوشی هفته ما با جمعه ست
منجی ما به خداوند قسم آمدنی ست
یوسف گم شده ای اهل حرم آمدنی ست
مصطفی صابر خراسانی
چه داستان غریبیست ۸...
۸ شوال...
۸۸ سال قبل...
حرم ۸ ضلعی بقیع...
به تلی از خاک تبدیل شد ...
و ۸ امام به سوگ ۴ قبر بی سایبان نشستند....
راستی چرا ما که در پناه امام ۸ هستیم و ساکت نشسته‌ایم....
ای امامان غریب بقیع....
برایتان ۸ صحن به یاد حرم ۸ گوشتان خواهیم ساخت...انشاالله باظهوروحضور حضرت مهدی.آمین.
آدرس های مرجع