نمیدانم چه میخواهم بگویم
زبانم در دهانم باز بسته است
در تنگ قفس باز است افسوس
که بال مرغ آوازم شکسته است
نمی دانم چه میخواهم بگویم
غمی در استخوانم می گدازد
خیال ناشناسی آشنا رنگ
گهی می سوزدم گه می نوازد
پریشان سایه ای آشفته آهنگ
زمغزم می تراود گیج و گمراه
چو روح خوابگردی مات و مدهوش
که بی سامان به ره افتد شبانگاه
درون سینه ام دردیست خونبار
که همچون گریه می گیرد گلویم
غمی آشفته دردی گریه آلود....
نمی دانم چه میخواهم بگویم
دلم گرفته امشب در خلوت شبانه
هوای گریه دارد ز سوز این ترانه
از دست رفته فرصت، تا کی صبور باشم
در آرزوی وصلت جان از تنم روانه
بر عاشقان نظر کن ای منتهای خوبی
ابروی نازنینت محراب را نشانه
از چشم دلنوازت وز نور جان فزایت
مدحوش و بیقرارم باقی همه بهانه
در سینه ی شقایق عطر تو می طراود
در لوح جان عشاق نام تو جاودانه
تا بگذری از این جا، ای وای از غزل ها
چون خاک زیر پایت برخیزم از میانه
دلم گرفته امشب در خلوت شبانه
هوای گریه دارد ز سوز این ترانه
سوختن را دوست دارم...
اگر در آتش انتظار تو باشد!
چقدر زیباست رقص شعله های عشق...
وقتی مرا در آغوش میگیرد
و کیست که نداند...
من همچنان عاشقم ؟
سلام مولای مهربونم...
میشه این مهر رو بزنید رو قلبم آقا؟؟؟
![[تصویر: 24.gif]](http://mileyr.persiangig.com/nime%20shaban/24.gif)
هیچوقت کمرنگ نشه!!!
یا مکین
سلام علی آل یاسین
ای حجت خدا
همه هستیم فدای یک تار مویت،پدر و مادرم،همسرم،بچه هایم،مال و دارائیم،همه زندگی ام،وجود ناقابلم،عشقم،محبتم،قطره قطره خونم،همه و همه فدای تو ای پدر مهربانم و ای رفیق شفیق،ای ذخیره خدا در زمین.
مرا ببخش اگر گاه گاه دلت را آزرده کردم.
از من راضی شو ای سریع الرضا
سکوتت را دوست دارم!
کاش بجای تمام بحث های بی ثمر دنیا...
فقط سکوت تو;
حرف میزد
بسم الله الرحمن الرحیم
جمعه ها صبح زود بعد نماز به امید دیدنت چای دم میکند.
با اینکه پیرشده.
و وقتی بیایی چای میریزد، تا تو نیایی که نمیشود ....
محض خاطر پیرزن هم که شده بیا
دکترها چای جوشیده را برایش قدغن کرده اند
از ما فقـط
پُـر کـردن دفتـر غیبتت با گنـاه
الهـی!
قلمِ ظهـور به گنـاهـان مـا بکـش!