تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید

- پایین چه طور بود؟

- سخت بود آقا.خیلی سخت بود.
- تو چه کار می کردی؟
- من منتظر بودم آقا.
- منتظر چی؟
- منتظر کسی که می گفتند یک روز بهشت را با خودش خواهد آورد.
آن پایین همه
مایوس شده بودند،اما من منتظر بودم.
آن قدر انتظار کشیدم و نگاه کردم که چشم هام
بی سو شد اما کسی نیامد.
ما داشتیم از فرط انتظار ذوب می شدیم.

- هیچ کاری از دست تو سا خته نبود؟
- از دست هیچ کسی کاری ساخته نبود. وضع بدتر از آن بود که کسی بتواند آن را کنترل کند.
شاید کسی می توانست کلیات را درست کند اما سامان دادن به جزئیات از عهده
هیچ کس بر نمی آمد.
همه چیز به وضوح از دست رفته بود.هیچ کس نمی دانست چه
باید بکند.
آن جا مثل جهنم غیر قابل تحمل بود.
بهترین کاری که از دست ما ساخته بود،
این بود که منتظر بمانیم و خوب باشیم.
- خوب؟
- بله. تنها کاری که می توانستیم بکنیم این بود که خوب باشیم.
اگر همه خوب می شدند
آن وقت کسی که همه انتظارش را می کشیدند می آمد و جزئیات را هم اصلاح می کرد.
جزئیات به شکل تاسف باری تباه شده بود. آدم ها همه در جزئیات تباه می شدند
اما
کسی به جزئیات اهمیت نمی داد.
همه در فکر کلیات بودند. در کلیات انسانی وجود
نداشت من از وضعیت به وجود آمده گریه ام گرفته بود.
آن پایین دلم را به هم می زد. من
سعی کردم خوب باشم و هم چنان منتظر بمانم.
خوب بودن دشوار بود اما به نظر می
رسد که تنها راه نجات است.
- ببریدش تو باغ.



داستان هل من محیص؟
از کتاب عشق روی پیاده رو
مصطفی مستور

یااباصالح المهدی ادرکنی
غیرازتومرادلبرودلدارنباشد
دل نیست هرآن دل که تورایارنباشد
بسم الله الرحمن الرحیم
آقا جان
نیامدی که تانمیرم ازشادی؟؟؟؟؟؟؟
بیا که مرگ به انتظار می باشد
اللهم عجل لولیک الفرج
تقصیر ماست غیبت طولانی شما
بغض گلو گرفته ی پنهانی شما


برشوره زار معصیتم گریه می کنم

جانم فدای دیده ی بارانی شما


پرونده ام برای شما دردسر شده

وضع بدم دلیل پریشانی شما

ای وای من!که قلب شما را شکسته ام

آقا چه شد تبسم رحمانی شما؟

ای یوسف مدینه مرا هم حلال کن
عفو و گذشت سنت کنعانی شما


آیا حقیقت است که اصلاٌ شبیه نیست؟

رفتار ما به رسم مسلمانی شما


صدها هزار نوح و سلیمان نشسته اند
در انتظار منسب دربانی شما


عشاق شهر یکسره تعریف می کنند

از لحن و صوت مکی قرآنی شما


نشنیده یاد روضه ی گودال کرده ام

دل می برد تلاوت روحانی شما

این اشک روضه حال مرا خوب کرده است

ردخور نداشت نسخه ی درمانی شما
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر
کان چهره مشعشع تابانم آرزوست
بشنیدم از هوای تو آوز طبل باز
باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست
یعقوب وار وا ااسفاها همی زنم
دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست
والله که شهر بی تو مرا حبس می شود
آوارگی کوه و بیابانم آرزوست
زین همراهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او
آن نور روی موسی عمرانم آرزوست
زین خلق پر شکایت گریان شدم ملول
آن های هوی و نعره مستانم آرزوست
پنهان ز دیده ها و همه دیده ها از اوست
آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست
گوشم شنید قصه ایمان و مست شد
کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست
"مولانا"


اى فرزند نيكوترين پاكان عالم؛
اى فرزند جوانمردان و برگزيدگان؛
اى فرزند تابان ماه­ ها و فروزان چراغ ها و درخشان ستاره ها؛
اى فرزند راه هاى روشن خدا؛
اى فرزند نشانه هاى آشكار حق؛
اى فرزند علوم (و معارف) كامل الهى؛
اى فرزند سنن و قوانين معروف آسمانى؛
اى فرزند معالم و آثار ايمان كه مذكور است (در تمام كتب انبياء و غيره)؛
اى فرزند معجزات محقق و موجود؛
اى فرزند راهنمايان آشکار و مشهود خلق؛
اى فرزند صراط مستقيم خدا؛
اى فرزند خبر عظيم؛
اى فرزند كسى كه در امّ الكتاب (علم حق) نزد خدا على و حكيم است؛
اى فرزند حجّتهاى واضح الهى؛
اى فرزند ادلّه روشن حق؛
اى فرزند برهان هاى واضح و آشكار خدا؛
اى فرزند حجّتهاى بالغه الهى؛
اى فرزند نعمتهاى عام الهى؛
اى فرزند طه و محكمات قرآن


بسيار سخت است بر من كه خلق را همه ببينم و تو را نبينم
و هيچ از تو صدايى حتى آهسته هم به گوش من نرسد.
بسيار سخت است بر من به واسطه فراق تو؛
و اينکه تو به تنهايي گرفتار باشي و نالة من نيز به حضرتت نرسد و شكوه به تو نتوانم.

دعای ندبه

اللَّهُمَّ اكْشِفْ هَذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ وَ عَجِّلْ لَنَا ظُهُورَهُ إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدا وَ نَرَاهُ قَرِيبا بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
خدایا این غم را از این امت با حضور او بر طرف کن و در ظهورش برای ما تعجیل کن که دیگران او را دور میبینند و ما او را نزدیک می بینیم...

الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا مَوْلايَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ
الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا مَوْلايَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ
الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا مَوْلايَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ
بسم الله الرحمن الرحیم

آقاجانم دوست داشتن شما خرج دارد
دل مایه دار میخواهد.....


آقاجان ای کاش که یک دانه ی تسبیح توبودم
تادست کشی برسر سودا زده ی من.....
بسم الله الرحمن الرحیم
ماالتماس روز ظهور توایم
لیک هروقت وهرزمان که دلت بود میرسی
روزی تومیرسی وعلی شادمیشود
بغض گلوی فاطمه آزاد میشود...................
[تصویر: 7a23c7cfafa9441bafd774d99c6fbb57.jpg]
آدرس های مرجع