تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
آه مي کشم تو را , با تمام انتظار
پر شکوفه کن مرا , اي کرامت بهار

در رهت به انتظار , صف به صف نشسته اند
کارواني از شهيد , کارواني از بهار

اي بهار مهربان , در مسير کاروان
گل بپاش و گل بپاش , گل بکار و گل بکار

بر سرم نمي کشي , دست مهر اگر , مکش
تشنه محبتند , لاله هاي داغ دار

دسته دسته گم شدند , مهره هاي بي نشان
تشنه تشنه سوختند , نخل هاي روزه دار

مي رسد بهار و من , بي شکوفه ام هنوز
آفتاب من , بتاب ! مهربان من , ببار


علیرضا قروه
بسم الله الرحمن الرحیم

چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست که خدمتی بسزا بر نیامد از دستم
تمام حرفم در این خلاصه میشود آقا:


الهم...
مهـــــــــــــــدیا

هر که به من میرسد، بوی قفس می دهد
جز تو که پر می دهی، تا بپرانی مرا ...
منی که مایه ننگم به حد رسوائی
چگونه از تو بخواهم به دیدنم آئی؟
چو خویش یار تو دیدم، چه نیک فهمیدم
عزیز فاطمه، مهدی، چقدر تنهائی...
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
چه ضرر تو را که من هم برسم به آرزویی
بسم الله الرحمن الرحیم
گاهی خودم را در کنار شما احساس میکنم
اما چقدر دلخوشی خوابها زمانش کم است
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
فقط یک نظر مولا!
فقط یک نظر....
دلم برات تنگه آقا ...
چی میشه من رو هم خودت آدم کنی و دست پرورده ی خودت بشم ؟!!!
چی میشه منو کبوتر جلد خودت کنی ؟!!!

کاش میشد با منم مثل کافی حرف میزدی ، اما من کجا و کافی کجا ...


آنان که بنظر خاک را کیمیا کنند
آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند
بسم الله الرّحمن الرّحیم


یا مهدی هنوز هم بیابان گردی ......
زبانم لال شود آقا اما
همان بیابان خوب است ارباب !در شهر دل ما جای برای شما نیست...
آدرس های مرجع