تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
[تصویر: 96641103773833779018.jpg]



شیرازه عمر من ز هم وا شده است
این غیبت تو دگر معما شده است
یک بار دگر جمعه شد اما چه کنم
بر روی لبم لیکن و اما شده است


شاعر:محمدمهدی عبدالهی



چقدر شعر نوشتیم برای باران,
اما غافل از آن دل که بارانی بود؟!!!
سلام به همه ی بچه خوب تالار
فکر کنم از آخرین باری که اومده بودم تالار یه سال و نیم میگذره

[b]اما دیدم دلم بیشتر از این طاقت دوری از این فضا دو این بچه ها رو نداره
ادم احساس غربت میکنه هرجای دیگه که میره
[/b]

[b]جایی که اسمی از آقا نباشه بهترین جای دنیا هم که باشه به نظر من جهنمه
[/b]


[b]تو این مدت مشغول یه کار تحقیقی بودم راجع به نوع شناسی افرادی که از فضای مجازی استفاده میکنن
هر روز که میگذشت قلبم بیشتر فشرده میشد[/b]

[b]از اینکه ما که ادعا میکنیم شیعه ایم
چقدر
چقدر
چقدر
از اون چیزی که باید باشیم فاصله داریم
از اینکه چقدر اول از همه خودم
سعی نکردم ایمانم رو از حالت لسانی به قلبی تبدیل کنم[/b]

[b]از اینکه چقدر راحت به دوری پدرمون ، اماممونو در حقیقت همه کسمون خو گرفتیم
و نبودنش برامون عادی شده....[/b]

[b]از اینکه هر کس در هر زمانی برای حل مشکلش دست به دامن امام زمانش میشده اگه شیعه و محب بوده
ولی ما چی .....
ولی من چی......[/b]

[b]چقدر برای اینکه ایمانم قوی بشه از امام زمانم کمک گرفتم؟

چقدر برای حل مشکلات فکری و روحیم به امامم توسل کردم؟
همه ی فکرم شده دنیا و مادیات
زندگیم شده چی بخرم
چی بخورم
چی بپوشم
از اینکه چقدر بی توکلیم

[/b]

[b]از اینکه دیگه حتی در ظاهر هم دینداری نمیکنیم
[/b]


[b]هر بار پامو تو حرم امام رضا یا حرم حضرت معصومه میزارم ناخود آگاه این شعر به یادم میاد
وقتی میان نفس و هوس جنگ میشود

قلبم به چشم هم زدنی سنگ میشود

آقا ببخش که سرم گرم زندگیست

کمتر دلم برای شما تنگ میشود
[/b]

[b]منو به خاطر این همه حرف زدن ببخشید
[/b]

[b]فقط یه خواهش دارم از بچه های گل و پاک این تالار
محرم نزدیکه

درسته که گریه بر امام حسین خیلی خیلی خیلی ثواب داره
اما
بیایم به خاطر آقا یکم هم معرفت حسینی پیدا کنیم

یکم بریم بخونیم درباره سردار کربلا ابوالفضل العباس

ببینیم ولایت مداری یعنی چی؟
جانبازی برای ولی یعنی چی؟[/b]

[b]ادم چطور باید بندگی کنه و ولایت پذیر باشه تا برای امام زمانش بتونه جانبازی کنه؟

نتیجه محرممون باید بشه
معرفت بیشتر

باید بشه دلتنگی بیشتر برای سربازی و جانبازی برای امام عصر

باید بشه شوق شهادت
[/b]


[b]اول از همه به خودم میگم
بازم ببخشید زیاد حرف زدم[/b]

[b]امیدوارم که همه مون اهل عمل باشیم
البته شما که هستید
خودم رو میگم
[/b]

[b]شرح این هجران و این خون جگر
این زمان بگذار تا وقت دگر[/b]
آه ای برهه های تلخ سکوت
کی پایانتان را بیصدا فریاد میزنید؟؟

خسته شدم از درد گویی.
ازینکه هر طرف را که نگاه میکنی کسی مینالد.
کاش دردی نبود که ویرم بگیرد که بنویسم.
از کاش هم خسته شدم.
ازینکه هر چه را که میخواهی بنویسی به زور اولش کاش بچسبانی که..
که چه؟!
که نشسته ایم بیکار برای اینده. که چه؟!
که همین طور بیکار که نشسته ایم عصر جمعه بشود و شیهه ای و نوری و بعد...
تمام؟!
به همین راحتی؟
خسته شدم. خسته تر شدم ازینکه هربار بنویسم نباید بیکار بود برای ظهور.
ازینکه هر بار دردی را بگویم و بعد آکولادی و یک علامت درنتیجه که
دنیا سخت است و سخت تر و نیازمندیم به ظهور.

یکی نیست بزند توی گوشم بگوید: آهاااااااای فلانی!
حرف تازه بگو.

بعد من خودکار را لرزان بردارم و قطره اشکی را که میلغزد روز گونه ام هدایت کنم روی کاغذ و لرزلنتر بنویسم:
«آقا! آداب انتظار نمیدانم ! »
خداوند سعدی علیه الرحمه را هزار بار دیگر رحمت کند که گفت
به عمل کار بر آید به سخندانی نیست
چرتکه چوبی شکسته ام قد نمیدهد که حساب کنم
محرمهای بی تورا.

سالهاست که زیر خیمه ساه محله مان نشسته ام؛ شاید به انتظار.
هر سال شهر سیاه پوش که میشود

شیر اشکم را باز میکنم.
بیصدا گونه تر میکنم؛ شاید برای تو.

شاید تمام شهر سیل میشود از اشکهای برای تو.

آقا
به حساب بدیمان؛ شاید ها را بگیر ریا.
هر دانه ریا را حساب کن دو درصد خلوص.

با چرتکه ام حساب کردم.
نه.
نمیشود.
هنوز 313 نمیشود جمع خلوص هامان، منهای ریا.


حق داری !
به نام خدا

1 - فردا جمعه است.

2 - فردا روز اول محرم 1434 است.

3 - ..............................................!!!

4 - أَيْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلاءَ ؟


5 - اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم



امان يا حسين(علیه السلام)


برگرد ای توسل شب زنده دارها
پایان بده به گریه ی چشم انتظارها

از یک خروش ناله ی عشاق کوی تو
حاجت روا شوند هزاران هزارها

یکبار نیز پشت سرت را نگاه کن
دل بسته این پیاده به لطف سوارها

از درد بی حساب فقط داد میزنم
آیا نمیرسند به تو این هوارها

ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن
خیری ندیده ایم از این اختیارها

باید برای دیدن تو "مهزیار" شد
یعنی گذشتن از همگان "محض یار" ها

دیگر برای تو صدقه رد نمیکنم
بیهوده نیست اینکه گره خورده کارها

یکبار هم مسیر دلم سوی تو نبود
اما مسیر تو به من افتاده بارها

شب ها بدون آمدنت صبح می شوند
برگرد ای توسل شب زنده دارها

این دست ها به لطف تو ظرف گدایی اند
یا ایها العزیز تمام ندارها


(علی اکبر لطیفیان)
بیا و پیش وندهای نفی را
حذف کن
از صفحه های دستور زبان

فکر نمیکنم
آنطور
دیگر بشود
امید وار بودن را
منفی کرد !!

سیاهی شب رو قبول کن
ونیاز به توجه رو واسه شنیدن صدای نسیم، لابلای بوته های کوه
وقبول کن خیالاتی موندن، سکوت سایه رو از یادت میبره
بالاخره یه روز نور ریز ریز ظلمت رو از اتاق پاک میکنه.
منتظرش باش
میاد
بســــــــم الله

بــــا دستــــی که محــــکم به سیــــنه ات مـــــیزنی

بـــرای ابــــاعبــــدالله

خــــانــــه تکـــــانی کـــــن دلـــت را . . .




[تصویر: b6d24cc2c5b2ca7d8ff114044473237b-300]


الـــســـلــــام عــــلــــیــک یــا ابـــاعــبــدالله الحـــــســـیـــن

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین ...

بــرای شـــادی روح شـــهــــدای اســـــلـام صـــلـــوات
آدرس های مرجع