تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگوی منتظران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید


آشفته ام ، آقا ، دوباره رو به راهم کن

بیرون از این زندان تاریک گناهم کن

چیز زیادی از تو و چشمت نمی خواهم

منت سرم بگذار و یک لحظه نگاهم کن
سلام آقا جان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

اعظم الله اجورنا و اجورکم بمصابنا الحسین علیه السلام

[b]تسلیت مارا بپذیر
[/b]


[b]میدانم امدنتان نزدیک است
این را همه گفته اند
[/b]

[b]اما هیچ کس نمیداند چقدر نزدیک
میخواهم به نوبه خود سهمی کوچک در تعجیل ظهورتان داشته باشم
میخواهم به دانسته هایم عمل کنم[/b]


[b]میخواهم تلاش کنم که همانی باشم که شما می خواهید
[/b]


[b]آقای من(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
مولای من(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
یوسف زهرا(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
به من کمک کن
تا در کلاس عاشورا
[/b]

[b]درس پایمردی و جانبازی و ولایت پذیری و تسلیم را بیاموزم

به من کمک کن
تا چون حر، آزاده
چون وهب، شجاع
چون زهیر، غیور
چون حبیب ،حبیب

و چون همه ی اصحاب صبور و با گذشت و مخلص و وفادار باشم
به من بیاموز تا چون شیر مردان هاشمی در رکابت[/b]

[b]عاشق باشم
و به راه خویش یقین داشته باشم
و در این راه مرگ برایم از عسل شیرین تر باشد
به من کمک کن آقا جانم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
به من کمک کن
تا در کلاس درس عاشورا شاگرد خوبی باشم

عاشورایی باشم

و بیاموزم هر آنچه را که باید بیاموزم

کمکمان کن تا اهل عمل باشیم نه حرف

دلم میخواهد سرباز خوبی برای شما باشم

من تلاش میکنم
تا شما مرا برای خودتان تربیت کنید

الغیاث الغیاث الغیاث یا مولانا یا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم عجل لولیک الفرج

السلام علیک یا صاحب الزمان عج الله تعالی فرجه الشریف

اعظم الله اجورنا و اجورکم بمصابنا بالحسین (علیه السلام) و جعلنا و ایّاکم من الطالبین لثاره


به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزن است،
زجنس غم و ماتم زده آتش به دل آدم و عالم.
ای عشق مجسم که به جای نم شبنم میچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت؛
نکند باز شده ماه محرم؟ که چنین میزند آتش به دل فاطمه آهت.
به فدای نخ آن شال سیاهت.
به فدای رخت ای ماه بیا.
صاحب این بیرق واین پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم تویی؛آجرک الله.



سید حمیدرضا برقعی


این هفته نیز جمعه ما بی شما گذشت

آقا بپرس این که چه بر حال ما گذشت

این هفته هفت روز به ظاهر گذشتنی

بر من ولی عزیز دلم قرن ها گذشت

در خارزار حوصله هایت دویده ام

حالا ببین چه بر سر این دست و پا گذشت

هفتاد گوشه ناله زدم تا که جمعه شد

جانم به لب رسید ولی جمعه تا گذشت

گفتند جمعه بوی تو می آورد نسیم

اما نسیم آمد و سر در هوا گذشت

خورشید هم هوای مرا تازه تر نکرد

او هفت دفعه آمد و بی اعتنا گذشت

عمرم به سر رسید و از این دست جمعه ها

تکرار شد نیامدی و عمر ما گذشت...



ایوب پرند آور
بسم الله
هنگامی که همه یاران و اصحاب امام حسین(علیه السلام) به شهادت رسیدند، ندای غریبانه امام بلند شد:

«هل من ناصر ینصرنی...هل من ذاب عن حرم رسول الله...».

«آیا کسی هست که مرا یاری کند؟ آیا حمایت کننده ای هست تا از حرم رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حمایت کند؟»...
بسم رب الحسین

السلام علیک یا بقیة الله...

تسلیت میگم آقا...
میدونم که تسلیت گفتن من ، تسلی بخش خاطر شما نیست ...

اما
اینو با تمام وجودم میگم
کاش میتونستم ذره ای از غم شما رو تخفیف بدم...


ولی خیلی کوچیک تر از این حرفام...
سلام آقا جان

مثل همیشه شرمنده ام

وقتی امشب واسه آروم گرفتن قلبتون، صدقه گذاشتم، بیشتر از همیشه شرمندتون شدم...

امشب واسه آروم گرفتن قلبتون صدقه می ذارم و بقیه ایام سال، با کارام، خون به دلتون می کنم ...

شرمنده ام آقا

شرمنده ام ...

آجرک الله یا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
سلام آقا

آقا جان چه غوغاییِ تو دلتون ...

------------------------------------------------

دوستان واسه آرامش قلب آقامون، دعا کنید


شام غریبانه ...


........

انگشتای من چرا نمی نویسید؟

شرمتون از دستای قطع شده ی عباسِ (سلام الله علیه) که به خاطرِ مسلمونیه من حقیرِ گناهکار قطع شدن؟؟؟

یا ملاحظه ی دل آقا رو می کنید که هر روز هزاران بار از دست منِ حقیر، خون میشه؟

...........

-----------------------------------------------

التماس دعا ...

ای دل طوفانیم آرام باش
یک تپش با طبع من همگام باش
واژه هایم را پر از احساس کن
دیده را از اشک پر الماس کن
وا کن از پای قلم زنجیر را
بشکن این بغض شب دلگیر را
تا نویسم از چنین هنگامه ای
سوی آن صحرا نشسته نامه‌ای
کعبه آباد حجاز من توئی
مستحبات نماز من توئی
ای تو آرام دل هر بی شکیب
مستجاب آخرین امن یجیب
یادت ای قامت قیامت هر کجا
کرده غوغای قیامت را بپا

صبح جمعه رقص شور انگیز باد
حلقه زلف تو را آرد به یاد
چیست این دلشوره های بیکران

پشت کاشی های سبز جمکران

کشتی امید در گل تا به کی

بانگ اللهم عجل تا به کی
تا به کی از داغ هجران تو صبر
جلوه کن ای آفتاب پشت ابر
اشکهایم هر پگاه انتظار

گل کند در وعده گاه انتظار
کاروان سالار لختی صبر کن
یوسفی دارم به چاه انتظار
کی به دریای ظهورت می رسد
زورق این آبراه انتظار
بی تو در سرمای شب بی طاقتند
کودکان بی پناه انتظار
کاش مست چشم نازت می شدم

ریشه ای از جانمازت می شدم
کاش برگردی که باز آید بهار
کاش گردد دست بوست ذوالفقار
کاش یکدم میهمانت می شدم
نیمه‌ی شب روضه خوانت می شدم
کاش یک ساعت عنان گیرت شوم
یا جوان مرگ تو یا پیرت شوم
دادم از کف جمله صبر و تاب را
تا که بوسیدم کف سرداب را
بانگ هل من ناصر از کعبه برآر
کعبه را از این سیه پوشی در آر
ذوالفقار حیدری را تاب ده

کافران را بیم از مرداب ده

خیز و بر هم زن همه آرامشان
کام شیرین تلخ کن بر کامشان
محو کن فرعونیان نیل را
از فلسطین نقش اسرائیل را

کربلای دیگری آغاز کن
روزه صبر خدا را باز کن
کودک شش ماهه را خوابی رسان
خیمه های تشنه را آبی رسان
اهل بیت عشق را دریاب زود
خیمه عباس مانده بی عمود


بسم الله


مولا تاکی؟


تاکی عاشورا را بی حسینی بودن سرکنیم


تو که خود میدانی درد مارا فقط خودت دوایی


دیر کردنت


جمعه جمعه نیامدنت


شدست پشته پشته بغض در گلویم




بیا...
آدرس های مرجع